ایران و بازتعریف معماری ژئواکونومی جهان
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، تارنمای تحقیقاتی «میسیون بِردد» (Misión Verdad) ونزوئلا در گزارشی با تیتر «ایران معماری ژئواکونومی جهانی را بازتعریف میکند» عنوان کرد: درگیری میان آمریکا و رژیم اسرائیل و ایران، بر سر کنترل تنگه هرمز، یک بحران شدید انرژی به وجود آورده است؛ چرا که از این مسیر، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع (ال ان جی) جهان و نیز ۳۰ درصد کودهای نیتروژنی عبور میکند.
این رسانه آمریکای لاتینی با تاکید بر عنصری «بیاعتمادی» در روابط تهران- واشنگتن تصریح کرد: در حالی که دولت آمریکا مدیریت تصویر و وجهه بینالمللی و کسب تیترهای مطلوب را برای تقویت جایگاه داخلی خود در اولویت قرار داده، ایران بهدنبال امتیازهای فنی، قابلراستیآزمایی و مرحلهای است که امنیت و حقوق حاکمیتی این کشور، از جمله غنیسازی اورانیوم و کنترل بر عبور و مرور در هرمز را تضمین کند. ایران به دنبال بهرسمیتشناختن عملی حاکمیت خود بر این آبراه حیاتی است و آمریکا خواهان تضمین آزادی کشتیرانی.
ایران همچنین خواستار جبران خسارتهای ناشی از ۶ هفته بمباران، بازگرداندن ۲۷ میلیارد دلار داراییهای مسدودشده در خارج و رفع کامل تحریمهاست. در این میان، نهادهای اطلاعاتی آمریکا اذعان کردهاند ظرفیت ایران برای جایگزینی تسلیحات همچنان قابلتوجه است؛ موضوعی که اهداف اولیه واشنگتن از جمله تغییر رژیم و نابودی قدرت نظامی ایران را دشوار کرده است.
در ادامه این گزارش آمده است: در داخل آمریکا، نخبگان سیاسی میان رسانهسازی جنگطلبانه، فشار بازارهای انرژی و هزینه سیاسی جنگ طولانی گرفتار شدهاند. «اسکات بسِنت» وزیر خزانهداری آمریکا نسبت به خطرات عملیات «خشم اقتصادی» برای خفگی مالی ایران هشدار داده است و بخشهایی از جمهوریخواهان از تاثیر احتمالی آن بر قیمت بنزین در آستانه انتخابات میاندورهای نگران هستند. در ایران، اما برخلاف روایتهای غربی، رهبری سیاسی همچنان حول محور «مقاومت» و ضرورت دریافت ضمانتهای قابلراستیآزمایی پیش از هر توافقی متحد است.
به نوشته میسیون بردد، تنگه هرمز برای بیش از ۶ هفته با کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت عمل کرد و پیامدهای فوری و سنگینی بر بازار انرژی جهانی گذاشت. طبق تحلیل کپلر، مجموع کاهش تولید نفت تا اواسط آوریل به ۵۰۰ میلیون بشکه رسید و انتظار میرود تا پایان ماه آوریل، از ۶۵۰ میلیون بشکه فراتر رود. تولید نفت عربستان از ۱۰ میلیون و یکصدهزار بشکه در روز در فوریه به حدود ۶ میلیون در آوریل سقوط کرد، چرا که حملات ایران به زیرساختهای عربستان، خط لوله ینبوع، تاسیسات منیفه و میادین خریص را مختل کرد و صادرات خلیج فارس را از حدود ۱۵ میلیون به تنها ۷ میلیون بشکه در روز کاهش داد. «آژانس بینالمللی انرژی» این وضعیت را «بزرگترین بحران انرژی تاریخ» نامید؛ بحرانی فراتر از شوکهای ۱۹۷۳، ۱۹۷۹ و ۲۰۲۲؛ چرا که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
بر اساس این گزارش، پدیده مهم دیگر «گسست میان بازارهای آتی و واقعیت فیزیکی نفت» است: قراردادهای آتی WTI (نفت سبک وست تگزاس اینترمیدیت) و برنت همچنان حدود ۱۰۰ دلارند، اما بهای نفت فیزیکی به ۱۴۰ دلار رسیده، و پیشبینیهای کپلر نشان میدهد برای از بین بردن تقاضا و بازتعادل بازار، قیمتها باید به ۱۶۰–۱۷۰ دلار برسد.
موجودی بنزین آمریکا نیز در پایینترین سطح ۱۶ سال اخیر است و قیمت نفت سفید و دیزل از مرز تاریخی ۲۰۰ دلار در هر بشکه معادل عبور کرده است.
