رژیم صهیونیستی به دنبال شکست مذاکرات ایران و آمریکا و تسریع جنگ است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ عبدلباری عطوان؛ تحلیلگر جهان عرب و سردبیر روزنامه رای الیوم در تازهترین یادداشت خود نوشت که اگر اظهارات برخی مقامات آمریکایی و ایرانی که در دور دوم مذاکرات در سفارت عمان در ژنو حضور داشتند، صحت داشته باشد و ادعا کنند پیشرفت ملموسی حاصل شده است، در حالی که مدت کوتاه مذاکرات – تنها چند ساعت – نشان از خلاف آن دارد، احتمال درگیری نظامی افزایش یافته و نزدیکتر شده است. هدف پنهان آمریکا، زمانخریدن برای تکمیل آمادهسازی نظامی در آبهای اطراف یا نزدیک ایران (دریای عرب، دریای سرخ، اقیانوس هند و پایگاههای زمینی آمریکا در کشورهای همسایه مانند قطر، امارات، کویت و بحرین) است.
دولت اشغالگر اسرائیل به سمت شکست مذاکرات و شتاب دادن به جنگ پیش میرود و شروط غیرواقعی مانند توقف کامل غنیسازی، انتقال اورانیوم غنیشده با درصد بالا یا پایین به خارج از ایران، محدود کردن تعداد و برد موشکهای بالستیک و توقف حمایت مالی و نظامی از گروههای مقاومت را اعمال میکند تا ترامپ را به تسریع تجاوز وادارد.
اگر هر توافقی میان آمریکا و ایران حاصل شود، رژیم اسرائیل بزرگترین بازنده خواهد بود، زیرا رفع تحریمها و جریان آزاد صدها میلیارد دلار به خزانه ایران را به همراه خواهد داشت. این امر باعث رونق اقتصادی، افزایش منابع مالی، بهبود خدمات عمومی و توسعه صنایع نظامی ایران خواهد شد و مهمتر از همه، بقا و تقویت نظام اسلامی ایران که بارها ترامپ را تهدید کرده، تضمین میشود.
ایستادگی ایران و حفظ خطوط قرمز در همه مذاکرات، چه مذاکرات طولانی و قدیمی وین و چه مذاکرات جدید در مسقط، و تأکید بر حق غنیسازی و حفظ برنامه موشکی بالستیک به عنوان محور حاکمیت ملی، همراه با عدم ترس از تهدیدات نظامی آمریکا و جمعآوری ناوگان و ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس، همه ترامپ و دولتش را سردرگم و اسرائیل را در وضعیت کابوس قرار داده است.
طولانی شدن مذاکرات و عدم پذیرش شروط اسرائیلی منجر به شکست نقشههای اسرائیل برای مهار مقاومت و تحقق پروژه «اسرائیل بزرگ» شده است.
بازسازی قدرت گروههای مقاومت
گروههای مقاومت در لبنان، یمن، عراق و حتی نوار غزه توان نظامی و انسانی خود را بازیابی کردهاند. حملات و ترورها و فشارهای آمریکایی و عربی نتوانسته است توان حزبالله، انصارالله یا گروههای مقاومت عراقی را از بین ببرد یا روابط قوی آنها با ایران را قطع کند.
بهعنوان مثال، ارتش رژیم اسرائیل پس از بیش از دو سال تلاش برای نابودسازی و محاصره غزه، تنها موفق به تخریب ۱۵۰ تونل از مجموع ۵۰۰ تونل شد. این شکست نه تنها نشاندهنده مقاومت گروههای فلسطینی مانند کتائب القسام است، بلکه نشان میدهد که انتخابات داخلی و مدیریت سیاسی آنها همچنان فعال و توانمند است.
ایران با تأکید بر «قدسیت» برنامه موشکی بالستیک و پهپادها و با آغاز مانورهای نظامی مشترک با روسیه در تنگه هرمز و دریای عرب، قصد دارد جریان روزانه ۲۲ میلیون بشکه نفت را در صورت جنگ ببندد و مقابله با ناوگان آمریکا را تضمین کند، که میتواند قیمت نفت را به ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار بر بشکه برساند.
رهبر ایران، آیتالله علی خامنهای، جملهای تاریخی گفت: «بله، ناوهای هواپیمابر قدرت نظامی قابل توجهی دارند، اما خطرناکتر از آن، موشکهای ایرانی هستند که آنها را نابود و به ته دریا خواهند فرستاد.» این جمله نه تنها تهدید لفظی نیست، بلکه ناشی از شناخت کامل تواناییهای نظامی ایران و تجربه جنگهای گذشته است، مانند جنگ ۱۲ روزه ژوئن، که پاسخ ایران به تجاوز را نشان داد.
ایران تهدیدات آمریکا و اسرائیل را با توان دفاعی و بازدارنده خود خنثی کرده و آماده است هرگونه تجاوز را به جنگ منطقهای تبدیل کند. طولانی شدن جنگ، به ضرر نیروهای مهاجم خواهد بود، زیرا ایران توان جنگ فرسایشی دارد و استراتژی جدید ارتش آمریکا برای جنگهای کوتاه و محدود با هدف کاهش خسارتها را خنثی میکند.
پایان هژمونی آمریکا ممکن است با اقدامات نتانیاهو و اسرائیل رقم بخورد و روزهای آینده روشن خواهد کرد که چگونه این سناریو شکل میگیرد.