پشت پرده جهشهای ارزی و سقوط سود/ کارنامه غیرقابل دفاع حفاری شمال
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ در شرایطی که صنعت حفاری کشور از نوسانات ارزی اثر مستقیم میپذیرد، عملکرد مالی «حفاری شمال» بار دیگر به کانون توجه بازار سرمایه بازگشته است. در رأس هلدینگ بالادستی، سلمانزاده بهعنوان مدیرعامل هلدینگ انرژی سینا قرار دارد و در سطح عملیاتی، سکان مدیریت حفاری شمال در اختیار عبدی است. همین ساختار دولایه، تحلیل مسئولیت عملکرد را پیچیدهتر میکند. درآمدهای جهشی، سودِ فروریخته گزارش ششماهه حسابرسیشده شرکت نشان میدهد درآمد عملیاتی با رشد ۱۹۲ درصدی به بیش از ۷۷۵۲ میلیارد تومان رسیده و جریان نقد عملیاتی نیز رشدی کمسابقه را ثبت کرده است.
با این حال، سود خالص تنها ۱۲۴ میلیارد تومان (۶۹ ریال به ازای هر سهم) بوده که نسبت به دوره مشابه قبل سقوطی سنگین را نشان میدهد. این تضاد آماری یک پرسش کلیدی ایجاد میکند: چگونه شرکتی با تثبیت حاشیه سود ناخالص ۲۵ درصدی و رشد قابل توجه فروش، در نهایت بخش عمده منافع را در لایههای پایین صورت سود و زیان از دست میدهد؟ آیا مسئله در هزینههای مالی و ساختار بدهی است؟ آیا مدیریت پروژهها و قراردادها بهگونهای تنظیم شده که ریسک هزینهای بیش از حد به شرکت تحمیل میکند؟ یا تصمیمات سطح هلدینگ در تأمین مالی و سیاستهای کلان اثرگذار بوده است؟ تعدیلهای قراردادی؛ اثر واقعی کجاست؟
اعلام افزایش ۲۵ درصدی مبلغ قرارداد دکل دریایی «سحر ۲» و رساندن رقم آن به بیش از ۱۲ میلیون دلار، در ظاهر نشانهای مثبت است. اما بازار سرمایه به اثر نهایی این قراردادها در سود خالص نگاه میکند، نه صرفاً افزایش رقم اسمی قرارداد. اگر درآمد شرکت ماهیت ارزی دارد و نرخ ارز در ماههای اخیر صعودی بوده، چرا بازتاب آن در سودآوری پایدار با وقفه و نوسان همراه است؟ بهبود ۹ماهه؛ نشانه چرخش یا اصلاح مقطعی؟
در گزارش ۹ماهه، سود خالص به ۴۶۷ میلیارد تومان (۲۶۰ ریال به ازای هر سهم) رسیده که نسبت به نیمه نخست سال جهش محسوسی محسوب میشود. اما پرسش اینجاست که آیا این روند پایدار است یا ناشی از شناسایی مقطعی درآمدها و تسعیر ارزی؟ برای سهامدار، مهم کیفیت سود است؛ اینکه سود عملیاتی به سود خالص تبدیل شود و در چرخه نقدینگی شرکت تثبیت گردد.
مسئولیتپذیری در ساختار دوگانه در ساختاری که یک هلدینگ بالادستی سیاستگذار و تأمینکننده منابع است و شرکت عملیاتی اجراکننده پروژهها، پاسخگویی باید شفاف باشد. سهم هر لایه مدیریتی در وضعیت فعلی چیست؟ راهبرد مشخص برای تبدیل رشد درآمد به سود پایدار کدام است؟ و چه برنامهای برای کنترل هزینههای مالی و کاهش نوسانات سود تعریف شده است.
حفاری شمال از منظر ظرفیت عملیاتی و قراردادهای ارزی، پتانسیل بالایی دارد. اما شکاف میان رشد فروش و نوسان شدید سود خالص، نشان میدهد مسئله صرفاً نرخ ارز نیست؛ بلکه کیفیت مدیریت هزینه، ساختار مالی و راهبری شرکتی تعیینکننده است. اکنون با تداوم روند افزایشی نرخ ارز، فرصت دیگری برای اصلاح تصویر سودآوری فراهم شده است. باید دید در گزارش ۱۲ماهه، این شرکت و مجموعه بالادستی آن میتوانند از فرصت ارزی برای خلق ارزش واقعی برای سهامداران استفاده کنند یا بار دیگر شکاف میان «عدد فروش» و «واقعیت سود» تکرار خواهد شد.