پشت پرده تینا پاکروان و عادی‌سازی تولید زیرزمینی در نمایش خانگی؛ از سفیدسازی پهلوی در «تاسیان» تا فریب افکار عمومی با شایعه مجوز برای «ماهدخت» / طغیان علیه قانون یا انفعال نظارتی؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۸۷۲۴
گزارش|

پشت پرده تینا پاکروان و عادی‌سازی تولید زیرزمینی در نمایش خانگی؛ از سفیدسازی پهلوی در «تاسیان» تا فریب افکار عمومی با شایعه مجوز برای «ماهدخت» / طغیان علیه قانون یا انفعال نظارتی؟

ما در اینجا با یک تخلف ساده و موردی روبه‌رو نیستیم؛ صحبت از یک جریان‌سازی سازمان‌یافته، عادی‌سازی تولیدات زیرزمینی در شبکه نمایش خانگی و قانون‌گریزی آشکار در ملأ عام است که امنیت عمومی و حافظه تاریخی کشور را هدف گرفته است.
پشت گرده تینا پاکروان

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در شرایطی که شبکه نمایش خانگی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انضباط قانونی و صیانت از حافظه تاریخی جامعه است، کلید خوردن پروژه «ماهدخت» به عنوان سومین گانه تینا پاکروان، پرده از یک روند خطرناک و سازمان‌یافته از قانون‌گریزی، فریب افکار عمومی و عادی‌سازی تولیدات زیرزمینی برداشته است.

 این جریان که پیش‌تر با حواشی مسموم سریال «تاسیان» و چالش‌های فرسایشی با نهاد تنظیم‌گر (ساترا) مرزهای قانون‌مداری را جابه‌جا کرده بود، اکنون با انتشار اخبار کذب درباره اخذ مجوز و لجبازی آشکار با ساختارهای حاکمیتی، زنگ خطری جدی برای متولیان امر به صدا درآورده است؛ روندی که در آن تحریف تاریخ معاصر و تطهیر چهره پهلوی با ساختارشکنی در ملأ عام پیوند خورده است.



بحران نظارت یا تداوم ولنگاری رسانه‌ای؟




عادی‌سازی تولیدات زیرزمینی و ساختارشکنی‌های زنجیره‌ای در بستر نمایش خانگی، دیگر یک مسئله موردی یا خطای ساده رسانه‌ای نیست؛ بلکه به یک رویه جریان‌ساز تبدیل شده است که امنیت روانی و حافظه تاریخی جامعه را هدف قرار می‌دهد.

 پرونده فعالیت‌های اخیر تینا پاکروان و حواشی پرشمار پیرامون آثار او، ابعاد تازه‌ای از ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی و گستاخی در برابر قانون را عیان ساخته است.

 انتشار شایعات اخیر درباره اخذ مجوز ساخت سریال «ماهدخت» — که پیگیری‌های رسمی آن را کاملاً کذب اعلام کرد — نشان داد که حامیان این جریان نه‌تنها تن به پذیرش قانون نمی‌دهند، بلکه با ابزار فریب افکار عمومی به دنبال مشروعیت‌بخشی به فعالیت‌های غیرقانونی خود هستند.





از «خاتون» تا «تاسیان»؛ تحریف تاریخ و گمراهی مخاطب




نگاهی به کارنامه سازنده آثار موسوم به سه‌گانه «روزی روزگاری ایران»، گویای رویکردی منقطع از واقعیت‌های اجتماعی است. سریال «تاسیان» به عنوان بخش دوم این پازل، با فضایی فانتزی و منقطع از واقعیت‌های تاریخی دهه چهل و پنجاه خورشیدی، نقشی تخریبی در بازنمایی تاریخ ایفا کرد.

منتقدان بارها متذکر شدند که این اثر با ترسیم ساختاری مدرن، نظم اجتماعی و امنیتی مطلوب از دوران پهلوی، و تقلیل رخدادهای کلان سیاسی به روابط فردی و مثلث‌های عشقی، به نوعی به سفیدسازی چهره آن حکومت پرداخته است. در این فضا:

- مأموران ساواک به جای چهره‌های خشن و امنیتی، افرادی مشفق و اهل گفتگو تصویر شدند.

