پنج حقیقت تلخ برای ترامپ در شکست بزرگ اوربان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۳۰۸۳
نیوزویک تحلیل کرد؛

پنج حقیقت تلخ برای ترامپ در شکست بزرگ اوربان

مجله آمریکایی «نیوزویک» درباره پیامد‌های شکست ویکتور اوربان در انتخابات مجارستان بر سیاست خارجی دونالد ترامپ صحبت کرده است.
پنج حقیقت تلخ برای ترامپ در شکست بزرگ اوربان

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، مجله آمریکایی «نیوزویک» درباره پیامد‌های شکست ویکتور اوربان در انتخابات مجارستان بر سیاست خارجی دونالد ترامپ صحبت کرده است.

 

پیامد‌های شکست قاطع انتخاباتی ویکتور اوربان در مجارستان بسیار فراتر از یک تنبیه داخلی برای رهبری سرسخت است که ۱۶ سال بر این کشور حکومت کرده است.

 

این رویداد ضربه‌ای مستقیم به راهبرد اروپایی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، محسوب می‌شود که مجارستان نقش برجسته‌ای در آن ایفا می‌کرد.

 

اوربان برای کاخ سفید صرفاً یک ملی‌گرای دوست در خارج از کشور نبود، بلکه سنگ بنای تلاش‌های ترامپ برای تشکیل ائتلافی سست از ملی‌گرایانی بود که بتواند بروکسل را به عنوان مرکز قدرت اتحادیه اروپا تضعیف کند، مقاومت در برابر روسیه را کاهش دهد و به دیپلماسی دوجانبه مبتنی بر اصل «مرد قدرتمند» میان رهبران قوی مشروعیت ببخشد.

 

پس از آنکه رقیبی از جناح راست میانه و طرفدار اتحادیه اروپا، با وجود حمایت گسترده جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» از اوربان، او را شکست داد، ترامپ اکنون با حقایق ناخوشایندی درباره میزان نفوذ سبک سیاسی خود و محدودیت‌های آن رو‌به‌رو است.

 

«ماگا بین‌المللی» کوچک‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسید

 

شکست اوربان نقطه ضعف اساسی در جهان‌بینی ترامپ را آشکار می‌کند: پوپولیسم ملی‌گرایانه به سبک جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» در جایی که تصور می‌رفت در قوی‌ترین حالت خود باشد، در حال کوچک شدن است.

 

قرار بود مجارستان اولین نمونه باشد، اما در عوض، رای‌دهندگان با اکثریت قاطع اوربان را برکنار کردند و به رقیبش اکثریتی کافی برای برچیدن سیستم او دادند.

 

اوربان شخصیتی حاشیه‌ای در چشم‌انداز جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» نبود. هواداران ترامپ آشکارا او را الگویی می‌دانستند که می‌توان موفقیت‌های سیاسی‌اش را در سراسر اروپا تکرار کرد.

 

از این رو، وقتی این الگو در پای صندوق‌های رای فرو می‌پاشد، ادعا‌های ترامپ درباره شتاب اجتناب‌ناپذیر ملی‌گرایی در سراسر اروپا تضعیف می‌شود.

تبدیل تاییدیه ترامپ به یک بار سیاسی

 

انتخابات مجارستان ثابت کرد که دخالت سیاسی آمریکا خطرات انتخاباتی واقعی در اروپا به همراه دارد.

 

این دخالت نه تنها اوربان را نجات نداد، بلکه برعکس، دوگانه‌ای را که بسیاری از رای‌دهندگان مجارستانی احساس می‌کردند تشدید کرد: انتخاب بین بازگشت به اتحادیه اروپا یا انزوای فزاینده همسو با گرایش‌های تقابلی واشنگتن. مشارکت بی‌سابقه رای‌دهندگان نشان‌دهنده واکنش شدید منفی بود.

 

برای ترامپ، درس این است: حمایت شخصی که هواداران «آمریکا را دوباره بزرگ کن» را به وجد می‌آورد، ممکن است رای‌دهندگان خارجی را دفع کند، نه اینکه آنها را ترغیب نماید.

 

در خارج از آمریکا، حمایت ترامپ دیگر خنثی نیست، بلکه قطبی‌کننده و حتی مضر شده است.

تخریب اتحادیه اروپا از درون دشوارتر شده است

ارزش استراتژیک اوربان در اندازه مجارستان نبود، بلکه در حق وتویی بود که در اختیار داشت.

 

سال‌ها بود که بوداپست اقدامات اتحادیه اروپا در مورد اوکراین، تحریم‌ها، حاکمیت قانون و ... را مختل یا مسدود می‌کرد و به این ترتیب، سازوکار ترمز خودکاری به بلوک اروپایی داده بود.

