باب المندب؛ برگه برنده رونشده ایران/ چرا محاصره تنگه هرمز آمریکا را در باتلاقی عمیق تر گرفتار می کند؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ در میانه آتش بس دوهفته ای ایران و دشمن آمریکایی و صهیونیستی واشنگتن محاصره دریایی را کلید زده است؛ گزینهای که ترامپ آن را «فشار نهایی» مینامد، اما ناظران میگویند شاید این خود آمریکا باشد که در تور پیچیدهای از جغرافیا و بحران اقتصاد جهانی گرفتار میشود.
انصارالله یمن، برای دومین بار در دو سال اخیر وارد خط «پشتیبانی» شده است. بار اول در میانه نبرد غزه، ورودی موثر داشت. با اعلام محاصره دریایی آمریکا علیه ایران و شکست مذاکرات اسلامآباد شاهد حمایت قاطع انصارالله از ایران بودیم.، وزارت خارجه دولت یمن با تأکید بر پیروزی دیپلماتیک ایران در مذاکرات اسلامآباد، هشدار داد که هرگونه تنشزایی جدید از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با واکنش قاطع و فزاینده نیروهای مسلح یمن و اخلال در بازارهای جهانی انرژی روبهرو خواهد شد.
سناریوی بستن باب المندب
نگاهی به سه مسیری که انصارالله میتواند در پیش بگیرد، نشان میدهد که جغرافیا، دموگرافی و توپوگرافی همه به سود محور مقاومت صفآرایی کردهاند.
در جنگ پشتیبانی اول غزه، انصارالله ثابت کرد که استاد جبهه دریای سرخ است. بندر ایلات اسرائیل تا ۸۵ درصد تعطیل شد. این یعنی یک جنبش یمنی، بدون ناوگان آبی، توانست اقتصاد یک رژیم منطقهای را فلج کند. امروز، با طرح محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، بابالمندب به یک سلاح راهبردی تبدیل شده است.
اگر تنگه هرمز (که ۲۰ درصد انرژی جهان از آن عبور میکند) مسدود شود، افزودن بابالمندب به این معادله، سهم انرژی درگیر را به ۳۵ درصد کل تجارت و انرژی جهان میرساند. یعنی تقریباً از هر سه کشتی حامل نفت و گاز در جهان، یکی در تیررس بسته شدن قرار میگیرد. کارشناسان میگویند در چنین سناریویی، قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید؛ رقمی که اقتصادهای جهانی توان تحمل آن را ندارند.
انصارالله پیشتر نشان داده که میتواند واشنگتن را پای میز مذاکره بیاورد. در آخرین توافق با میانجیگری عمان، آمریکا پذیرفت داراییهای تجاری و نظامی خود را در برابر توقف حملات به شمال یمن، بیطرف کند. نکته جالب اینجا بود که آمریکا اصرار نکرد اسرائیل را در آن توافق بگنجاند. ناظران این را «کنار گذاشتن تاکتیکی یک متحد در زمان مصیبت» نامیدند. حالا تصور کنید در اوج محاصره هرمز، بابالمندب نیز بسته شود. اروپا، آسیا و حتی متحدان عربی آمریکا، آسیب جدی خواهند دید.
افشاگریها حاکی از آن است که منابع انرژی در عربستان و امارات، به ویژه سکوهای صادرات نفت در سواحل شرقی دریای سرخ، در فهرست اهداف بعدی قرار دارند.
خط لوله «شرق-غرب» عربستان، که بیش از چهار دهه پیش و در زمان جنگ نفتکشها ساخته شد، امروز ظرفیتی بیش از هفت میلیون بشکه در روز دارد. دو میلیون بشکه برای مصرف داخلی و پنج میلیون بشکه آماده صادرات از بندر ینبع. این پنج میلیون بشکه، تقریباً نیمی از شکاف ۱۱ میلیون بشکهای بازار جهانی عرضه و تقاضا را پر میکند. اگر این خط لوله یا سکوهای ینبع هدف قرار گیرد، بازارهای جهانی بدترین کابوس خود را تجربه خواهند کرد. این یعنی نهتنها هرمز و بابالمندب، بلکه خطوط زمینی نیز امن نیستند.

اقتصاد جهانی روی لبه تیغ
انصارالله خود را برای وضعیتی آماده کرده که در آن برخی کشورهای خلیج فارس وارد آتش جنگ شوند. عربستان و امارات، طعم جنگ هفت ساله با یمن را چشیدهاند. هزینه آن صدها میلیارد دلار و دهها هزار کشته بود. آن جنگ با توافق صلح پایان نیافت؛ با آتشبس موقت تمام شد. هنوز پیامدهای آن باقی است.
