طرح فیدر دو در سیستان کاملاً غیرعلمی و فاقد توجیه است

به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، حبیب الله دهمرده استاندار اسبق استانهای کرمان، لرستان، سیستان و بلوچستان و نماینده سابق سیستان درخصوص طرح پرحاشیه فیدر۲ سیستان گفت: برای درک بهتر شرایط و زمینه موضوع، ابتدا باید ساختار رودخانه هیرمند و شاخههای آن در منطقه سیستان مورد توجه قرار گیرد. رودخانهای که از بند کجکی در افغانستان تا نقطه صفر مرزی ایران، مسیری نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر را طی میکند، به نام رودخانه هیرمند شناخته میشود. این رودخانه هنگامی که به نقطه صفر مرزی ایران و افغانستان میرسد، به دو شاخه تقسیم میشود؛ یک شاخه آن دقیقاً در امتداد مرز مشترک دو کشور جریان دارد که به «پریان مشترک» معروف است و شاخه دیگر مستقیماً وارد خاک ایران شده و به نام «رودخانه سیستان» شناخته میشود.
وی افزود: در سال ۱۳۵۰، متخصصان ژاپنی طرحی را برای آبگیری گودالهای طبیعیِ مشهور به چاهنیمههای سیستان ارائه دادند. این کانال به فیدر ۱ مشهور است و در واقع کانالی کاملاً خاکی به طول حدود ۴۵۰۰ متر (۴،۵ کیلومتر) و عرض قریب به ۵۰ متر میباشد که در فاصلهای حدود ۵۰۰ متری از نقطه صفر مرزی، در داخل خاک ایران، از رودخانه سیستان منشعب میشود.
دهمرده گفت: در محل این انشعاب، سدی تعبیه شده که سازهای بتنی–فلزی است و تنها سازه بتنی موجود در این کانال به شمار میرود که با نام «سد فیدر ۱» شناخته میشود. این کانال، نقشی حیاتی در انتقال آب و تأمین منابع آبی چاهنیمهها ایفا کرده و تا امروز (اردیبهشت ۱۴۰۵) فقط و فقط کانال تامین کننده مخازن آب چاه نیمهها میباشد.
نماینده سابق سیستان افزود: در سال ۱۴۰۰ شمسی، بند کمالخان بر روی رودخانه هیرمند در خاک افغانستان و در فاصلهای حدود ۵۰ کیلومتری از نقطه صفر مرزی به بهرهبرداری رسید؛ این بند بهعنوان یک بند کنترلی برای مدیریت جریان آب و جلوگیری از ورود سیلابها به داخل سیستان احداث شده است.
وی ادامه داد:، اما مدتی است، برای افزایش ورودی آب به مخازن چاهنیمهها، صحبت از اجرای طرحی به نام «فیدر ۲» مطرح شده؛ طرحی که از نظر کارشناسی با ابهامات جدی در حوزههای فنی، اقتصادی، زیستمحیطی و بهویژه رسوبگذاری همراه است.
دهمرده با انتقاد شدید از این طرح، آن را «کاملاً غیرعلمی، غیرکارشناسی و فاقد هرگونه توجیه اقتصادی، فنی و زیستمحیطی» عنوان کرده است.
به گفته وی، بررسیهای انجامشده در سالهای گذشته حتی در شرایطی که هنوز بند کمالخان در بالادست ساخته نشده بود و سیلابهای قابل توجهی وارد منطقه میشد، نشان داد که اجرای فیدر ۲ نهتنها کارایی لازم را ندارد، بلکه باعث افزایش رسوبگذاری در مسیر و در نهایت کاهش ظرفیت و پر شدن چاهنیمهها خواهد شد؛ به همین دلیل نیز این طرح در همان زمان متوقف شد.
استاندار اسبق سیستان و بلوچستان تاکید کرد: امروز، اما شرایط بسیار متفاوت و پیچیدهتر از گذشته است. با احداث بند کمالخان در بالادست، بر روی رودخانه هیرمند، جریان ورودی آب به سیستان بهشدت محدود و بهصورت کنترلشده از طریق چند لوله وارد منطقه میشود؛ بهگونهای که حتی فیدر ۱ نیز پر نمیشود. در چنین شرایطی، اجرای پروژهای جدید و پرهزینه مانند فیدر۲ نهتنها کمکی به حل بحران آب نخواهد کرد، بلکه موجب اتلاف منابع و تصمیمگیری غیرکارشناسی خواهد شد.
وی با اشاره به فرض محال که اگر روزی سیل نوح وارد شود که نمیدانم از کجا میآید راهکار عملی را تمرکز بر فیدر ۱ دانست و ادامه داد: در مقابل، راهکارهای عملی و آزموده شدهای وجود دارد که میتواند با هزینهای بسیار کمتر، بهرهوری سیستم فعلی را چندین برابر کند.
دهمرده میگوید که تمرکز باید بر بهسازی و لایروبی فیدر۱ باشد. از جمله اقدامات ضروری، حذف تنها سازه بتنی (بنام سد فیدر که در محل انشعاب فیدر از رودخانه سیستان قرار دارد) موجود بر روی این کانال است که بهدلیل ارتفاع نامناسب کف آن، مانعی برای ورود کامل آب به چاهنیمهها ایجاد کرده است. همچنین، گودبرداری و افزایش عمق بستر فیدر ۱ (که کل فیدرخاکی میباشد) میتواند ظرفیت انتقال آب را تا چندین برابر افزایش دهد.
عضو سابق کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی گفت: این پیشنهادها صرفاً در حد تئوری نیست؛ تجربه عملی آن نیز وجود دارد. در سال ۱۳۸۵، در دوره استانداری اینجانب، با امکاناتی محدود و در مدت زمانی کمتر از دو هفته، کانالی به عرض ۶ متر و عمق ۴ متر در بستر فیدر ۱ ایجاد شد. نتیجه چه بود؟ هدایت کامل آب رودخانه هیرمند به سمت چاهنیمهها در حدیکه آب پریان مشترک قطع شد و تمامی آب رودخانه هیرمند وارد چاه نیمهها شد.
وی گفت: از منظر اقتصادی و اجرایی نیز مقایسه کاملاً روشن است، هزینه بهسازی فیدر۱، شاید کمتر از یکهزارم هزینه اجرای فیدر۲ برآورد میشود، میزان رسوبگذاری در آن بهمراتب کمتر است و زمان اجرای آن نیز بسیار کوتاهتر (کمتر از پنج تا ده درصد زمان اجرای فیدر دو)خواهد بود.
دهمرده با مطرح کردن پرسشی گفت: در نهایت، در چنین شرایطی پرسش اصلی اینجاست که آیا منطقی است بهجای بهینهسازی زیرساختهای موجود، به سراغ پروژهای پرهزینه و بدون پشتوانه علمی برویم؟ به نظر میرسد پاسخ روشن است؛ سیستان بیش از هر چیز، به تصمیمهای عاقلانه، علمی و مبتنی بر تجربه نیاز دارد،نه پروژههایی که فقط روی کاغذ زیبا به نظر میرسند.
استاندار اسبق سیستان و بلوچستان در انتها بیان کرد: البته و صد البته در خصوص رسوب زدایی و جلوگیری از رسوب گذاری بیشتر و مسائل زیست محیطی و... پیشنهاداتی وجود دارد که در صورت لزوم توضیح خواهم داد.