شکست «پیکان‌های شمال» در جنوب لبنان؛ چگونه حزب‌الله صهیونیست‌ها را زمین‌گیر کرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۵۸۲۱
کریدل تحلیل کرد؛

شکست «پیکان‌های شمال» در جنوب لبنان؛ چگونه حزب‌الله صهیونیست‌ها را زمین‌گیر کرد

مزدوران صهیونیست در حالی وارد درگیری با حزب‌الله شدند که تصور می‌کردند این گروه به تهدیدی قابل‌مدیریتتبدیل شده، اما نبرد جنوب لبنان همه توهمات را درهم شکست. فرماندهان صهیونیست اکنون مجبور به اعتراف شده‌اند که ارزیابی‌هایشان پس از «عملیات پیکان‌های شمال» بسیار خوش‌بینانه بوده و حزب‌الله همچنان سازمان‌یافته، مسلح و قادر به ادامه جنگ طولانی است.گزارش‌های رسانه‌های عبری از غافلگیری شدیدفرماندهی شمال، وجود هزاران راکت فعال، بازسازیسریع زیرساخت‌ها و تاکتیک‌های هوشمندانه حزب‌الله حکایت دارند.
شکست «پیکان‌های شمال» در جنوب لبنان؛ چگونه حزب‌الله صهیونیست‌ها را زمین‌گیر کرد

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از وبگاه کِرِیدِل، از نگاه صهیونیست‌ها، درگیری سال ۲۰۲۶ در جنوب لبنان داستان خودش را دارد. سانسور نظامیبخش زیادی از جبهه داخلی را تحت کنترل نگه داشت، اما نتوانست جلوی انتقادهای تند پس از زنجیره‌ای از شکست‌ها در جبهه شمالی سرزمین‌های اشغالی را بگیرد.

شوک عملکرد حزب‌الله فقط محدود به خبرنگاران نظامی،تحلیلگران امنیتی یا کارشناسان نزدیک به ارتش نماند. این شوک به خود فرماندهی اشغالگران در شمال سرزمین‌های اشغالی نیز رسید. روز ۶ آوریل ۲۰۲۶، کانال ۱۴ اسرائیل گزارش داد که ژنرال رافی میلون، پس از اعتراف به اینکه ارتش از قابلیت‌های حزب‌الله غافلگیرشده، مورد انتقاد کابینه قرار گرفته است. ایال زمیر، رئیسستاد ارتش اشغالگر نیز گفته که این موضوع را در ارزیابی میدانی با میلون مطرح کرده است.

در یک فایل صوتی لورفته از کانال ۱۲، میلون اعتراف کرد که ارزیابی‌های اولیه پس از «عملیات پیکان‌های شمال» بیش از حد خوش‌بینانه بود.

او گفت: «فاصله زیادی بین آنچه پس از پایان پیکان‌های شمال به آن باور داشتیم و واقعیتی که اکنون می‌بینیم، وجود دارد؛ حزب‌الله هنوز ایستاده و فعال است». او افزود که راکت‌هایی که شهرک‌نشینان شمال سرزمین‌های اشغالی را نگران کرده، عمدتاً به سمت نیروهای ارتش شلیک می‌شوند.

حزب‌الله هنوز پابرجاست
برخلاف انکارهای برخی افسران ارشد، روزنامه عبری هاآرتص فاش کرد که حزب‌الله همچنان به عنوان یک نیروینظامی سازمان‌یافته عمل می‌کند و دارای ساختار فرماندهی و کنترل سلسله‌مراتبی بوده که قادر به انتقال دستورات، هماهنگی آتش و یادگیری درس‌های میدانیحین نبرد است.

در ۷ آوریل، این روزنامه به استناد گزارش‌های اطلاعات نظامی نوشت که هر منطقه جنگی توسط فرمانده بخش مقاومت مدیریت می‌شود که مسئولیت هماهنگی حملات و فعال‌سازی سلاح‌ها علیه نیروهای اسرائیلی را بر عهده دارد.

