به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، فیلم سینمایی «بهشت تبهکاران» تازهترین اثر مسعود جعفری جوزانی، تلاشی برای بازخوانی یک پرونده ملتهب با تم امنیتی و جنایی است. دقایق اول فیلم شاید مقداری امیدوارکننده به نظر برسد، اما هرچه جلوتر میرود، ضعفهای بزرگ آن خود را آشکار میکنند. ماجرای تقابل جریانهای سیاسی قطعا باید حرفهای بیشتری برای گفتن داشته باشد، اما شاید تنها پیام تکخطی که در انتهای فیلم منتقل میشود این باشد که «عدالت در دوران پهلوی وجود نداشته است»؛ پیامی که برای فیلمی با این طمطراق به هیچ وجه کافی نیست.
فیلمنامه فاقد توانایی لازم برای شناساندن جریانهای سیاسی است. تقابل بین حزب توده، جریان رزمآرا (که بسیار مبهم توضیح داده میشود) و حکومت پهلوی، هیچ شناختی به مخاطب نمیدهد و او را در یک دشمنی و نبرد سایهوار سردرگم میکند. همین سردرگمی و عدم شکلگیری یک قصه پرکشش، باعث شده تا حس کافی نه به مخاطب و نه حتی به بازیگران منتقل نشود.
در بخش بازیگری نیز اثر به شدت از ناهمگونی رنج میبرد. امیرحسین آرمان، لادن مستوفی و حسام منظور، دقیقا همان چیزی هستند که تا به امروز در آثار پیشین خود بودهاند و سحر جعفری جوزانی نیز تلاشی به وضوح ناموفق برای ایفای نقش خود دارد. از سوی دیگر، حضور تعداد زیادی از چهرههای شناختهشده برای دیالوگهای کوتاه و چند ثانیهای، تمام ظرفیت قصهگویی و ایجاد بستر برای کاوش و جستجو را از مخاطب میگیرد.
اوج این آشفتگی روایی در پرده پایانی و دادگاه شخصیت اصلی داستان رخ میدهد؛ جایی که او پس از کشمکشهایی مبهم و عجیب، به طرز خندهداری از دادگاهی که حتی شاکی پرونده نیز مخالف اعدام اوست، حکم اعدام میگیرد!
در مجموع، «بهشت تبهکاران» نشان میدهد که مسعود جعفری جوزانی شکوه آثاری همچون «در چشم باد» و توان قصهگویی و سبک دیالوگنویسیهای جذاب و ادبی خود را از دست داده است. این اثر شاید پایانی بر حضور این کارگردان کهنهکار در سینمای ایران نباشد، اما قطعا نشانگر پایان دوران اوج اوست.