- فضای عمومی جامعه از اعتراف‌گیری‌ها، بازداشت‌ها و خفقان سیاسی تهی شد تا مخاطب ناخواسته به این نتیجه برسد که آن دوران «چندان هم بد نبوده است».

روشنفکران مذهبی، روحانیون و جنبش‌های اصیل مردمی با سانسوری خاموش از دایره روایت خارج شدند.

این رویکرد انحرافی، در حالی که کشور با حوادث و التهابات اجتماعی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد، هزینه‌های سنگینی بر پیکره فکری جامعه وارد ساخت و به تهییج کاذب نسل جوان انجامید؛ به‌طوری‌که حتی مقایسه آن با آثار تاریخی دیگر نظیر «سرزمین مادری» کمال تبریزی، عمق شکاف زاویه‌دید این آثار با واقعیت‌های تاریخی را بیشتر نمایان ساخت.


 
بازی با قانون و جنگ رسانه‌ای با ساترا




یکی از ابعاد تکان‌دهنده در پرونده تولیدات این کارگردان، زیر پا گذاشتن صریح فرآیندهای قانونی تنظیم‌گری است. در جریان تولید «تاسیان»، مشخص شد که این سریال در بسیاری از مراحل بدون اخذ مجوزهای لازم قانونی تولید و حتی پس از اخطارهای مکرر با بی‌توجهی کامل پخش شد. کارگردان اثر نه‌تنها تن به اصلاحات ساختاری نداد، بلکه با فرافکنی، ساترا را به ناتوانی در ارائه اصلاحات متهم کرد و در اقدامی گستاخانه، اساس وجودی این نهاد تنظیم‌گر را زیر سوال برد.

نشر دست‌نوشته‌ها و اخبار جعلی در روزهای اخیر پیرامون مجوز «ماهدخت» نیز در همین پازل قابل تحلیل است. جریان حامی این آثار با انتشار اخبار کذب در کانال‌های غیررسمی، تلاش کرد تا با ایجاد فشار رسانه‌ای، نهادهای نظارتی را در عمل انجام‌شده قرار دهد.

 

هنجارشکنی در ملأ عام و لجبازی سازمان‌یافته




مسئله تینا پاکروان و آثارش تنها به محتوای تحریف‌شده سریال‌ها محدود نمی‌شود، بلکه رفتار فردی و مواضع علنی او در خارج از قاب تصویر نیز به بخشی از یک پازل ساختارشکنی تبدیل شده است. حضور بدون رعایت پوشش‌های قانونی در مجامع عمومی، نشان‌دهنده سطحی عریان از لجبازی با هنجارهای عمومی و قوانین موضوعه کشور است.

این در حالی است که در مواجهه با منتقدان، به‌جای پاسخگویی منطقی، رویکرد سرکوب، انگ‌زنی و فرار رو به جلو اتخاذ می‌شود تا هزینه نقد آثار بالا برود. این‌گونه است که حضور حاشیه‌سازانه‌ای چون مسعود فراستی در مقام حمایت از چنین آثار مسمومی، پازل امنیتی و رسانه‌ای این جریان را تکمیل می‌کند.
 
ما در اینجا با یک تخلف ساده و موردی روبه‌رو نیستیم؛ صحبت از یک جریان‌سازی سازمان‌یافته، عادی‌سازی تولیدات زیرزمینی در شبکه نمایش خانگی و قانون‌گریزی آشکار در ملأ عام است که امنیت عمومی و حافظه تاریخی کشور را هدف گرفته است.
اگر در برابر قانون‌شکنی‌های زنجیره‌ای، تحریف عامدانه تاریخ، و هنجارشکنی‌های مستمر این جریان در روز روشن ایستادگی قاطعی صورت نگیرد، باید منتظر فروپاشی کامل چارچوب‌های نظارتی در صنعت سرگرمی کشور بود. امروز نهادهای نظارتی، دادستانی و امنیتی مسئولیت خطیری بر عهده دارند تا با برخورد قانونی قاطع با بانیان تولیدات زیرزمینی و قانون‌گریز در شبکه نمایش خانگی، جلوی تکرار چنین فجایع رسانه‌ای را بگیرند.

پربازدیدترین آخرین اخبار