الگوی توسعه سیاسی - اقتصادی پساجنگ رمضان / چرا ایران پیروز جنگ رمضان است؟
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مهدی موحدی بکنظر، عضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه شاهد طی یادداشتی نوشت:
سناریوهای مختلفی برای پایان جنگ وجود دارد. مشکل اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونگی توقف جنگ نیست، اما به نظر میرسد مشکل اصلی آنها، الگویی است که ایران بعد از پایان جنگ رقم خواهد زد. جنگ رمضان با فرض مقاومت ایران برای جلوگیری از تحقق اهداف خاص دشمنان در سرنگونی جمهوری اسلامی، نقطه عطفی خواهد بود که نه تنها نویدبخش نظم و تعادلی جدید از آرایش قدرتهای سیاسی بینالملل با نقشآفرینی پررنگ جمهوری اسلامی ایران است بلکه نویدبخش شکلگیری الگویی نوپدید -، اما مورد انتظار - از توسعه سیاسی-اقتصادی آتی جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا است. حال باید به این بپردازیم که به چه دلیل ایران پیروز این جنگ خواهد بود؟
۱. تضمین بقای جمهوری اسلامی در قبال جنگ
ایران سالهای سال در سایه تهدید، تحریم و جنگ روزگار گذرانده، اما شکست نظامی آمریکا در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، بقای بلندمدت جمهوری اسلامی ایران در ساحت نظامی و امنیتی را تضمین میکند. تاریخ سیاسی و نظامی آمریکا، این شکست را همچون شکست جنگ ویتنام، افعانستان و عراق در دفترچه تجارب نظامی خود برای آیندگان ثبت نموده، اتخاذ راهبرد ورود نظامی در آیندهای نزدیک با ایران را از خود سلب کرده و لاجرم قدرت نظامی ایران را به رسمیت خواهد شناخت؛ بنابراین حذف یا کمرنگ شدن راهبرد حذف جمهوری اسلامی با گزینه جنگ به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان ثبت خواهد شد. البته این مسأله نافی مواجهه نرم با جمهوری اسلامی در آینده نخواهد بود.
۲. تضعیف نقش آمریکا در موازنههای سیاسی
ثبت یکی دیگر از نمونه شکستهای نظامی آمریکا در اوج ملیگرایی حاکم بر سیاستهای کاخ سفید با صحّه گذاشتن بر قدرت نظامی و سیاسی ایران، ضمن افزایش وزن ایران قدرتمند در معادلات سیاسی، افزایش احتمال تنشهای تجاری، سیاسی و نظامی کشورهایی، چون چین و روسیه و حتی اروپا با آمریکا را منجر خواهد شد. این مسأله به خودی خود باعث افزایش مشکلات سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا در کل جهان به خصوص در غرب آسیا خواهد شد.
۳. آشکار شدن سیاستهای دوگانه آمریکا در منطقه
پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا عموماً در قالب موافقتنامههای دوجانبه امنیتی و دفاعی با کشورهای میزبان ایجاد شدهاند. در سیاست اعلامی آمریکا، این پایگاهها عمدتاً برای تأمین امنیت و ثبات منطقهای، مبارزه با تروریسم، حفظ جریان آزاد انرژی، حمایت از متحدان و مهار تهدیدات منطقهای مثل ایران، القاعده یا داعش ایجاد شدهاند. اما سیاستهای اعمالی آمریکا، اهداف دیگری از جمله تثبیت سلطه راهبردی بر قلب انرژی دنیا، امکان نظارت و جمعآوری اطلاعات، توانایی واکنش سریع و حفظ اهرم فشار علیه رقبایی، چون ایران، روسیه و چین، حمایت نظامی از اسرائیل و نیز امکان بهرهکشی مالی و اقتصادی از کشورهای منطقه در ازای ایجاد ثبات را دنبال میکند. شروع یکجانبه و بدون اطلاع جنگ رمضان توسط آمریکا ظاهراً برای حفظ بقای بلندمدت رژیم صهیونیستی موجب شد که کارکرد این پایگاهها در تحقق سیاستهای اعلامی آمریکا دقیقاً تبدیل به تهدید شده و به ضد خود بدل شود یعنی امنیت و ثبات منطقه و نیز جریان آزاد انرژی را به خطر اندازد و اساساً کشورهای منطقه را به یکی از اهداف این جنگ تبدیل کند.
۴. تغییر معماری امنیتی منطقه در سایه بیاعتمادی به آمریکا
کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بعد از جنگ رمضان با معادله ریسک-سود پیچیدهتری مواجه خواهند شد. از یک سو اعتماد به آمریکا برای حفظ ثبات منطقه خدشه برداشته و از سوی دیگر به دلیل وابستگی بلندمدت به ثبات ناشی از حضور آمریکا در منطقه، راه جایگزین کوتاهمدتی برای حفظ این ثبات این کشورها وجود نخواهد داشت. میزبانی کشورهای منطقه از پایگاههای آمریکایی قاعدتاً ناامنی و بیثباتی اقتصادی را برای این کشورها به دنبال خواهد داشت. از این رو جنگ رمضان میتواند دوره پایگاههای بزرگ ثابت و آشکار آمریکا در غرب آسیا را به پایان برساند و از سوی دیگر میزبانی کشورهای منطقه از این پایگاهها را به شرط عدم درگیری یا هزینههای بسیار بالاتر با محدودیتهای بیشتری مواجه کند.
