آمریکا در بهترین حالت ۵ روز توان درگیری هوایی با ایران را دارد
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ روزنامه فایننشال تایمز در یک گزارش تحلیلی نوشت که در حالی که تنشها میان واشنگتن و تهران بار دیگر به نقطه جوش نزدیک میشود، گزارش تازهای از روزنامه فایننشال تایمز پرده از واقعیت برداشته است: حتی نزدیکترین متحد آمریکا در منطقه، یعنی رژیم اسرائیل، نسبت به توان ایالات متحده برای تحمل یک درگیری هوایی طولانی با ایران تردید دارد.
بر اساس این گزارش، یک مقام اطلاعاتی اسرائیلی به این روزنامه گفته است که آمریکا در بهترین حالت تنها میتواند چهار تا پنج روز یک حمله هوایی سنگین را تاب بیاورد؛ یا حداکثر یک هفته در صورت پایینتر بودن شدت درگیری. این ارزیابی، آن هم در شرایطی که ناو هواپیمابر «جرالد آر فورد» در راه منطقه است، تصویری متفاوت از موازنه قدرت ارائه میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه نشاندهنده اعتماد به نفس باشد، حاکی از احتیاط و نگرانی است.
از تهدید تا بنبست
چند هفته پیش، ترامپ تلاش داشت ایران را با فشارهای فزاینده و تهدیدهای مستقیم به پذیرش یک توافق وادار کند. اما انتشار ویدیویی از مارک لوین، مجری محافظهکار شبکه فاکسنیوز، که در آن ادعا میشد مذاکره با ایران بیفایده است، نشان داد صبر رئیسجمهور رو به پایان است.
این ویدیو صرفاً یک موضع رسانهای نبود؛ بلکه بازتابی از سرخوردگی عمیق کاخ سفید بود. تهدیدها، تحرکات نظامی، هشدارهای علنی و حتی تلویحی – هیچیک نتوانستهاند تهران را به عقبنشینی وادار کنند.
آرون دیوید میلر، دیپلمات باسابقه و کارشناس خاورمیانه، وضعیت کنونی ترامپ را چنین توصیف میکند: «او خودش را در تنگنا قرار داده است.» به گفته میلر، ترامپ با وعده حمایت از اغتشاشگران ایرانی و همزمان استقرار گسترده تجهیزات نظامی در نزدیکی ایران، فضای مانور خود را محدود کرده است.
به بیان سادهتر، رئیسجمهوری که میخواست با نمایش قدرت امتیاز بگیرد، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که عقبنشینی برایش هزینهساز است و پیشروی نیز خطرناک.
واقعیتهای پنهان
کاخ سفید تأکید میکند که هدف روشن است: ایران نباید به سلاح هستهای یا حتی توانایی ساخت آن دست یابد. واشنگتن همچنین بر توقف کامل غنیسازی اورانیوم پافشاری میکند.
اما در پس این شعار رسمی، اهداف متنوعتری نیز مطرح شدهاند؛ از نابودی زیرساختهای موشکی ایران گرفته تا تضعیف شبکه متحدان منطقهای تهران. برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی مدعیاند این شبکهها در سالهای اخیر تضعیف شدهاند و اکنون زمان مناسبی برای وارد آوردن ضربه نهایی است.
با این حال، تناقضی مهم وجود دارد: اگر برنامه هستهای ایران – به ادعای ترامپ – پیشتر «نابود شده»، چرا اکنون نیاز به اقدام نظامی تازه احساس میشود؟ این پرسشی است که حتی در میان تحلیلگران نزدیک به جمهوریخواهان نیز مطرح شده است.
ارزیابی اسرائیل؛ هشدار پنهان
شاید مهمترین بخش گزارش، ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل باشد. به گفته یک مقام اسرائیلی، حتی با حضور ناو «جرالد آر فورد»، توان آمریکا برای تحمل یک حمله متقابل شدید بسیار محدود است.
این برآورد از چند منظر اهمیت دارد:
-
نشان میدهد حتی متحدان واشنگتن نسبت به دوام یک جنگ گسترده اطمینان ندارند.
-
بر آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه تأکید میکند.
-
به محدودیت ذخایر دفاع موشکی و ظرفیت رهگیری در برابر حملات متراکم اشاره دارد.
به عبارت دیگر، هرگونه حمله اولیه آمریکا ممکن است با پاسخ متقابل ایران روبهرو شود که هزینههای غیرمنتظرهای در پی دارد؛ هزینههایی که میتواند نهتنها نظامی، بلکه سیاسی و اقتصادی باشد.
واکنش ایران
کارشناسان منطقهای و برخی مقامات دولت آمریکا هشدار دادهاند که ایران احتمالاً در صورت حمله، پایگاههای نظامی آمریکا، زیرساختهای انرژی و حتی متحدان منطقهای واشنگتن را هدف قرار خواهد داد.
چنین سناریویی میتواند به سرعت دامنه درگیری را گسترش دهد؛ از خلیج فارس تا شرق مدیترانه. بازارهای انرژی دچار تلاطم خواهند شد، قیمت نفت افزایش مییابد و اقتصاد جهانی تحت فشار قرار میگیرد.
از منظر راهبردی، تهران نشان داده که در مواجهه با فشار خارجی، گزینههای متنوعی در اختیار دارد؛ از جنگ سایبری گرفته تا حملات نیابتی و موشکی. همین تنوع ابزارها، محاسبات نظامی را پیچیدهتر میکند.
شاید مهمترین عامل بازدارنده برای ترامپ، نه ایران بلکه افکار عمومی داخلی باشد. نظرسنجی دانشگاه مریلند نشان میدهد تنها ۴۰ درصد جمهوریخواهان از مداخله نظامی حمایت میکنند و یکچهارم آنها مخالفاند. در میان دموکراتها، مخالفت گستردهتر است.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش بارها از «پایان دادن به جنگهای بیپایان» سخن گفت. ورود به یک جنگ تازه، آن هم در خاورمیانه، میتواند این تصویر را خدشهدار کند.
علاوه بر این، هرگونه تلفات نظامی یا افزایش قیمت سوخت در آمریکا، میتواند واکنش منفی رأیدهندگان را برانگیزد؛ بهویژه در شرایطی که اقتصاد و تورم همچنان موضوعات حساس سیاسیاند.
محاسبه اشتباه؛ خطری همیشگی
تاریخ سیاست خارجی آمریکا پر است از نمونههایی که در آن، برآوردهای اولیه درباره مدت و هزینه جنگها خوشبینانه بوده است. از عراق تا افغانستان، تصمیماتی که قرار بود سریع و قاطع باشند، به درگیریهای طولانی و پرهزینه تبدیل شدند.
آیا سناریوی مشابهی در حال شکلگیری است؟
برخی تحلیلگران معتقدند حتی حملات «محدود» نیز میتواند زنجیرهای از واکنشها ایجاد کند که مهار آن دشوار باشد. در منطقهای که بازیگران متعدد و منافع متقاطع حضور دارند، هیچ تضمینی وجود ندارد که درگیری در همان سطح اولیه باقی بماند.
دو راهی خطرناک
ترامپ اکنون در برابر دو گزینه دشوار قرار دارد:
-
تشدید فشار و حرکت به سوی اقدام نظامی؛ با ریسک بالای واکنش ایران و هزینههای داخلی.
-
بازگشت به مسیر دیپلماسی؛ با پذیرش این واقعیت که شاید توافقی کمتر از خواستههای حداکثری واشنگتن حاصل شود.