یک افسر ذخیره که هاآرتص در ۶ آوریل به نقل از او گزارش داد، گفت از آمادگی حزب‌الله در جنوب رودخانه لیتانی شگفت‌زده شده است. حتی در روستاهایی که جریان عملیات پیکان‌های شمال در پایان ۲۰۲۴ مورد حمله قرار گرفته بودند نیز حزب‌الله سریعاً زیرساخت‌ها را بازسازی کرده، تسلیحات را جابه‌جا نموده و خود را براینبرد مجدد آماده کرده بود. فرماندهی شمال قبلاً به صورت داخلی مطلع شده بود که مقاومت لبنان آماده یک درگیریطولانی است.

روزنامه عبری معاریو نیز در گزارشی مشابه در ۶ آوریل اعتراف کرد که رژیم صهیونیست و مزدورانش برای اینجنگ آماده نبودند. این گزارش به شکاف‌های اطلاعاتی،کمبود هواپیما، عملکرد فرماندهی شمال، فرماندهی جبهه داخلی و حتی واحد سخنگوی ارتش اشاره کرد. مهم‌تر اینکه، معاریو گزارش داد برنامه اولیه این بود که ابتدا در زمستان به لبنان حمله کنند و سپس در تابستان، جنگعلیه ایران را کلید بزنند، اما تحولات داخل ایران مزدوران صهیونیست را مجبور کرد حمله به لبنان را به تعویقانداخته و ابتدا تهران را هدف قرار دهد.

سپس اسرائیل توجیه‌گری برای ناکامی‌های خود در جنوب لبنان را آغاز کرد. برخی تقصیر را گردن نیرویهوایی و اطلاعات نظامی انداختند که تمرکز اصلی‌شانروی ایران بود و نتوانستند درست پیش‌بینی کنند حزب‌الله کی و چگونه وارد جنگ می‌شود. توجیه دیگر به سربازان خسته، حفاظت ضعیف و نبود برنامه برای تأمین امنیتشمال سرزمین‌های اشغالی، ارتش و پایگاه‌هایش اشاره داشت. توجیه سوم نیز عملیات لبنان را ادامه عملیاتپیکان‌های شمال جلوه می‌داد نه یک جنگ برنامه‌ریزی‌شده.

اما این توجیهات دوام زیادی نیاورد. نبرد در جنوب لبنان حتی پس از زمانی که انتظار می‌رفت اسرائیل ظرفیتهوایی و اطلاعاتی خود را بازسازی کند، ادامه یافت و تلفات انسانی و تجهیزاتی تا زمان آتش‌بس ادامه داشت.

فشار به زودی از میدان نبرد به جبهه داخلی منتقل شد. در ۲ آوریل، والدین سربازان تیپ نحال به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیست و ئیسرائیل کاتز، وزیر جنگ او هشدار دادند که پسرانشان بدون حمایت کافی نظامیدر معرض خطر غیرضروری قرار گرفته‌اند.

توجیه شکست به دست مقاومت

سرهنگ آریک مویال، فرمانده تیپ نحال در مصاحبه ۱۹ آوریل با رسانه عبری والا از جنوب لبنان از عملکرد ارتش دفاع کرد. اگرچه نیروهای اشغالگر هنوز در مناطقی که در ۲۰۲۴ به آن‌ها نرسیده بودند، انبارهای بزرگ سلاح پیدا می‌کنند، اما مویال مدعی شد که عملیات پیکان‌های شمال با نابودکردن بخش‌های عمده زیرساخت حزب‌الله، زمینه را برای عملیات فعلی فراهم کرده است.

مویال ادعا کرد رزمندگان حماس در درگیری مستقیمجسورترند، اما حزب‌الله معمولاً عقب‌نشینی می‌کند، منتظر ورود اسرائیلی‌ها به خانه‌ها یا اتاق‌ها می‌ماند و سپس از نزدیک درگیر می‌شود و همزمان از آتش دوربرد و سلاح‌های پیشرفته استفاده می‌کند.

سرهنگ دوم «آ»، فرمانده گردان ۷۵ در مصاحبه ۱۵ آوریل با رسانه عبری وای‌نت، نسخه محتاطانه‌تری ارائه داد و مدعی شد: «نبرد در غزه در فواصل نزدیک متمرکز است، اما در لبنان، نبرد بسیار بسته‌تر است. مواضع ضدتانک در فواصل دور قرار دارند و چالش اصلیفرماندهان این بوده که درک کنند هر متر مربع می‌تواندمیدان نبرد باشد».