۵. تبدیل تنگه هرمز به عنوان ابزار بازدارنده و اقتصادی ایران
اعمال قدرت کامل ایران بر تنگه هرمز به عنوان یک اهرم راهبردی در دوره جنگ رمضان، اراده سیاسی ایران برای بکارگیری یکی از مهمترین سلاحهای ژئوپلیتیک و اقتصادی با پیامدهای جهانی مؤثر را بالفعل کرد. هرچند امکان فعال شدن ائتلافهای بینالمللی برای مقابله با آن وجود دارد، اما ایران میتواند از کنترل تنگه هرمز و حتی در مواقع ضروری تنگه بابالمندب به عنوان ابزاری برای مذاکره و دریافت امتیازات امنیتی و حتی ایجاد یک نظام امنیتی و اقتصادی جمعی جدید در قالب کنسرسیومی متشکل از کشورهای منطقه و در نتیجه ثبات سیاسی بیشتر منطقه با محوریت خود استفاده کند.
۶. ایران، تنها قدرت حافظ امنیت اقتصاد در ژئوپلیتیک غرب آسیا
کشورهای منطقه با یک واقعیت جدید ژئوپلیتیک کنار میآیند که ایران، یک قدرت برتر نظامی و ایدئولوژیک منطقه است که نمیتوان آن را با کمک خارجی حتی آمریکا شکست داد. بعد از شکست آمریکا، گزینه مقابله با ایران بسیار پرهزینه و گزینه همزیستی با ایران، گزینه منطقیتری است. حضور آمریکا و رژیم صهیونیستی و نزاع همیشگی آن با ایران، ثبات بلندمدت اقتصاد منطقه را دچار مشکل میکند. در فقدان آمریکا و یا حضور کمرنگ آن در منطقه تنها ایران است که میتواند حافظ ثبات بلندمدت اقتصاد ژئوپلیتیک و منطقهای بلندمدت غرب آسیا باشد؛ بنابراین بخشی از هزینه ایجاد آرامش بین آمریکا و ایران به عهده این کشورها خواهد بود. یکی از راهبردهای جدی کشورهای عربی برای حفظ امنیت اقتصادی خودشان، تضمین این منافع مشترک با ایجاد سرمایهگذاریهای مشترک با ایران خواهد بود. باید به این نکته اشاره داشت که اتخاذ راهبرد اجماع منطقهای علیه ایران و یا تقویت بنیه آفندی کشورهای منطقه با توجه به افزایش قدرت چانهزنی ایران در جنگ رمضان، پرریسک، پرهزینه و در نتیجه احتمال کمتری خواهد داشت.
۷. تضعیف و انزوای شدید رژیم صهیونیستی
پیروزی ایران در جنگ رمضان، پایان روند صلح مبتنی بر ابتکار آمریکا و عادیسازی عربی-اسرائیلی و انزوای هر چه بیشتر رژیم صهیونیستی در منطقه خواهد بود. این پیروزی صحنه را برای یک بازی کاملاً جدید آماده میکند که در آن محور مقاومت تقویت میشود و هر گونه توافق آتی نه بر اساس موازنه قوا به نفع اسرائیل، بلکه بر اساس موازنه قوای جدید به نفع ایران و متحدانش خواهد بود. ادامه وضعیت پساجنگ، انزوای بیشتر رژیم صهیونیستی را بیش از پیش فراهم میآورد.
۸. ارائه یک الگوی صلح منطقهای مبتنی بر مدل دفاعی مستقل
فرصت طلایی ایران در صورت توفیق در جنگ رمضان، رهبری در ایجاد یک نظم امنیتی و اقتصادی مشارکتی و چندجانبه است. ایران میتواند با تشکیل ائتلاف دفاعی منطقهای بدون حضور قدرتهای دور از منطقه با ابتکار عمل، پیمان امنیت منطقهای خلیج فارس را پیشنهاد دهد. این پیمان میتواند مبتنی بر خروج همه نیروهای فرامنطقهای از منطقه، تضمین امنیت انرژی و کشتیرانی برای همه کشورهای ساحلی، ایجاد یک سازوکار حل و فصل اختلافات بدون دخالت خارجی و همکاری امنیتی و نظامی مشترک بین این کشورها باشد. این طرح اگر مبتنی بر برابری منافع مشترک باشد میتواند نگرانی کشورهای منطقه به طور خاص عربستان سعودی درباره هژمونی ایران را کاهش دهد و در عین حال مزایای اقتصادی قابل توجهی را برای ایران به ارمغان بیاورد.
۹. الگوی سیاسی - اقتصادی جدید ایران بر پایه اقتدار سیاسی
الگوی توسعه سیاسی-اقتصادی پیشاجنگ ایران، الگویی است که ثبات سیاسی و امنیتی ناشی از اتکال به یک قطب سیاسی را شرط توسعه و رشد اقتصادی میشمارد. اما الگوی جدیدی از توسعه مبتنی بر اقتدار سیاسی-اقتصادی در انتظار ایران پساجنگ رمضان است. ایران در حال گذار به سمت ثبات سیاسی و امنیتی کشور ناشی از یک قدرت سیاسی درونزا است. این الگوی جدید آرایشی جدید از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را ایجاد میکند و هر یک از آنها را وادار میسازد تا بین مقابله یا تطبیق با شرایط موجود، راهبردی خاص را اتخاذ کنند. اما با دیپلماسی فعال کشور امکان ایجاد یک فضای سیاسی مثبت و بنیانهای اقتصادی متأثر از آن وجود دارد به گونهای که ایران محور ثبات سیاسی و امنیتی در منطقه خاورمیانه باشد؛ ثباتی که شکلدهنده شرایطی جدید از یک الگوی اقتصادی خاص نیز باشد. استفاده اقتصادی از کشورهای منطقه در سایه این اقتدار سیاسی به عنوان مزایای متقابل این کشورها و تعریف زنجیره ارزش جهانی یا منطقهای به نفع شرایط اقتصادی ایران میتواند از حداقل پیامدهای اتخاذ این کلان راهبرد باشد.