در ادامه این گزارش آمده است: ایالات متحده یک محاصره دریایی برقرار کرده که ورود و خروج نفتکشها از بنادر ایران را متوقف میکند، اما طبق دادههای شرکت تحلیل انرژی ورتکسا (Vortexa) حدود ۳۴ نفتکش مرتبط با ایران توانستهاند از این محدودیتها عبور کنند. عملیات «خشم اقتصادی» وزارت خزانهداری با تهدید به تحریم هر فرد یا کشتی که تجارت ایران را تسهیل کند، قصد دارد توان مالی تهران را تضعیف کند. با این حال، اعتراف غیرمستقیم وزیر خزانهداری آمریکا درباره تکمیل قریبالوقوع مخازن جزیره خارک نشان میدهد این محاصره نتوانسته زیرساخت نفتی ایران را کاملا از کار بیاندازد.
پیامدهای جهانی میانمدت و بلندمدت
این تارنمای تحقیقاتی ونزوئلایی در ادامه تصریح میکند: کنترل ایران بر هرمز، نظم انرژی جهانی را از اساس دگرگون میکند. حدود یکپنجم عرضه نفت و گاز مایع جهان فاقد مسیر جایگزین عملی در کوتاهمدت است؛ بنابراین ایران به قدرت چانهزنی بیسابقهای رسیده است. جنگ نشان داد تکیه بر قدرت نظامی نتیجه معکوس داشته و ایران اکنون قویتر از پیش است؛ با کنترلی موثر بر تنگه هرمز که میتواند نظم جهانی را به زیان آمریکا بازتعریف کند.
به نوشته میسیون بردد، با تبدیل یک «گلوگاه دریایی» به «ابزار قدرت نامتقارن»، ایران باعث بازنگری امنیتی و تغییر موازنه انرژی شده است. این مساله، برخی روندها را تسریع میکند: منطقهایشدن زنجیرههای تامین، تنوعبخشی به منابع انرژی و توسعه سازوکارهای پرداخت غیردلاری. روندهایی که بهطور غیرمستقیم به سود چین و سایر بلوکهای نوظهور خواهد بود.
در این چارچوب، اگر کمبود پایدار نفت، مشتقات و کالاهای مرتبط ادامه یابد، اقتصاد جهانی با تورم مداوم، محدودیت سیاستگذاری پولی، انقباض اعتباری و خطر رکود تورمی بهویژه در کشورهای واردکننده انرژی روبهرو میشود.
در افق بلندمدت، وضعیت به سوی چندقطبیشدن ژئواقتصادی پیش میرود. چین، بزرگترین واردکننده نفت ایران میتواند اتحادهای انرژی را تقویت کند، در حالیکه اروپا و آسیا بهدلیل ناامنی عرضه، گذار انرژی را با شتاب بیشتری دنبال میکنند. با اینحال، کمبود مواد معدنی کلیدی مانند مس، نیکل و عناصر نادر خاکی مانع یک جایگزینی سریع میشود.
پیشبینی میشود بازیابی موجودیها (حدود ۱.۴ میلیارد بشکه کمبود) ۷ ماه برای جبران تولید و ۱۸ ماه برای تکمیل ذخایر زمان ببرد؛ وضعیتی که دستکم ۲ سال قیمتهای بالا را تضمین میکند.
کمبود مشتقات نفتی، دیزل، نفت سفید، بنزین، و کاهش تولید کودهای نیتروژنی نیز فشار تورمی شدیدی بر قیمت مواد غذایی جهان وارد میکند. کمبود پیشبینیشده ۳۰ درصدی مس در ۲۰۳۵–۲۰۴۰، تشدید شده با کمبود اسید سولفوریک برای استخراج آن، نشانهای دیگر از تغییر ساختاری تجارت جهانی مواد خام است.
در پایان این گزارش آمده است که در حالی که نبود اعتماد متقابل و تمایل ترامپ به تغییر اهداف مذاکره، احتمال یک توافق پایدار را کاهش میدهد، ابهام اصلی این است که آیا آمریکا واقعا به «مرزهای قدرت نظامیاش» رسیده یا نه. آنچه امروز مشاهده میشود، شاید نخستین نمایش محدودیت واقعی قدرت آمریکا در سطح جهانی باشد. نهادهای اطلاعاتی آمریکا اکنون پذیرفتهاند که حدود ۷۰ درصد پهپادها و موشکهای ایران برخلاف ادعای اولیه مبنی بر نابودی ۷۰ تا ۹۰ درصدی، سالم ماندهاند. این واقعیت نشان میدهد بیقطعیتی ژئوپلیتیک میتواند سالها ادامه یابد و موازنه قدرت جهانی را برای همیشه تغییر دهد.
به نوشته میسیون بردد، در این چارچوب، تنگه هرمز به گره حیاتی جدید ژئواقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ جایی که ایران با اعمال قدرت نامتقارن خود، جریان مواد خام را دگرگون کرده و یک گذار چندقطبی و تغییر در معماری انرژی جهان را تسریع کرده است. با تثبیت موقعیت در هرمز، ایران با استفاده از بالاترین برگ ژئواستراتژیک خود، اکنون به سطحی از قدرت بازدارندگی رسیده که بعید است از آن چشمپوشی کند. این وضعیت میتواند معماری امنیتی منطقه و موازنه قدرت در غرب آسیا را بازتعریف کند و نظام انرژی جهانی را به کلی تغییر دهد.