شاباش آمریکایی برای رقص روی خون! / نتیجه همدستی سینمای زیرزمینی و فیلمهای ریموتی + فیلم
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، مسئله فقط یک فیلم، یک بازیگر یا یک جشنواره نیست. ماجرا زمانی جدیتر میشود که بخشی از تولیدات موسوم به سینمای زیرزمینی یا آثاری که خارج از سازوکار رسمی تولید و نمایش سینمای ایران شکل گرفتهاند، در مسیر جشنوارههای خارجی قرار میگیرند و در آنجا به عنوان تصویری از «ایران» عرضه میشوند.
وقتی سینمای زیرزمینی جای سینمای ملی مینشیند
سینمای ملی قرار است روایت پیچیده و چندلایهای از جامعه ایران ارائه کند؛ از زندگی روزمره و مشکلات مردم تا امیدها، شکستها، قهرمانیها و بحرانهای اجتماعی. اما اگر تصویری که از ایران در جشنوارههای خارجی دیده میشود، عمدتاً از کانال فیلمهایی عبور کند که با فاصله از زیست عمومی جامعه و در تقابل با ساختار رسمی کشور تولید شدهاند، طبیعی است که این تصویر دیگر تمام ایران نباشد.
در این میان، پدیدهای که میتوان آن را «فیلمهای ریموتی» نامید نیز اهمیت پیدا میکند؛ آثاری که بخشی از فرآیند تولید، هدایت یا روایت آنها از بیرون مرزها شکل میگیرد و سپس برای مخاطب جهانی، با برچسب «روایت ایرانی» عرضه میشوند.
تشویق برای چه روایتی؟
جشنوارههای بینالمللی، البته حق انتخاب آثار خود را دارند؛ اما طی سالهای گذشته، بارها این نقد مطرح شده که برخی جشنوارهها در مواجهه با ایران، صرفاً به کیفیت هنری اثر توجه نمیکنند و فیلمهایی را بیشتر در کانون توجه قرار میدهند که تصویری سیاه، یکسویه یا سیاسی از ایران ارائه میکنند.
در چنین شرایطی، تشویق روی فرش قرمز فقط تشویق یک بازیگر یا فیلم نیست؛ میتواند به معنای تقویت یک روایت خاص از ایران باشد.