قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۴۸۷۵
گزارش|

قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

حاجیه خانم معصومه حسینی‌زاده مادر سردار رشید سپاه اسلام جاویدالاثر، حاج احمد متوسلیان در شب پنجم ماه مبارک رمضان آسمانی شد.
قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ، با انتشار خبر درگذشت مادر احمد متوسلیان، بار دیگر نام مبارک این شهید بزرگ در یادها زنده شد. قصه ناتمام حاج احمد متوسلیان ، همچون بسیاری از جاویدالاثر‌های ایران اسلامی، هرگز از خاطر مردم ایران پاک نخواهد شد.

احمد در ۱۵ فروردین ۱۳۳۲ به دنیا آمدو در طول زندگیش ارتباطی قوی با پدر و مادر داشت.

 نقش حاجیه خانم حسینی‌زاده در تربیت فرزندی، چون احمد، به سال‌های دور و کانون مذهبی خانواده در محله مولوی و بازار تهران بازمی‌گردد.  حاج احمد متوسلیان که تحت تربیت مادری صبور و پدری متدین رشد یافته بود در سنین کودکی هم با سایر همسن و سالانش فرق می کرد.

کودکی حاج احمد چگونه گذشت؟

احمد ده ساله بود که قیام ۱۵ خرداد ۴۲ اتفاق افتاد. یکی از همرزمان او، از تأثیر این قیام بر وی می‌گوید: «یک بار، ذکر واقعه ۱۵ خرداد به میان آمد، ایشان گفت: «آن روز‌ها ما بچه بودیم. به اقتضای سن و سال کمی که داشتیم، از سیاست و مبارزه و این جور مسائل سر در نمی‌آوردیم. رژیم با قتل عام مردم در پانزده خرداد خبط بزرگی کرد. با حمام خونی که در تهران برپا شد، دیگر حتی ما بچه‌های کم سن و سال هم با ماهیت کثیف طاغوت آشنا شدیم. برای من دوران بچگی در همان روز کشتار تمام شد. به این نتیجه رسیدم که باید کاری کرد.» در همان سال‌ها ضمن شرکت فعال در هیأت‌های مذهبی و جلسات آموزش قرآن با وجود سن کم به مبارزه با شاه پرداخت. عمده فعالیت او در این دوران پخش اعلامیه‌های امام در محلات جنوبی تهران بود.

حاج احمد در سال‌های پیش از انقلاب

حاج احمد پس از ورود به رشته مهندسی الکترونیک در سال ۱۳۵۱، دوران سربازی خود را به عنوان فرمانده تانک سپری کرد و با وجود نظارت شدید ارتش، به سازماندهی جلسات مخفی و روشنگری سیاسی علیه رژیم پهلوی پرداخت. او که با گروه‌های مکتبی و دانشجویان مبارز ارتباط نزدیکی داشت، هم‌زمان با فعالیت‌های تئوریک، مبانی جنگ‌های چریک شهری را نیز فرا گرفت. با اوج‌گیری اعتراضات مردمی در سال ۱۳۵۷، متوسلیان برای گسترش مبارزات در پوشش تکنسین برق به خرم‌آباد رفت و نقش کلیدی در هدایت تظاهرات این شهر ایفا کرد، اما سرانجام در نیمه شهریور همان سال، حین تکثیر اعلامیه توسط مأموران ساواک شناسایی و دستگیر شد.

قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

 خانه پدری حاج احمد در بحبوحه انقلاب

 در آن سال‌های خفقان، خانه پدری حاج احمد مأمن فعالیت‌های زیرزمینی و انقلابی بود. تا زمانی که احمد توسط ساواک دستگیر و در زندان فلک‌الافلاک خرم‌آباد تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت. شاید بتوان گفت دوران چشم انتطاری مادر حاج احمد ازهمانجا شروع شداما  او مادری بود که فرزندش را برای آرمان‌های بزرگتر نذر کرده بود و در تمام دوران مبارزه، مشوق اصلی احمد در مسیر حق‌طلبی به شمار می‌رفت.

حاج احمد خورشیدی در غبار

با پیروزی انقلاب، احمد که در مکتب پدر و  مادرش درس شجاعت آموخته بود، راهی کردستان شد و غائله‌های ضدانقلاب را با درایت نظامی و نفوذ کلام خود مهار کرد. او بنیان‌گذار لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) و فاتح بلامنازع عملیات‌های «فتح‌المبین» و «الی بیت‌المقدس» بود.و نقش مهمی در دفاع مقدس و پیروزی ایران ایفا کرد.

