اهانت زننده ترامپ به پاپ/ بدنامی تاریخی برای نامحترمترین رئیس جمهور آمریکا
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ پاپ لئون چهاردهم، جانشین فرانسیس، در سخنرانیای صریح، جنگ آمریکا علیه ایران و به ویژه تهدید ترامپ به «نابودی یک تمدن کامل» را محکوم کرد و آن را «از نظر اخلاقی غیرقابل قبول» و مغایر با اصول حقوق بینالملل خواند.
پاسخ نامحترم ترامپ همراه با انتشار عکسی از خود که به شمایل مسیح اهانت می کند موج گسترده ای از انتقادات به همراه داشت. معاونش، جیدی ونس، هم از او عقب نماند و به پاپ توصیه کرد «در امور آمریکا دخالت نکند».

درس تاریخ؛ پاپی که کمونیسم را نضعیف کرد
سال ۱۹۷۹ کمونیسم در اوج قدرت خود به سر میبرد. اتحاد جماهیر شوروی با مشت آهنین بر اروپای شرقی حکومت میکرد. و در این میان، لهستان - یکی از سرسختترین متحدان بلوک شرق - جایی است که کمتر کسی تصور میکند جرقه فروپاشی از آنجا زده شود.
اما در اکتبر ۱۹۷۸، اتفاقی به ظاهر ساده رخ میدهد: کاردینال لهستانی، کارول وویتیوا، به عنوان پاپ ژان پل دوم انتخاب میشود. اولین پاپ غیرایتالیایی پس از ۴۵۰ سال. اولین پاپ از یک کشور کمونیستی.
این انتخاب، یک پیام عظیم داشت: کلیسای کاتولیک دیگر کاملاً در اختیار غرب سرمایهدار نیست. لهستان، این کشور زخمی و تحت سلطه، حالا صاحب صدایی جهانی شده بود.
اما نقطه انفجار واقعی، ژوئن ۱۹۷۹ بود. ژان پل دوم به لهستان سفر کرد. میلیونها لهستانی به خیابانها ریختند. دولت کمونیستی لرزید. اما نکته شگفتانگیز این بود: پاپ حتی یک بار هم مستقیماً علیه کمونیسم شعار نداد. او نگفت «نظام را سرنگون کنید». نگفت «به خیابانها بریزید». او فقط از «کرامت انسانی» حرف زد. از «وجدان». از «حافظه ملی لهستان».
و همین کافی بود. کافی بود تا آن حس جمعی ناتوانی و ترس - که ستون فقرات حکومتهای توتالیتر است - یکباره فروبریزد. مردم لهستان ناگهان کشف کردند که «نظام کمونیستی جاودانه نیست». کشف کردند «میشود به آن نه گفت».
یک سال بعد، جنبش «همبستگی» (سولیدارنوشچ) متولد شد. ده میلیون لهستانی به آن پیوستند. لهستان دیگر همان کشور تسلیمشده سابق نبود. و این دومینو، یکی پس از دیگری، دیوارهای اروپای شرقی و نهایتاً خود اتحاد شوروی را فرو ریخت.
دستاورد بزرگ ژان پل دوم چه بود؟ نه تحریم اقتصادی، نه تهدید نظامی، نه کودتا. او «مشروعیت اخلاقی» کمونیسم را از بین برد. او به همه نشان داد که این نظام، «اجتنابناپذیر» نیست. و لحظهای که یک نظام سیاسی «مشروعیت اخلاقی» خود را از دست بدهد، فروپاشی آن فقط مسئله زمان خواهد بود.
پاپ لئون چهاردهم در برابر ترامپ؛ تکرار تاریخ یا رویارویی تازه؟
پاپ لئون جنگ ترامپ علیه ایران را «ناعادلانه» خوانده است.چون بر اساس سنت «جنگ عادلانه» در مسیحیت - که به سنت آگوستین و توماس آکویناس بازمیگردد - یک جنگ مشروع باید سه شرط داشته باشد: دفاع ضروری از خود، تناسب (یعنی آسیب به غیرنظامیان محدود باشد)، و چارچوب حقوق بینالملل.
