اظهارات جنجالی مایک هاکابی و طرح اسرائیل بزرگ/ چهره عریان سیاستهای رژیم صهیونیستی!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ در روزهایی که منطقه خاورمیانه بار دیگر در تبوتاب تنشهای امنیتی و آرایشهای نظامی بهسر میبرد، یک جمله کافی بود تا موجی از تحلیلها و نگرانیها به راه بیفتد. این بار نه یک فرمانده نظامی، نه یک نخستوزیر منطقهای، بلکه سفیر ایالات متحده در اسرائیل، مایک هاکابی، با سخنانی کمسابقه، بحث «حق ادعایی اسرائیل برای سیطره بر منطقه» را به صدر اخبار آورد.
اظهاراتی که اگرچه از نگاه برخی تحلیلگران ادامه همان رویکردهای دیرینه واشنگتن در قبال تلآویو است، اما صراحت بیان آن، معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه را وارد مرحلهای تازه کرده است.
هاکابی در سخنانی علنی، بدون استفاده از زبان دیپلماتیک مرسوم، از آنچه «حق تاریخی اسرائیل» خواند سخن گفت؛ تعبیری که برای بسیاری از ناظران یادآور ادبیات ایدئولوژیک جریانهای حامی طرح «اسرائیل بزرگ» بود.
این اظهارات در شرایطی بیان شد که منطقه با مجموعهای از تحولات همزمان روبهروست:
افزایش تنشهای مرزی در جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی
تحرکات نظامی آمریکا در آبهای خلیج فارس
و تغییر آرایش نیروهای فرامنطقهای

پروژه «اسرائیل بزرگ»
ایده «اسرائیل بزرگ» سالهاست در ادبیات برخی جریانهای ایدئولوژیک مطرح میشود؛ طرحی که قلمرو آن را از نیل تا فرات تصویر میکند. این ایده در گفتمان برخی جریانهای راستگرای افراطی حضور پررنگی داشته است.
منتقدان معتقدند حتی اگر اشغال مستقیم این سرزمینها ممکن نباشد، شکلهای مدرنتری از نفوذ جایگزین آن شده است:
نفوذ امنیتی
مهندسی سیاسی
تأثیرگذاری اقتصادی
ایجاد شکافهای قومی و مذهبی
و بهرهگیری از جنگهای نیابتی
در چنین چارچوبی، «کنترل غیرمستقیم» جای «اشغال مستقیم» را گرفته است.
سکوت واشنگتن
نکتهای که حساسیتها را دوچندان کرد، واکنش محتاطانه یا به تعبیر برخی، سکوت دولت آمریکا بود. تا لحظه انتشار این گزارش، کاخ سفید موضع رسمی روشنی در رد یا تعدیل سخنان سفیر خود ارائه نکرده است.
این در حالی است که مواضع پیشین واشنگتن، بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، همواره با ادعای ابتکارهایی نظیر نشستهای منطقهای و طرحهای سازش همراه بوده است.
ایران؛ بازیگر کلیدی منطقه
در تحلیلهای راهبردی، ایران همواره بهعنوان بازیگری کلیدی در موازنه منطقهای مطرح بوده است. تهران از یکسو با شبکهای از متحدان منطقهای پیوند دارد و از سوی دیگر در برابر اشغالگری رژیم اسرائیل موضع آشکارس اتخاذ کرده است.
کارشناسان معتقدند هرگونه پروژه گسترده بازآرایی در خاورمیانه، باوجود قدرت ایران ممکن نیست.
چین طی سالهای اخیر همکاریهای فناورانه و زیرساختی خود با ایران را گسترش داده و روسیه نیز رزمایشهای مشترک دریایی برگزار کرده است. این همگرایی، هرگونه درگیری احتمالی را از یک نزاع دوجانبه به رقابتی چندقطبی تبدیل میکند.
در هفتههای اخیر، گزارشهایی از افزایش آمادهباش امنیتی در رژیم اسرائیل و تحرکات در مرزهای شمالی منتشر شده است. همزمان، آمریکا نیز بخشی از نیروهای خود را در منطقه جابهجا کرده و سامانههای دفاعی پیشرفته مستقر کرده است.
چنین اقداماتی معمولاً بدون پیشزمینه راهبردی انجام نمیشود. برخی تحلیلگران این تحرکات را بخشی از «بازدارندگی فعال» میدانند، در حالی که دیگران آن را پیشدرآمد سناریوهای تهاجمیتر ارزیابی میکنند.
واقعیت این است که جهان عرب در سالهای اخیر با شکافهای داخلی، بحرانهای اقتصادی و رقابتهای منطقهای دستوپنجه نرم کرده است. نبود یک راهبرد مشترک، قدرت چانهزنی جمعی را کاهش داده و فضا را برای بازیگران فرامنطقهای باز گذاشته است.
کارشناسان معتقدند اگر کشورهای عربی نتوانند چارچوبی هماهنگ برای دفاع از منافع مشترک خود طراحی کنند، تحولات آینده بدون مشارکت مؤثر آنان رقم خواهد خورد.

سناریوهای پیش رو
با کنار هم گذاشتن قطعات پازل، چند سناریو قابل تصور است:
۱. سناریوی فشار کنترلشده
افزایش تنش لفظی و نظامی برای تقویت بازدارندگی، بدون ورود به جنگ فراگیر.
۲. سناریوی درگیری محدود
برخوردهای هدفمند و محدود که پیام سیاسی روشنی ارسال کند، اما از گسترش بحران جلوگیری شود.
۳. سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک
تحولات تدریجی که طی آن نقشه نفوذ منطقهای دستخوش تغییر شود، بدون آنکه مرزهای رسمی الزاماً تغییر کند.
۴. سناریوی چندقطبی شدن بحران
ورود فعالتر روسیه و چین به معادله که هرگونه تقابل را به سطحی جهانیتر ارتقا دهد.
آنچه که حیاتی است سکوت دربرابر این اظهارات اشغالگرایانه جایز نیست و اگر جامعه جامعه جهانی اکنون ایستادگی نکند، رژیم صهیونیستی اجازه پیشروی و جنایات بیشتری به خود میدهد.