اگر ریاض تصمیم بگیرد از مربع «صبر تاکتیکی» خارج شود و به سمت مشارکت فعالتر در کنار آمریکا حرکت کند، انصارالله قادر است بار دیگر فرودگاههای امارات را هدف قرار دهد، آرامکو را بمباران کند و حتی سناریوی مداخله زمینی را علیه پادشاهی همسایه اجرا کند. این گستردهترین عملیات به هم زدن معادلات منطقهای خواهد بود.
رژیم صهیونیستی و کابوس انصارالله یمن
رژیم اسرائیل در حال بهروزرسانی بانک اهداف خود است. حضور فزاینده نظامی و اطلاعاتی اسرائیل در سومالی و شاخ آفریقا، نشانه نزدیک شدن به یمن است. به نظر میرسد تلآویو خود را برای گشودن جبههای جدید - شاید با وسعتی کمتر از لبنان اما با پیچیدگی خاص خود - آماده میکند.
اما تفاوت بزرگ این است. اسرائیل در همسایگی آنها نیست،خاکشان را اشغال نکرده است، ادعاهای اسرائیل بالاتر از توانایی اسرائیل برای تهدید آنهاست. این یعنی انصارالله میتواند جنگ را طولانی کند. آنها برگهای زیادی دارند: جغرافیا، کوهستانها، جمعیت وفادار و تجربه هفت سال جنگ با ائتلاف عربی.

برگ برنده بابالمندب؛ هزینهای که واشنگتن را در باتلاق عمیقی گرفتار می کند
بستن تنگه بابالمندب، هزینه بینالمللی و منطقهای واشنگتن را به طور چشمگیری افزایش خواهد داد.: بستن تنگه بابالمندب دیگر برگ برنده محور مقاومت در مواجهه با استمرار محاصره دریایی ایران است
بسته شدن همزمان دو تنگه راهبردی هرمز و بابالمندب، هزینههای سرسامآوری برای اقتصاد بینالمللی به دنبال خواهد داشت. این هزینهها فقط به گرانی نفت ختم نمیشود؛ کل زنجیره تأمین جهانی را مختل میکند.
در خطر قرار گرفتن حدود ۱۰ درصد از تجارت جهانی: دریای سرخ و بابالمندب شاهرگ حیاتی تجارت بین آسیا و اروپاست. روزانه میلیاردها دلار کالا از این مسیر عبور میکند. بسته شدن آن، یعنی جهش ناگهانی قیمت همه چیز، از قهوه تا قطعات الکترونیک.
·کاهش محسوس صادرات نفتی عربستان: ریاض بزرگترین صادرکننده نفت جهان است. بخش قابل توجهی از نفت عربستان از مسیر بابالمندب و سپس کانال سوئز به بازارهای اروپا میرود. اگر این مسیر بسته شود، عربستان یا باید نفت خود را از راههای دورتر و گرانتر بفرستد یا شاهد کاهش شدید درآمد خود باشد.
خطر کاهش حدود ۶ میلیون بشکهای تزریق نفت به بازارهای جهانی: این رقم، ترکیبی از نفتی است که از هرمز نمیگذرد و نفتی که از بابالمندب عبور نمیکند. شش میلیون بشکه در روز، معادل تولید کل عراق یا بیش از نیمی از تولید عربستان است. حذف این حجم از بازار، فاجعهای کمسابقه خواهد بود.
مختل شدن حدود یکچهارم عرضه جهانی نفت و گاز با بسته شدن همزمان دو تنگه هرمز و بابالمندب: یکچهارم انرژی جهان در محاصره.
افزایش قابل توجه هزینه حملونقل تجارت کالا، بهویژه به اروپا: کشتیها مجبور میشوند از آفریقای جنوبی عبور کنند. این مسیر، دو هفته به زمان سفر اضافه میکند و هزینه سوخت و بیمه را سه تا چهار برابر میکند. نتیجه: تورم وارداتی برای اروپا که هماکنون با رکود دست و پنجه نرم میکند.
بحرانی شدن زنجیره تامین جهانی با جهش هزینههای بیمهای و حملونقلی: شرکتهای بیمه، عبور از منطقه جنگی را با حق بیمههای نجومی ممکن میکنند. برخی کشتیرانیها ترجیح میدهند اصلاً حرکت نکنند. نتیجه: کمبود کالاهای اساسی، از دارو تا مواد غذایی، در بسیاری از کشورها.
از سوی دیگر، اروپا که بیشترین وابستگی را به بابالمندب دارد، نمیخواهد وارد جنگی جدید شود. چین و روسیه نیز کشتیهای خود را دارند. اگر آمریکا بخواهد محاصره هرمز را با زور بشکند، با واکنش نظامی مستقیم مسکو و پکن مواجه خواهد شد. اگر بخواهد بابالمندب را نیز باز کند، با دو جبهه آبی و یک جنگ زمینی در یمن روبروست.