 از کعبه تا فتح خرمشهر

پاییز سال ۱۳۶۰، احمد متوسلیان پس از بازگشت از سفر حج، مأموریتی بزرگ یافت: تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص). او با نبوغ نظامی خود، این تیپ را در اولین آزمون بزرگ یعنی عملیات فتح‌المبین به پیروزی رساند و توپخانه عراق را تسخیر کرد. اما اوج حماسه او در عملیات بیت‌المقدس رقم خورد؛ جایی که با وجود جراحت شدید پا، جاده استراتژیک اهواز-خرمشهر را با قاطعیت حفظ کرد. حاج احمد سرانجام در ساعت ۱۱ صبح سوم خرداد ۱۳۶۱، فاتحانه وارد خرمشهر شد و این پیروزی را هدیه‌ای برای شادی قلب امام (ره) دانست.

قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

مأموریت بی‌بازگشت حاج احمد

تنها ۱۲ روز پس از آزادی خرمشهر، با حمله اسرائیل به جنوب لبنان، حاج احمد راهی جبهه جدیدی شد. سفری که گویی خودش می‌دانست بی بازگشت است او پیش از حرکت به سمت لبنان گفته بود: «این راه، راهی بی‌بازگشت است.» او ۵۰۰ رزمنده داوطلب را در پادگان زبدانی سوریه مستقر کرد تا برای دفاع از مظلومان آماده شوند.

حاج احمد برای نجات اسناد محرمانه سفارت ایران در بیروت و بررسی وضعیت شیعیان، برای یک ماموریت بی بازگشت داوطلب شد. با وجود مخالفت‌ها، او به همراه چند نفر از دیپلمات‌های ایرانی (موسوی، رستگار مقدم و اخوان) راهی بیروت شدکه در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر ۱۴ تیر ۱۳۶۱، خودروی آنها در پست بازرسی «حزب کتائب» (فالانژها) به طور عجیبی متوقف شد.

چهار دیپلمات ایرانی با وجود مصونیت بین‌المللی، توسط تروریست‌های وابسته به اسرائیل ربوده شدند. این واقعه، طولانی‌ترین گروگان‌گیری سیاسی تاریخ معاصر نام گرفت که با سکوت مجامع جهانی، برای همیشه به عنوان یک راز‌های سربه‌مهر باقی مانده است؛ و این گونهبود که چشم‌های مادر حاج احمد برای همیشه به در دوخته شد.

قصه چشم انتظاری مادر حاج احمد

 روز گذشته حاجیه خانم «معصومه حسینی‌زاده»، مادری که نامش با صبر و استقامت در تاریخ معاصر ایران گره خورده بود، سرانجام پس از ۴۳ سال چشم‌انتظاری برای بازگشت فرزند برومندش، دعوت حق را لبیک گفت.

در نخستین ساعات بامداد دوشنبه، ۴ اسفندماه ۱۴۰۴، خبرگزاری‌های رسمی کشور خبر درگذشت بانو معصومه حسینی‌زاده، مادر گرامی سردار سرافراز سپاه اسلام حاج احمد متوسلیان را تایید کردند.

 این بانوکه طی روز‌های اخیر به دلیل کهولت سن و عوارض ناشی از بیماری در بیمارستان بستری بود، در حالی دیده از جهان فروبست که ۴۳ سال تمام، کوچک‌ترین نشانی از فرزند جاویدالاثر خود نیافت، اما هرگز از امید به دیدار مجدد او دست نکشید.

قصه ی چشم انتظاری مادر حاج احمد/زندگینامه و مجاهدت های جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

طبق اطلاعیه خانواده متوسلیان، پیکر ایشان در میان بدرقه همرزمان قدیمی حاج احمد و مردم تهران، در جوار همسرش مرحوم حاج غلامحسین متوسلیان به خاک سپرده شد.

مراسم تشییع پیکر این بانو با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شد و مردم ایران مثل همیشه ارادت خودشان را به شهدای مقدس میهن شان نشان دادند اگرچه او در این دنیا به آرزوی خود یعنی دوباره در آغوش کشیدن فرزندش نرسید، اما بی شک اکنون در سرایی دیگر، پاداش چهل و سه سال صبر خود را با دیدن فرزندش در یافت می‌کند

پربازدیدترین آخرین اخبار