تنگه هرمز؛ شاهراه حیاتی انرژی و تجارت جهان زیر سایه ریسکهای ژئوپلیتیکی

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ مسعود دانشمند، کارشناس حوزه بنادر و لجستیک _ تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان، نقشی فراتر از یک مسیر جغرافیایی ساده در معادلات اقتصادی و تجاری منطقه ایفا میکند. این آبراهه باریک که خلیجفارس را به دریای عمان و آبهای آزاد متصل میکند، مسیر اصلی عبور بخش قابلتوجهی از نفت صادراتی کشورهای منطقه و همچنین حجم بزرگی از کالاهای تجاری است. بههمیندلیل، هرگونه بحث درباره محدودیت یا اختلال در تردد از این مسیر، بهسرعت به موضوعی اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک در سطح منطقهای و جهانی تبدیل میشود.
در دو سوی تنگه هرمز، مجموعهای از کشورهای مهم تولیدکننده و صادرکننده انرژی قرار دارند. از یکسو، ایران در ساحل شمالی خلیجفارس واقع شده و در سوی دیگر، کشورهای جنوبی این پهنه آبی شامل امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عربستان سعودی، کویت و عراق قرار گرفتهاند. بخش مهمی از اقتصاد این کشورها به صادرات نفت، گاز و خدمات تجاری وابسته است و تنگه هرمز مسیر کلیدی اتصال آنها به بازارهای جهانی محسوب میشود.
برآوردهای بینالمللی نشان میدهد حدود یکپنجم نفت مبادلهشده در جهان از این مسیر عبور میکند. نفت صادراتی امارات، قطر، کویت، بحرین، عراق، بخشی از صادرات عربستان سعودی و همچنین نفت ایران، همگی برای رسیدن به بازارهای آسیایی و فرامنطقهای به این گذرگاه وابستهاند. از اینرو، تنگه هرمز نهفقط یک مسیر ترانزیتی، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی بازار جهانی انرژی است. با این حال، اهمیت تنگه هرمز صرفا به نفت محدود نمیشود. این آبراه شاهراه عبور کالاهای تجاری نیز به شمار میرود. بسیاری از کالاهایی که به بنادر بزرگ منطقه وارد یا از آنها صادر میشود، از این مسیر میگذرد. برای نمونه، بندر بندر جبل علی در امارات یکی از بزرگترین هابهای کانتینری منطقه است که سالانه میلیونها کانتینر را جابهجا میکند. بخش قابلتوجهی از این ترافیک دریایی برای ورود یا خروج از خلیجفارس ناگزیر از عبور از تنگه هرمز است.
در عراق نیز بندر فاو بهعنوان پروژهای راهبردی برای توسعه تجارت دریایی مطرح شده و دسترسی آن به آبهای آزاد از همین مسیر میگذرد. در ایران، بنادری مانند بندر امامخمینی (ره) و بندر بوشهر نقش مهمی در واردات کالاهای اساسی، نهادههای دامی، غلات و مواد اولیه تولید دارند. هرگونه اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز میتواند برنامه زمانی ورود کشتیها به این بنادر را تحتتاثیر قرار دهد. کارشناسان حملونقل دریایی تاکید میکنند که ریسک در این مسیر مستقیما به افزایش هزینههای بیمه، کرایه حمل و زمان انتظار کشتیها منجر میشود. این هزینهها در نهایت در زنجیره تامین توزیع شده و میتواند به رشد نرخ کالاها در بازارهای داخلی کشورهای منطقه بینجامد. بهبیان دیگر، اختلال در تنگه هرمز صرفا یک مسئله خارجی نیست و میتواند بر بازارهای داخلی نیز اثرگذار باشد.
از منظر ژئوپلتیکی، خلیجفارس همواره یکی از مناطق حساس جهان بوده است. تمرکز منابع انرژی، حضور بازیگران متعدد منطقهای و وابستگی اقتصادهای بزرگ به انرژی این منطقه، سبب شده امنیت کشتیرانی در این پهنه آبی اهمیتی مضاعف پیدا کند. در چنین شرایطی، هرگونه تنش در تنگه هرمز میتواند پای بازیگران فرامنطقهای از جمله ایالات متحده امریکا را نیز به موضوع باز کند.
در مقابل، برخی تحلیلگران بر این باورند که ادبیات مربوط به «امنیت کشتیرانی» و «تضمین سلامت عبور و مرور» میتواند جایگزین رویکردهای تنشزا شود. از این نگاه، تاکید بر امنیت مسیرهای دریایی و تسهیل تجارت، نهتنها به ثبات بازارهای جهانی کمک میکند، بلکه منافع اقتصادی کشورهای ساحلی را نیز حفظ میکند.
در نهایت، واقعیت آن است که تنگه هرمز محل تلاقی منافع مشترک اقتصادی بسیاری از کشورهاست. نفت، گاز، کالاهای اساسی و تجارت کانتینری، همگی به این گذرگاه وابستهاند. از اینرو، هر تصمیم یا رویکردی درباره این آبراه، پیامدهایی فراتر از مرزهای یک کشور خواهد داشت. بههمین دلیل، بسیاری از ناظران معتقدند؛ مدیریت هوشمندانه، کاهش تنش و تمرکز بر امنیت جمعی کشتیرانی، میتواند به حفظ ثبات اقتصادی منطقه و جلوگیری از هزینههای ناخواسته برای کشورهای درگیر کمک کند.