اما برخی گزارش‌ها مستقیماً پشت‌پرده این بهانه‌ها را افشا کرده‌اند. عاموس هارل در هاآرتص نوشت که کمپینشمالی شکاف‌های جدی در ارزیابی اطلاعاتی تل‌آویوبرملا ساخته است؛ خصوصاً وقتی مقادیر کشف‌شده تسلیحات حزب‌الله بسیار بیشتر از انتظار بود. او ارتش را پس از نزدیک به ۳۰ ماه جنگ، دچار کمبود شدید نیرو و منابع توصیف کرد که از عملیات طولانی یا چندجبهه‌ایناتوان است.

والا در گزارش ۱۰ آوریل حتی جلوتر رفت و نوشت که اطلاعات نظامی قصد حزب‌الله برای ورود به جنگ و حرکت نیروهای رضوان به جنوب را تشخیص داده بود، اما هیچضربه پیش‌دستانه‌ای انجام نگرفت. این گزارش افزود که سید حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزب‌الله دستور داده بود حدود ۱۰۰۰ نیروی رضوان از بیروت به جنوب لبنان اعزام شوند که این موضوع سؤال‌هایی جدی در بین اشغالگران برانگیخت که چرا نیروهای مقاومت پیش از رسیدن به میدان نبرد هدف قرار نگرفتند.

گزارش دیگر والا در ۱۲ آوریل عملیات صهیونیست‌ها را مبتنی بر فرسایش و پاکسازی سیستماتیک توصیف کرد نه تصمیم سریع. حزب‌الله مزدوران اشغالگران را مجبور کرده بود نیروهایش را تقسیم کرده و عمیق‌تر مانور دهد. موشک‌های ضدتانک الماس حزب‌الله با برد تا ۱۰ کیلومترباعث شده بود مواضع اسرائیلی حتی چند کیلومتر دورتر از مرز همچنان در معرض خطر باشند.

توهم بازدارندگی
در پس همه این تناقض‌ها، اعترافی عمیق‌تر نهفته است؛شکست صهیونیست‌ها ناشی از ارزیابی اولیه آن‌ها از اهداف و قابلیت‌های حزب‌الله بود. والا فاش کرد که اطلاعات نظامی از قبل هشدار داده بود حزب‌الله قصد ورود به جنگ را دارد. این ارزیابی به ستاد کل و رهبریسیاسی رسیده و حتی بحث ضربه پیش‌دستانه گسترده مطرح شده بود، اما تا آن موقع، حزب‌الله موشکباران را آغاز کرده بود.

شیرا باربیبای-شاهم در یدیعوت آحرونوت نوشت که اعتراف میلون به ضعف عمیق اطلاعاتی اسرائیل اشاره دارد؛ ضعفی که از ارزیابی بازدارندگی، تأثیر آن بر تصمیم‌گیری دشمن و سرعت بازیابی آن پس از هر دور درگیری ناشی می‌شود. راویو دراکر تندترین انتقاد را در هاآرتص نوشت: «ارتش برای کمپین شمال آماده نبود.

اهداف داشت، اما فاقد برنامه استراتژیک بود». او سپس به تناقض اصلی اشاره کرد: «مقامات از تصرف خاک لبنان تا رودخانه لیتانی حرف می‌زنند، اما ارتش انکار می‌کند که قصد ایجاد پایگاه دائمی دارد. بنابراینمشخص نیست اسرائیل چگونه می‌خواهد این منطقه را کنترل کند، به چند نیرو نیاز دارد و آیا اصلاً این نیروهاوجود دارند یا خیر».

ذخیره تسلیحاتی مقاومت
شوک میدان نبرد صهیونیست‌ها را وادار ساخت در تصور خود از قابلیت‌های باقی‌مانده حزب‌الله بازنگری کنند. تا اوایل آوریل، ارزیابی‌ها حاکی از آمادگی حزب‌الله برایجنگی طولانی بود.

کانال ۱۲ اعتراف کرد که ارتش معتقد است که به مدت پنج ماه دیگر، حزب‌الله می‌تواند روزانه حدود ۲۰۰ راکت شلیککند. گزارش جداگانه‌ای معترف شد حزب‌الله هنوز حدود ۱۰ هزار راکت و صدها پرتابگر فعال دارد که اکثرشان در شمال رودخانه لیتانی قرار دارند.

