دیپلماسی یا بحرانسازی؟ محاصره دریایی بازی با آتش در بازار نفت جهانی است/ پاسخ بازارهای جهانی چه خواهد بود؟
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ اگر «محاصره دریایی ایران» یا حتی تهدید جدی به محدودسازی تردد در تنگه هرمز وارد فاز عملی شود، بازارهای جهانی بهصورت زنجیرهای و تقریباً همزمان دچار شوک چندلایه میشوند و میشود آن را به شکل یک خط پیوسته اینطور دید:
۱. نفت خام اولین و سریعترین واکنش را دارد و با افزایش ریسک عبور ۲۰ درصد نفت جهان از هرمز، قیمت نفت برنت و WTI جهشی و پرنوسان بالا میرود و این افزایش بلافاصله به بازار بنزین و گازوئیل منتقل میشود، بهطوریکه پالایشگاهها با افزایش هزینه خوراک و بیمه مواجه میشوند و حاشیه سودشان تحت فشار قرار میگیرد و قیمت سوخت در آمریکا، اروپا و آسیا رشد میکند و این رشد سوخت، مستقیم هزینه حملونقل جهانی را بالا میبرد، چون نرخ کرایه کانتینر و کشتیرانی به دلیل افزایش «بیمه جنگی» و ریسک عبور از مسیرهای خلیج فارس و دریای عمان افزایش پیدا میکند و همین موضوع واردات کالا در سطح جهانی را گرانتر میکند.
۲. بازار گاز طبیعی مخصوصاً LNG دچار فشار میشود، چون قطر و بخشی از صادرات انرژی منطقه به مسیرهای دریایی حساس وابستهاند و هرگونه ریسک، قیمت LNG را بالا میبرد و اروپا که هنوز حساس به انرژی است با افزایش قیمت گاز، دوباره با موج تورمی انرژی مواجه میشود و این تورم انرژی به سرعت به بازار برق و صنایع سنگین سرایت میکند.
۳. در بازار غذا، گندم و غلات بهصورت غیرمستقیم، اما شدید تحت تأثیر قرار میگیرند، چون هزینه انرژی و حملونقل بالا میرود و قیمت کود شیمیایی (که وابسته به گاز طبیعی است) افزایش پیدا میکند و این باعث رشد هزینه تولید کشاورزی جهانی میشود و در نتیجه قیمت گندم، ذرت و برنج در بازارهای جهانی صعودی میشود و کشورهای واردکننده خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا بیشترین فشار را حس میکنند و همزمان شکر هم از مسیر هزینه تولید و حملونقل گرانتر میشود، چون هم انرژیبر است و هم به لجستیک جهانی وابسته است.
۴. در بازار فلزات و کالاهای صنعتی، افزایش هزینه انرژی باعث بالا رفتن قیمت فولاد، آلومینیوم و پتروشیمیها میشود و صنایع تولیدی جهانی از خودروسازی تا ساختوساز با افزایش هزینه ورودی مواجه میشوند و این موضوع تورم کالاهای بادوام را بالا میبرد.
۵. در بازار ارز، دلار معمولاً در فاز اول بهعنوان دارایی امن تقویت میشود، چون سرمایهها به سمت نقدینگی امن حرکت میکنند، اما در صورت تشدید بحران و افزایش تورم جهانی، رفتار پیچیدهتر میشود و نوسان در یورو، ین و ارزهای بازارهای نوظهور بالا میرود و ارز کشورهای واردکننده انرژی تحت فشار قرار میگیرد.
۶. در بازار سهام، ابتدا شاخصهای جهانی (مثل S&P۵۰۰ و STOXX) افت میکنند، چون هزینه انرژی و ترس از رکود بالا میرود، بهویژه سهام حملونقل، هواپیمایی و صنایع انرژیبر سقوط میکنند، اما همزمان سهام انرژی (نفت و گاز) و شرکتهای کشتیرانی بیمهمحور رشد میکنند.
۷. در بازار اوراق قرضه، اوراق دولتی اقتصادهای بزرگ بهعنوان پناهگاه امن تقویت میشوند و بازدهی آنها کاهش پیدا میکند، اما اگر تورم ناشی از نفت شدید شود، بانکهای مرکزی ممکن است مجبور به حفظ نرخ بهره بالا شوند و این یک تضاد کلاسیک بین رکود و تورم ایجاد میکند.
در مجموع، کل سیستم وارد یک فاز تورم جهانی ناشی از انرژی + اختلال زنجیره تأمین میشود که در آن تقریباً همه قیمتها بهصورت هماهنگ به سمت بالا حرکت میکنند، اما شدت اثر در هر بازار متفاوت است: انرژی و حملونقل بیشترین جهش را دارند، غذا با تأخیر ولی پایدار رشد میکند و بازارهای مالی دچار نوسان و خروج سرمایه میشوند. در نهایت بحرانسازی بجای انتخاب دیپلماسی توسط آمریکا آتشی در بازارهای جهانی و زندگی مردم میافروزد که دودش به چشم شهروندان آمریکایی، اروپایی و همه جهانیان خواهد رفت.