مشق عشق در محله قائم‌مقام؛ وقتی «سفره مادرانه» میزبان افطار نسل چهارم انقلاب شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۵۵۱۳

مشق عشق در محله قائم‌مقام؛ وقتی «سفره مادرانه» میزبان افطار نسل چهارم انقلاب شد

خانه‌ای در حوالی محله قائم‌مقام تهران، روز گذشته شاهد وصال دو نسل بود؛ جایی که دانش‌آموزان به جای نیمکت‌های مدرسه، بر گرد سفره‌ای نشستند که بوی اخلاص و عطر خاطرات شهیدی را می‌داد که امنیت امروز، وامدار گذشت دیروز اوست.
مشق عشق در محله قائم‌مقام؛ وقتی «سفره مادرانه» میزبان افطار نسل چهارم انقلاب شد

 به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، گاهی برای آموختن درس ایستادگی، نیاز به کتاب و تخته‌سیاه نیست؛ گاهی یک استکان چای در استکان‌های قدیمی خانه‌ای باصفا و هم‌کلامی با مادری که سال‌هاست چراغ خاطرات فرزندش را روشن نگه داشته، عمیق‌ترین درس‌ها را به دانش‌آموزان می‌دهد. عصر گذشته، محله قائم‌مقام تهران میزبان رویدادی از جنس نور و معنویت بود. جمعی از دانش‌آموزان مدرسه شاهد به همراه اهالی فرهنگ و روایت، در قالب ابتکار «سفره مادرانه»، میهمان خانه شهید ناصر عطایی شدند تا در لحظات استجابت دعا، همنشین صبوری‌های یک مادر شهید باشند.

  طرح «سفره مادرانه»، ابتکاری است که این روزها فضای شهر را با عطر شهادت معطر کرده است. این مراسم، صرفاً یک افطاری ساده نیست؛ بلکه فرصتی است برای دانش‌آموزان و اهالی فرهنگ و روایت دفاع مقدس تا با حضور در خانه شهدا، پای صحبت‌های      شاهدان عینی حماسه بنشینند و روزه خود را در کنار مادرانی باز کنند که فرزندانشان، «روزی‌خوران سفره الهی» گشتند.

   محفلی از جنس نور و ترتیل

    عصر روز گذشته، خانه شهید ناصر عطایی پذیرای میهمانانی از جنس دهه هشتاد و نود بود. مراسم با زمزمه آیات الهی توسط قاری قرآن آغاز شد. طنین کلام وحی در فضای خانه، آرامشی خاص به محفل بخشید و دانش‌آموزان مدرسه شاهد، در این فضای معنوی،         گوش جان به آیاتی سپردند که شهید عطایی سال‌ها پیش، برای تحقق آرمان‌های آن راهی جبهه‌ها شده بود.

   در ادامه، راوی دفاع مقدس با بازخوانی خاطراتی از عملیات‌های آزادسازی خرمشهر، پلی میان گذشته و امروز زد تا نوجوانان حاضر در جلسه، بهتر درک کنند که در روزهای سختِ جنگ، چه جوانانی پشت پا به تمام تعلقات دنیا زدند.

   از رفاهِ تهران تا خونین‌شهر؛ روایت مادرانه از یک غیرت

     نقطه اوج این دیدار، سخنان مادر بزرگوار شهید ناصر عطایی بود. او با بیانی گرم و صمیمی، از فرزندی گفت که در ناز و نعمت قد کشیده بود، اما وقتی پای غیرت و وطن به میان آمد، همه چیز را رها کرد. مادر شهید با یادآوری خاطره اعزام فرزندش گفت:

«وقتی ناصر تصمیم گرفت برای دفاع از خرمشهر عازم جبهه شود، به او گفتم تو در رفاه هستی، اما او در پاسخ گفت: مادر! امروز زن و بچه مردم در خطر هستند. اگر من امروز نروم، دشمن تا خود تهران خواهد رسید.»

این مادر شهید با اشاره به روحیه ایثارگری فرزندش افزود: «ناصر در خانه در رفاه بود و حتی از پتوی مخملی خود هم نمی‌گذشت، اما وقتی پای تکلیف وسط آمد، همان پتوی گرم و زندگی راحت را رها کرد، سختی سنگرها را به جان خرید و در نهایت به مقام والای شهادت نائل آمد.»

کد ویدیو


     سفره‌ای که بوی بهشت می‌داد

     با طنین اذان مغرب، لحظه وصال فرا رسید. سفره افطار با سادگی و صمیمیتی مثال‌زدنی پهن شد. دانش‌آموزان در کنار مادر شهید، بر سر سفره‌ای نشستند که بیش از نان و خرما، بوی برکت و معرفت می‌داد. این همنشینی صمیمانه، فرصتی شد تا نوجوانان سوالات       خود را در فضایی غیررسمی از این اسوه صبر بپرسند و پیوندی عاطفی میان آن‌ها شکل بگیرد.

   هدایایی به یادگار برای آینده‌سازان

   در پایان این مراسم معنوی، نوبت به تقدیر از میهمانان رسید. مادر شهید عطایی با گشاده‌رویی و به رسم یادبود، هدایایی را به دختران دانش‌آموز اهدا کرد. این هدایا نه به عنوان یک کالا، بلکه به عنوان «نشان یادگاری» از سوی خانواده شهید، در دستان دانش‌آموزانی     قرار گرفت که قرار است حافظان راه شهیدانی چون ناصر عطایی باشند.

کد ویدیو

   این مراسم بار دیگر ثابت کرد که «سفره مادرانه» تنها یک طرح نیست، بلکه کلاس درسی است که در آن، ایثار، گذشت و ولایت‌مداری به صورت زنده و مستقیم تدریس می‌شود.

پربازدیدترین آخرین اخبار