 

با رفتن اوربان، این سازوکار حداقل فعلاً برداشته شده است. این امر مستقیماً اولویت ترامپ برای اروپایی تقسیم‌شده را تضعیف می‌کند، جایی که اعمال فشار، دور زدن یا مذاکره دوجانبه آسان‌تر است، خواه در مورد روسیه و اوکراین، تجارت، مقررات بازار، دفاع یا سایر مسائل.

 

ترامپ یکشبه نفوذ خود را در اروپا از دست نخواهد داد، اما ابزاری بسیار مؤثر برای مختل کردن سیاست‌ها را از دست می‌دهد. بدون ادامه نقش مجارستان به عنوان مخالف همیشگی، واشنگتن یکی از مهمترین اهرم‌های فشار خود را از دست می‌دهد.

 

مانور‌های روس‌دوستانه ترامپ دشوارتر شده است

اوربان نقش دیگری نیز برای ترامپ ایفا می‌کرد: این که موضع بی‌طرفانه او نسبت به روسیه، اروپایی به نظر برسد، نه صرفاً آمریکایی.

 

این پوشش از بین رفته است. دولت جدید مجارستان متعهد شده است که نزدیکی و حمایت از اوکراین را از طریق اتحادیه اروپا و ناتو تقویت کند.

 

شکست اوربان نه تنها برای ترامپ، بلکه برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، یک شکست تلقی می‌شود. پوتین روابط خوبی با اوربان داشت که ناشی از نیاز شدید مجارستان به گاز روسیه بود و دوستی نادر برای کرملین در داخل اتحادیه اروپا و ناتو فراهم می‌کرد.

 

برای ترامپ، این موضوع فضای مانور او را برای تلاش برای پایان دادن به جنگ در اوکراین و ایجاد بازتنظیم گسترده‌تر در روابط با روسیه محدود می‌کند.

 

بدون صدای اروپایی همدل که تردید‌ها را تکرار کند، فراخوان‌ها برای توافق با روسیه یک‌جانبه‌تر به نظر می‌رسند و بیشتر در معرض این انتقاد قرار می‌گیرند که آمریکا را منزوی می‌کنند، نه اینکه به آن تعادل ببخشند.

 

سیاست مبتنی بر حکمرانی قوی با خستگی رأی‌دهندگان رو‌به‌رو می‌شود

 

شکست اوربان فرض اساسی جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» را تضعیف می‌کند که سیاست‌های جنگ فرهنگی و نمایش‌های پرزرق‌وبرق قدرت ملی برای غلبه بر نگرانی‌های واقعی‌تر و سنتی‌تر رأی‌دهندگان کافی است.

 

شورش رأی‌دهندگان مجارستانی تنها علیه دیدگاه اوربان از ملی‌گرایی محافظه‌کار نبود، بلکه خشم از رکود اقتصادی، خویشاوندسالاری الیگارشی و انزوای بین‌المللی پرهزینه، آنها را به سمت تغییر سوق داد.

 

این الگویی آشنا در تمام دموکراسی‌هاست. حتی رهبرانی که سال‌ها در قدرت مستحکم شده‌اند، زمانی که هزینه‌های روزمره افزایش می‌یابد و فرصت‌ها کاهش می‌یابد، نهایتاً باید پاسخگو باشند. کنترل طولانی مدت اوربان بر رسانه‌ها و نهاد‌ها این پاسخگویی را به تأخیر انداخت، اما نتوانست آن را لغو کند.

 

برای ترامپ، هشدار در محدودیت‌هایی است که این رویداد نشان می‌دهد. حکمرانی اقتدارگرایانه حتی در درون دموکراسی‌ها می‌تواند سال‌ها دوام آورد، اما به ندرت برای همیشه باقی می‌ماند؛ و هنگامی که سقوط می‌کنند، اغلب به طور قاطع سقوط می‌کنند، نتیجه رأی مردم با جیب‌هایشان.

 

شکست اوربان خبر از پایان پوپولیسم در اروپا نمی‌دهد، و نفوذ قابل توجه ترامپ در خارج از کشور، حتی در اروپا، که هنوز چهره‌ای محبوب در میان احزاب سیاسی ملی‌گرا محسوب می‌شود را از بین نمی‌برد.

 

اما رأی‌دهندگان مجارستانی بازپیوندی را بر تقابل ترجیح دادند، و این کار را علیرغم فشار مداوم جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» انجام دادند.

 

این لحظه شگفت‌انگیز یک توهم استراتژیک را افشا می‌کند: اینکه ائتلاف‌های ملی‌گرا در حال صعود، خودپایدار، از نظر انتخاباتی مصون و به راحتی قابل صادرات هستند.

 

مشاوران سیاست خارجی ترامپ با نیاز به بازنگری در استراتژی خود در دنیای پسااوربان رو‌به‌رو هستند.

پربازدیدترین آخرین اخبار