از نظر پاپ، جنگ علیه ایران و تهدید به «نابودی یک تمدن کامل» هیچکدام از این شروط را ندارد. ایران به خاک آمریکا حمله نکرده است. بمباران پلها، سدها و تأسیسات انرژی، غیرنظامیان بیگناه را هدف قرار میدهد و شورای امنیت هم چنین اقدامی را تأیید نکرده است.
ترامپ مانند رهبران کمونیست نیست. کمونیسم یک ایدئولوژی بود که ادعای «علمی بودن» و «تاریخی بودن» داشت. اما ترامپ یک پدیده پوپولیستی است. او نماینده جنبشی به نام «مگا» (MAGA - بیایید آمریکا را دوباره بزرگ کنیم) است

چرا ترامپ اینقدر عصبانی شد؟
رئیسجمهور آمریکا معمولاً به انتقادات پاپ با احترام پاسخ میدهد، حتی اگر مخالف باشد. اوباما، بایدن، بوش - هیچکدام به پاپ توهین نکردند. اما ترامپ متفاوت است. واکنش او نه فقط خشمگینانه، که شخصی و مبتذل بود.
ترس از «بار اخلاقی»
ترامپ و مشاورانش به خوبی میدانند که جنگ علیه ایران فاقد مشروعیت بینالمللی است. آنها نمیتوانند آن را با قطعنامه شورای امنیت توجیه کنند. نمیتوانند آن را دفاع از خود بنامند. تنها ابزارشان «تهدید و تخریب» است. اما اگر یک مرجع اخلاقی جهانی مثل پاپ مدام بر «غیراخلاقی بودن» این جنگ تأکید کند، این جنگ به یک «بار سیاسی» برای ترامپ تبدیل میشود.
ماهیت پوپولیستی ترامپ
پوپولیستها نمیتوانند مخالفان خود را «مخالف» خطاب کنند. آنها باید آنها را «دشمن»، «خائن» یا «احمق» بنامند. ترامپ نمیتواند بپذیرد که یک پیرمرد رومیتبار (پاپ لئون چهاردهم) او را به چالش بکشد. پس ناچار است او را «ضعیف در برابر جنایت» و «حامی ایران» خطاب کند. این مکانیسم دفاعی روانی یک شخصیت خودشیفته است.
خطری که امروز وجود دارد، «نزول اقتدارگرایانه» ترامپ است. او در سال ۲۰۲۶ اکثریتی همسو در کنگره دارد. او از بستر «ماگا» به عنوان یک پایگاه مردمی شبهآیین استفاده میکند. او به دنبال تضعیف نهادهای مستقل (دادگستری، رسانه، دانشگاه) است.
در چنین شرایطی، صدای پاپ - به عنوان یک مرجع اخلاقی جهانی - میتواند تنها چیزی باشد که بین «آمریکای قانونمدار» و «آمریکای خودکامهشونده» تعادل ایجاد کند. نه به این معنا که پاپ مستقیماً سیاست را تغییر میدهد، بلکه به این معنا که بازتاب جهانی انتقادات پاپ، هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش میدهد.
پاپ لئون چهاردهم نمیتواند موشکهای آمریکا را زمینگیر کند. نمیتواند ترامپ را از کاخ سفید بیرون بیندازد. نمیتواند جنگ را متوقف کند.اما کاری که میتواند انجام دهد، دقیقاً همان چیزی است که ژان پل دوم در برابر کمونیسم انجام داد: سلب مشروعیت اخلاقی از قدرت. او میتواند به جهان (و حتی به بخشی از مردم آمریکا) یادآوری کند که یک جنگ «غیرعادلانه» نمیتواند فقط به این دلیل که یک رئیسجمهور دستور داده، «مقدس» شود.
تاریخ نشان داده است: امپراتوریها وقتی سقوط میکنند که ابتدا «مشروعیت» خود را از دست میدهند، نه «قدرت» خود را. و گاهی، یک صدای اخلاقی تنها میتواند جرقهای باشد که بهمن فروپاشی را آغاز میکند.