وب سایت امریکایی ماندویس: چگونه منطق ضدیهودیِ صهیونیسم باعث شد اسرائیل یک کنیسه در ایران را بمباران کند؟ + عکس
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ وب سایت آمریکایی Mondoweiss در گزارشی نوشت: اسرائیل کنیسه رفیعنیا در تهران را در میان تعطیلات یهودی پسح بمباران کرد. این حمله شوکه کننده نشان داد که صهیونیسم تا چه حد حاضر است جان یهودیان را در خدمت پروژه ایدئولوژیک خود قابل مصرف بداند.
دولت اسرائیل و ماشین تبلیغاتی آن که رسما هاسبارا نامیده میشود، مدتهاست ادعا میکند یهودیان سراسر جهان از سوی تروریستها و یهودستیزانی از جهان اسلام و متحدان چپ افراطی آنها در معرض تهدید وجودی هستند. این روایت ادعا میکند که حماس، حزبالله و ایران از یهودیان صرفا به خاطر یهودی بودنشان متنفرند و مخالفت آنها با رژیم اسرائیل ناشی از این نفرت ضدیهودی است. با این حال، به نام ایمنی یهودیان، صهیونیستها فلسطین را مستعمره کردهاند.
جامعه کلیمیهای ایران که اکنون حدود ۱۵ هزار نفر هستند، یهودیانی ایرانی هستند که از پیوستن به پروژه صهیونیستی استعمار فلسطین خودداری کردند. علیرغم تلاشهای مستمر اسرائیل برای تشویق مهاجرت آنها، این جامعه اصرار دارد که ایران، نه اسرائیل، خانه آنهاست. این یک تناقض عمیقا ناراحت کننده برای صهیونیسم ایجاد میکند. از یک سو اصرار دارد یهودیان ایرانی تحت ستم بدترین رژیم یهودستیز جهان هستند، و از سوی دیگر با جامعهای روبروست که صهیونیسم را رها کرده و با امتناع از ترک ایران، روایتهای یهودستیزی ایرانی را مستقیما تضعیف میکند.
بنابراین جای تعجب نیست که اسرائیل در ۷ آوریل، در میان تعطیلات یهودی پسح، کنیسه رفیعنیا در تهران را بمباران کرد. طبق گزارشها، کل ساختمان با خاک یکسان شد. رهبران یهودی ایران، از جمله سیامک مرثصدق و همایون سامهیح نجفآبادی، به طور علنی صهیونیسم را محکوم کرده و خواستار مقاومت در برابر اسرائیل و ایالات متحده شدهاند. این ادعا نیست که اسرائیل عمدا کنیسه را هدف قرار داده است، بلکه به رسمیت شناختن منطق گستردهتر صهیونیسم است.
استفاده از دستورالعمل هانیبال، از جمله در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، و امتناع طولانی و متعصبانه از توافق بر سر آتش بس و تبادل زندانیان، به الگویی اشاره دارد که در آن جان اسرای یهودی تابع اهداف سیاسی است. گزارشها نشان میدهد ارتش اسرائیل تعداد نامعلومی از سربازان و غیرنظامیان خود را در ۷ اکتبر کشته است. به عبارت دیگر، اسرائیل بارها تمایل خود را برای رفتار با جان یهودیان به عنوان چیزی قابل مصرف و گاهی از نظر سیاسی مفید، در خدمت پروژه ایدئولوژیک خود نشان داده است.
حداقل، این منطق، کلیمیها را به عنوان تلفات جانبی قابل قبول در پیگیری اسرائیل برای تسلط منطقهای تبدیل میکند. در واقع، ارتش اسرائیل از بمباران کنیسه دقیقا به عنوان تلفات جانبی یاد کرده است. به عنوان نوع اشتباه یهودیان، نابودی آنها به سختی شایسته توجه تلقی میشود. اگر یهودستیزی نه به عنوان مخالفت با صهیونیسم، بلکه به عنوان تبعیض نژادی سیستماتیک و تنفر از یهودیان به خاطر یهودی بودن و در نتیجه کاهش ارزش جان یهودیان درک شود، در این صورت چگونه باید بمباران کنیسه رفیعنیا را درک کنیم؟
چه اسرائیل قصد بمباران کنیسه را داشته باشد یا نه، در چارچوب یک منطق سیاسی عمل میکند که جان یهودیان را رتبه بندی میکند و چنین نتایجی را قابل پیش بینی، حتی قابل تحمل، میسازد. صهیونیسم لزوما صراحتا به دنبال آسیب رساندن به یهودیان نیست. بلکه سلسله مراتبی در میان یهودیان ایجاد میکند که در آن کسانی که از همنوایی سر باز میزنند، باید یا جذب شوند یا قابل چشم پوشی باشند. ما باید قبل از هر چیز به خاطر آنچه اسرائیل با فلسطینیان میکند با صهیونیسم مخالفت کنیم، اما این دلیل دیگری برای مخالفت با آن است: زیرا آینده خود بشریت، از جمله خود یهودیت، در خطر است.
