پاسخ حسین پاکدل به طرفداران حمله به وطن و زیرساختها: در پلشتی هیچ درنده به گَردِ پایتان نمیرسد
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، حسین پاکدل در متنی صریح نوشته: اگر کسی بپرسد: “تاحالا طیّاره روندی؟ ”
و تا جوابِ نفی شنید بگوید: “کاری نداره، این غربیلکشو بِکِشی طرفِ خودت میپّره هوا، بِدی جلو میشینه زمین! ” و بعد که مواجه با پوزخند شد با حالتی حقبهجانب و سرزنشبار طرف خطاب را ببندد به توپِ تهمتِ دوری از پیشرفتِ علم و تکنولوژی و صدها نادانستگی و عقبماندگیِ دیگر.
رندهای فرصتطلبی هم هستند که با زدوبند و برنامهریزیِ دقیق، مدتها مِلکِ مرغوبی را زیرنظر گرفته بعد از چند جلسه دیدارِ ظاهراً خوش، با قیافهای دلسوز و همراه میپرسند: “نمیخوای این اسکلتِ وارفتهرو بکوبی یه چیز آبرومند از توش درآری؟ مُعطّلموندی آوار شه روسرت؟ ” کافی است لحظهای تردید در طرف ببینند تا شروع کنند: “کاری نداره که مَشتی، شما فقط لبتَرکن، به سهشماره ریختَمِش پایین، گودش کردم، با اجازت سرِ شیشماه، شیش واحد لوکسِ فول امکانات از توش درمیارم، چارتا ویودارِش مالِ تو، بقیهشم سهمِ من، نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره! اصّن یه یهقرونیام نده! اجاره جاییام که تو این مدت واسه زندگی میدی با من!... حلّه؟ ”
حالا همین دو موردِ ساده را تعمیم بدهیم به یک کشور. با همین نوع بهانه و ایرادگیری، سرزمینِ مستقلِ برقراری را بیوقفه بمباران کنند، ساکنانش را قتلِ عام و زیرساختهای دفاعی و حیاتیاش را از بین ببرند. همزمان از سوی جماعتی نادان ادّعا شود سهسوته میسازیم خیلی هم بهتر. یا توقع داشته باشند با دخالتِ نظامیِ بیگانه و فروپاشی، اختیار فرمانِ سفینۀ هدایتِ یک مملکتِ نودمیلیونیِ بافرهنگ و تمدن را بدهند دستِ لودههای بیدردِ بددهنی که هِر را از بِر تشخیص نمیدهند.
سادهسازیِ امور مهم و عوامیگری در عالمِ سیاست و مسائل کلانِ مملکت نتایج ویرانکنندۀ دراز مدتی دارد. در ایام جنگ، خودفروشانی که از بیگانه درخواستِ دخالتِ نظامی داشتند مدام تبلیغ کردند که ایران آنچنان زیرساختی ندارد، هرچههم باشد پس از جنگ زود میسازیم. اینان ذرهای شناخت از هیچ چیز جز رسیدن به شراکتِ در قدرت با بیگانه ندارند. اوجِ برنامههای خلاقهشان هم این است که مردم کار نکنند، شده فرش زیر پایشان را بفروشند، رسیدش را نگاه دارند، وقتی آنها مسلط شدند طبق رسید پس میدهند.
لحظهای فکر نمیکنند میلیونها انسان را با این روشهای کودکانه نمیشود مدیریت کرد. بهشتِ خیالیشان برای مملکت از این نوع اراجیفِ سخیف است. قادرند با این نگرشِ سطحی، بهسرعت یککشورِ زیبا را به جهنّم و قهقرا ببرند. اینلشگرِ پیادهنظام اسرائیل که فقط از شکم به پایینشان فکر میکند، خروجیشان تنها تجاوز، تخریب، قتل، غارت، فقر، ناامنی و وابستگیاست. در پلشتی هیچ درنده به گَردِ پایشان نمیرسد. در حرف و رنگ و رَویّه عوض کردنِ دمبهدم نیز هیچ آفتابپرستی از اینان پیشی نمیتواند گرفت.
به این روشِ منحط میگویند سادهسازیِ سیاسی. هدف هم با راهاندازیِ جنگِ زرگریِ روایتها، آغاز میشود. بعد تأثیرگذاری روی عوام و تحمیقِ مخاطبِ خام. بعد سطحی و قطببندی کردن جامعه و رو در روی هم قرار دادن مردم محضِ جدال با هم. برعکسنمایی و نادیدهانگاریِ تعمّدیِ واقعیتهای ساختاری یک کشور بزرگ. عوض کردن جای ظالم و مظلوم، بدهکار و طلبکار، قاتل و مقتول و… کاری که موساد در آن فوقالعاده استاد است و برای تربیتِ نیروی اجراییِ آن وقت و هزینۀ بسیاری صرف کرده و میکند.