ارزیابی‌های بعدی نشان داد حزب‌الله پرتاب پهپاد را افزایش داده و شلیک راکت را کمی کاهش داده است. آسیب به پرتابگرها و مراکز فرماندهی مستقیماً به کاهش نرخ شلیک منجر نشده، چون سیستم‌های موشکی حزب‌الله به اندازه کافی غیرمتمرکز هستند که حتی پس از حملات گسترده به زیرساخت‌ها، ظرفیت شلیک را حفظ کنند.

باتلاق جنوب
تا زمانی که دونالد ترامپ تمدید سه‌هفته‌ای آتش‌بس لبنان را اعلام کرد، حزب‌الله فعالیت نظامی محدود علیه نیروهایاشغالگر را حفظ کرده بود. مزدوران صهیونیست به دنبال این بودند که اراضی اشغالی در لبنان را حفظ کنند.گزارش‌های صهیونیست‌ها حاکی از آن بود که ارتش در حال آماده‌سازی «خط زرد» جدیدی در جنوب لبنان است که در برخی نقاط تا ۱۰ کیلومتر از مرز امتداد دارد. > Fatemeh: این منطقه حائل خطی دفاعی برای جلوگیری از تهدید مستقیمعلیه شهرک‌های شمال سرزمین‌های اشغالی توصیف شده است.

این مدل در دوره آتش‌بس اجرا شده و اسرائیل از خط زرد برای ادامه حملات و تخریب‌ها زیر پوشش «ثبات» استفاده کرد. این طرح بلافاصله نگرانی‌های قدیمیدرباره «کمربند امنیتی» سابق اسرائیل در لبنان را زنده کرد. حتی تحلیلگران صهیونیست هشدار دادند که حضور ثابت در خاک لبنان نیروهایشان را در معرض حملات حزب‌الله قرار می‌دهد، ذخایر و لجستیک را تحت فشار می‌گذارد و ارتش اشغالگر نمی‌تواند راکت‌هایی را که از عمق لبنان شلیک می‌شوند، متوقف کند. تحلیل ماکو با عنوان «خط زرد، چراغ قرمز» هشداری تندتر بود: «خط زرد روی نقشه‌های ارتش قشنگ به نظر می‌رسد، اما تهدید واقعی برای ساکنان شمال همچنان پابرجاست و حزب‌الله به دنبال فرصت است».

آشر بن لولو، فرمانده سابق تیپ مرزی لبنان و رئیس سابق ستاد فرماندهی شمال در یدیعوت آحرونوت نوشت که منطقه حائل جدید می‌تواند خطر نفوذ زمینی و آتش ضدتانک را کاهش دهد، اما تأکید کرد که رژیم صهیونیستی نباید «عاشق آن شود یا آن را کمربند امنیتی بنامد»، چون امنیت کامل به ارمغال نخواهد آورد. پهپادها، راکت‌ها و آتش از شمال لیتانی همچنان به شهرک‌های شمالی خواهند رسید. او نتیجه‌گیری کرد: «بحث واقعی این نیست که کدام تپه یا روستا را نگه داریم. سؤال اصلی این بوده که هدف استراتژیک اسرائیلچیست»؟

به نظر او، هدف باید «انحلال شاخه نظامی حزب‌الله» طی یک کمپین چندساله باشد که شامل فشار نظامی،اقدامات سیاسی علیه ساختارهای حزب‌الله در بیروت و لبنان عمیق، قطع خطوط تأمین ایران از سوریه، انزوایسیاسی، تحریم اقتصادی و جداساختن حزب‌الله از منافع دولت لبنان است.

فعلاً اسرائیل در تناقضی گیر افتاده که این جنگ آن را آشکار ساخت؛ هر موضع ثابت هدف جدیدی ایجادمی‌کند. تخریب بیشتر زمین، کنترل ایجاد نکرده است. آتش حزب‌الله به صهیونیست‌ها نشان داد جنبشی که فکر می‌کردند ضعیف شده، هنوز بلد است چگونه بجنگد.

پربازدیدترین آخرین اخبار