ایران، چین و تنگه هرمز؛ دنیای جدیدی که ترامپ نمی‌فهمد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۵۵۳۵
ریسپانسیبل استیت کرافت تحلیل کرد؛

ایران، چین و تنگه هرمز؛ دنیای جدیدی که ترامپ نمی‌فهمد

چین خواستار گشایش تنگه هرمز بوده، اما تعریف پکن از «گشایش» بسیار متفاوت از آن چیزی است که واشنگتن و برخی کشور‌های عربی مدنظر دارند. بر اساس اطلاعات به دست آمده، پکن نه تنها مخالف هرگونه مکانیسم نظامی یا فصل هفتم شورای امنیت علیه ایران بوده، بلکه حتی با وضع عوارض رفت و آمد توسط کشور‌های منطقه مشکلی ندارد.
ایران، چین و تنگه هرمز؛ دنیای جدیدی که ترامپ نمی‌فهمد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ تریتا پارسی در مطلبی برای اندیشکده ریسپانسیبل استیت کرافت نوشت که دولت ترامپ مدعی شده که در دیدار با مقامات پکن، چینی‌ها موافقت خود با بازگشایی تنگه هرمز را ابراز کردند. اما انتقاد سفیر چین در سازمان ملل از پیش‌نویس قطعنامه ضدایرانی آمریکا و بحرین، ابهاماتی را در مورد موضع پکن برانگیخته است.


این ابهام و سردرگمی احتمالاً به معنای واقعی کلمه «گشایش» و منظور چینی از آن برمی‌گردد.
بر اساس گفتگوهایی که با دیپلمات‌های چینی داشته‌ام، «گشایش» در نظر چینی‌ها به این معنای برقراری تردد از این تنگه است. نفت، گاز و کالاها وارد و خارج شوند. پول دست به دست بچرخد و تجارت جریان داشته باشد.


اما به معنای آن نیست که هیچ مکانیسمی برای دریافت عوارض توسط کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. حتی با وجود عوارض، نفت همچنان جریان خواهد داشت. آنچه تنگه را واقعاً بسته نگه می‌دارد، محاصره (آمریکا) است، نه دریافت عوارض توسط ایران.


هرچند پکن طبیعتاً ترجیح می‌دهد که سیستم اخذ عوارض وجود نداشته باشد، اما پیشنهادهایی نیز در جریان بوده که چین با آن‌ها مخالف نیست. برای مثال، این کشور احتمالاً با مکانیسمی منطقه‌ای که برای دریافت «هزینه مدیریت زیست‌محیطی» کنار بیاید؛ یعنی عوارضی که به شکل عوارض نامیده نشود.


اتفاقاً دولت ترامپ نیز با چنین طرحی مشکل نخواهد داشت، هرچند آمریکا ترجیح می‌دهد این مکانیسم صرفاً توسط ایران و عمان اداره نشود.
اما برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، خصوصاً امارات و بحرین، حتی اگر خودشان هم در این مکانیسم مشارکت داشته باشند، شدیداً مخالف آن هستند. بر اساس دیدگاه آن‌ها که از قضا و به شکل عجیبی به دیدگاه رژیم صهیونیستی نزدیک بوده، چنین مکانیسمی وزن ژئوپلیتیک ایران را افزایش داده و در عوض، ترجیح می‌دهند آمریکا دوباره جنگ با این کشور را از سر بگیرد.

 

 

ایران، چین و تنگه هرمز؛ دنیای جدیدی که ترامپ نمی‌فهمد


اما چین دلایل دیگری نیز برای مخالفت با قطعنامه آمریکایی-بحرینی دارد. هرچند پیش‌نویس قطعنامه‌ای که بررسی کرده‌ام تحت فصل هفتم قرار نمی‌گیرد، با این حال، راه تصویب قطعنامه‌ای تحت فصل هفتم که مجوز استفاده از زور علیه ایران را صادر کند، هموار می‌سازد. قطعنامه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند نیز فاقد فرمول استاندارد «اقدام بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل» بود، اما شامل تعیین ماهیت تهدید به سبک ماده ۳۹، یعنی «تعیین اینکه اقدامات ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی است»، می‌شد.


این این رفت‌وبرگشت‌های سیاسی چیز جدیدی نیستند. اما از آن‌جایی که تصویب قطعنامه‌های اولیه بوده که نهایتاً به استفاده از فصل هفتم می‌انجامد و هزینه وتوکردن قطعنامه نهایی برای روسیه و چین را بالا می‌برد، خفه‌کردن آن در نطفه هزینه کمتری دارد.
آمریکا با قطعنامه‌ها علیه رژیم صهیونیستی نیز دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد؛ یعنی قطعنامه‌هایی که حتی کوچک‌ترین پتانسیل فشار معنادار یا نمادین بر اسرائیل داشته باشند را وتو می‌کند.


اما ماجرا فراتر از این است. چین می‌داند که اگر ترامپ ایران را شکست می‌داد، جمهوری اسلامی را سرنگون می‌کرد و همانند ونزوئلا کنترل نفت ایران را به دست می‌گرفت، پکن در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار می‌گرفت. پس از سرنگونی مادورو توسط ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، فروش نفت ونزوئلا به چین و آسیا ۹۲ درصد کاهش یافت که از متوسط روزانه ۶۰۰ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ به تنها روزانه ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶ پایین آمد.
پکن نمی‌تواند روی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حساب کند که در برابر فشار آمریکا برای قطع نفت به چین مقاومت کنند. تنها کشوری در خلیج‌فارس که قادر و احتمالاً مایل به مقاومت در برابر فشار آمریکاست، ایران است.
بنابراین در نظر پکن، تن‌دادن به قطعنامه‌ای تحت فصل هفتم که مجوز استفاده از زور علیه تهران را صادر کند، به معنای قراردادن خود در معرض اهرم ‌فشار خطرناک آینده واشنگتن بر امنیت انرژی چین خواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار