«قرار با خورشید» صوتی شد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، این اثر که به کوشش مهدی قزلی تدوین شده، مجموعهای از روایتها درباره زیارت حرم مطهر رضوی است که به قلم جمعی از نویسندگان به رشته تحریر درآمده است.
کتاب، در قالب خاطرات نوشته شده و نویسندگان در خلال آن، به وجوه مختلفی از مسئله زیارت اشاره کردهاند؛ از بیمها و امیدها گفتهاند، از معنویت و امام رضا (ع)، از مسائل اجتماعی و ... بنابراین، "قرار با خورشید" صرفاً به موضوع زیارت منحصر نمیشود، بلکه لایههای متنوعی از این سنت را در نظر دارد.
«مهدی قزلی»، «رضا امیرخانی»، «مرضیه اعتمادی»، «محسن رضوانی»، «غلامرضا طریقی»، «علیرضا جوانمرد»، «بهرام عظیمی»، «علی خدایی» از جمله نویسندگانی هستند که در خلق این اثر مشارکت داشتهاند.
کتاب صوتی«قرار با خورشید» با همکاری انتشارات بهنشر منتشر شد و در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.
در بخشهایی از این کتاب میخوانیم:
تنها سفرهای خانوادگیما، در میان تهران و کاشان اتفاق میافتاد؛ از خانه آقاجون تهرانی که مرد آرام و سفیدرویی بود با پاهای واریسی به خانه آقاجون کاشی که سیاه و دراز و بدخلق بود و چشمهای سبز و ریزِ روباهطور به صورتش میدرخشید. بابام یک پیکان تاکسی نارنجی ایرانیازده داشت. همه عمرش رانندگی میکرد، اما میگفت راننده جاده نیست.
تمام آن مسیر آشنا و کمتردد و داغ جاده قدیم تهرانکاشان را هم غر میزد. از گرما و سرما و آفتاب روز و تاریکی شب مینالید؛ از قلبش که ریتم نامنظمی داشت؛ از صدای تلقتلق و سوتسوت و قیژقیژ موتور ماشین توی سرعت و پاهاش که کم مانده بود مثل آقاجونتهرانی واریسی شود. تا میرسیدیم هم یکیدو روز میخوابید که خستگی رانندگی از تنش بیرون بیاید. حالا تو بیا به چنین آدمی بگو ما را ببر شمال دریا را ببینیم یا ببر مشهد دلی سبک کنیم یا لااقل همدان که شنیده بودیم نزدیکتر است که در غار علیصدر سوار قایق شویم. مگر دیگر از قیافه درمیآمد؟
شاید برای همین بود که همه دفترچه انتخابرشته کنکور را با شهرهای دور پر کردم؛ با دانشگاههایی که نمیدانستم شرق مملکت است یا غرب؛ هوای شرجی و بارانی دارد یا آسمانی طبلهکرده و داغ. فقط میخواستم بروم؛ هرچه دورتر بهتر. خوشم میآمد توی پایانههای اتوبوسرانی سرگردان باشم، سوار اتوبوسهای چرک و لکنته شوم و سر روی شیشه بگذارم و جادهها را، درختها را و آدمهای ناآشنا را تماشا کنم. خدا انگار صدایم را شنید. چی بهتر از دانشگاه گرگان که هشت ساعت با اتوبوس از تهران راه بود؟