حضور خادمان بارگاه منور رضوی در تشییع شهدای ناو دنا در بندرعباس
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۵۴۹۳

حضور خادمان بارگاه منور رضوی در تشییع شهدای ناو دنا در بندرعباس

دوم فروردین است؛ روز‌هایی که بندرعباس باید غرق در خنده‌های مسافران نوروزی و هیاهوی بازار ماهی‌فروشان باشد، اما امسال، فروردین جنوب بوی سوختن می‌داد و طعم شور اشک.

حضور خادمان بارگاه منور رضوی در تشییع شهدای ناو دنا در بندرعباس

به گزارش گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، آفتاب دم ظهر بندر، با بی‌رحمی تمام روی آسفالت داغ بلوار ساحلی می‌تابید. شرجی زودتر از همیشه از راه رسیده بود و پیراهن‌های سپید ملوانی را به تن سربازان چسبانده بود، اما هیچ‌کس پلک نمی‌زد. همه خیره بودند به افق؛ جایی که قرار بود دنا بازگردد، اما نه با غرور همیشگی‌اش روی آب، که بر شانه‌های شهر.

من ایستاده بودم لبه‌ی جدول، درست جایی که سایه‌ی نخل‌های لاغر هم دیگر توانی نداشت. کنارم زنی بود با چادر بندری بنفش که گل‌های گلابتون دوزی شده‌اش زیر نور آفتاب برق می‌زد.

 نقاب بُرقع روی صورتش بود، اما لرزش شانه‌هایش و صدای تسبیح شاه مقصود در دستان نحیفش که مدام به هم می‌خورد، حکایت دل بی‌قرارش را می‌گفت. زیر لب مدام زمزمه می‌کرد: «رود جَوونم... رودِ بی‌پناهم...» او مادر یکی از آن ۱۰۴ نفری بود که در سیزدهم اسفند، وقتی ناوشکن پیشرفته‌مان داشت از رزمایش «میلان ۲۰۲۶» هند برمی‌گشت، غریبانه، در نزدیکی سریلانکا، هدف اژدر زیردریایی آمریکایی، قرار گرفتند. 

ناگهان صدای جمعیت مثل موج خروشان دریا بلند شد: «لبیک یا حسین (ع)». اما میان این فریادها، صدایی آرام و ملکوتی از بلندگو‌ها پخش شد؛ صلوات خاصه‌ی امام رضا (ع). انگار یک‌باره تمام داغی هوا فروکش کرد.

 از انتهای مسیر، میان هیاهوی برخاسته از جمعیت، چند مرد با کت و شلوار سرمه‌ای ظاهر شدند، خادمان آقا بودند. 

خادمانی عودسوز‌های نقره‌ای را می‌چرخاندند که دود غلیظ کندر و اسفند را در هوای دم‌کرده‌ی بندر پخش می‌کرد. بوی حرم، بوی عطر رواق‌ها، یک‌باره بر بوی تند ماهی و دریا، غلبه کرد.

دلم حال وهوایی عجیب گرفت، وقتی دیدم آن پارچه‌ی سبز سنگین گلدوزی شده، مثل بالِ فرشته باز شد و روی تابوت‌ها سایه انداخت. 

تابوت‌هایی که روی هر کدام‌شان عکسی از یک جوان خندان بود؛ جوانانی که میانگین سنی‌شان ۲۳ سال هم نمی‌شد. یعنی تمام عید امسال، سفره‌های هفت‌سین این خانواده‌ها یک «سین» کم داشت: «سرو قامتی» که دیگر برنگشت.

مردی تنومند با لباس فرم نیروی دریایی، که چهره‌اش از آفتاب سوخته‌ی جنوب به سیاهی می‌زد، خودش را به لبه‌ی پرچم سبز رساند. همرزم بچه‌های دنا بود. دستش را که به نشانه‌ی احترام نظامی کنار سرش گذاشته بود، پایین آورد و با مشت گره کرده، گوشه‌ای از پرچم امام رضا (ع) را گرفت و هق‌هق گریه کرد. 

شنیدم که میان گریه می‌گفت: «سعید... رضا... آقا اومد... نگفتم آقا غریب نوازه؟» او داشت از «سعید قشقایی‌زاده» و «رضا سالاری جائینی» حرف می‌زد؛ همان‌هایی که وقتی زیردریایی دشمن آن جنایت را رقم زد، شاید در آخرین لحظات، چشم بسته به سمت مشهد، سلام داده بودند.

آن لحظه بود که نوایی غریب در گوشم زنگ زد:حتما دعای نیمه شبای تو حرم امام رضا (ع) یه روز می‌گیره... حیفه یه خادم بعد یه عمری، شبیه آدمای معمولی بمیره...

 راست می‌گفت؛ این بچه‌ها معمولی نبودند. آنها در روزگاری که خفاش‌ها به آسمان و دریای ایران چشم طمع دوخته بودند، سینه‌شان را سپر کردند. آنها خادم وطن بودند و حالا در میانه نبرد بزرگ قرن، مدال افتخارشان را از دست خادمان امام رئوف (ع)، می‌گرفتند. 

زن کنار من، برقعش را کمی بالا زد تا بتواند پرچم سبز را بهتر ببیند. با دست‌های پینه‌بسته‌ای که نشان از سال‌ها کار سخت داشت، هوایی که امتدادش به پرچم می‌رسید را لمس می‌کرد؛ انگار داشت ضریح را لمس می‌کرد. زیر لب می‌گفت: «آقا، دستت روی سر بچه‌م باشه... سپردمش به خودت.

انتهای این قصه، غریب‌ترین جای ماجرا بود. وقتی تابوت‌ها برای وداع به سمت مسجد جامع حرکت کردند، خورشید بندر داشت آرام‌آرام به وسط آسمان می‌رسید. چند ساعت بعد رنگ سرخ غروب روی آبی دریا ریخته بود؛ درست مثل خون آن ۱۰۴ نفر که اقیانوس هند را سرخ کرده بود. 

خادمان به شهرشان برگشتند، اما بوی عطر حرم علی‌ابن موسی الرضا (ع) در تک تک چادر‌های سیاه مادران و پیراهن‌های سپید ملوانی، باقی ماند. 

بندرعباس، در دومین روز بهار ۱۴۰۵، با چشمان سرخ خود دید که فاصله میان «ناوِ دنا» تا «صحن انقلاب»، فقط یک سلام خالصانه است. آنها که در عمق آب‌ها غرق شدند، حالا در اقیانوس کرامت رضا (ع) به ساحل آرامش رسیده‌اند.

 دشمن شاید ناو این مردم را زد، اما نمی‌دانست که ما لنگرگاهمان را جایی بسته‌ایم که هیچ توفانی، توان جابه‌جایی‌اش را، ندارد.

کد ویدیو
دیدار و همدردی خدام رضوی با خانواده شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
پربازدیدترین آخرین اخبار