کودک‌سربازی و دیوارِ بلند حاشا
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۶۵۲۰

کودک‌سربازی و دیوارِ بلند حاشا

انتشار مصاحبه اخیر ریوار آبدانان سخنگوی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، بار دیگر پرونده جنجالی حضور نوجوانان زیر ۱۸ سال در ساختار‌های شبه‌نظامی را به کانون توجه رسانه‌ها و فعالان مدنی بازگرداند.
کودک‌سربازی و دیوارِ بلند حاشا

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، انتشار مصاحبه اخیر ریوار آبدانان سخنگوی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، بار دیگر پرونده جنجالی حضور نوجوانان زیر ۱۸ سال در ساختار‌های شبه‌نظامی را به کانون توجه رسانه‌ها و فعالان مدنی بازگرداند.

در حالی که آبدانان با تکیه بر مفاهیمی، چون «دموکراسی» و شعار «زن، زندگی، آزادی»، به‌کارگیری کودکان را تکذیب کرده و حضور آنان را صرفاً «حمایتی و آموزشی» توصیف می‌کند، مستندات میدانی از واقعیتی متفاوت و تکان‌دهنده پرده برمی‌دارند.

تناقض میان روایت رسمی این حزب و شواهد گردآوری‌شده در کتاب The Lost (گم‌شدگان) و پرونده‌های مستندی نظیر «اسرین محمدی»، پرسش‌های جدی و بی‌پاسخی را پیرامون ناپدیدسازی قهری و نقض پروتکل‌های بین‌المللی مطرح کرده است.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران در تلاشی برای واکاوی این شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت، به سراغ روژین سرمدی، پژوهشگر حقوق بشر دوستانه، رفته است. در این گفتگوی چالشی، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه نقاب «آموزش» می‌تواند ابزاری برای توجیهِ نقض بنیادین حقوق کودک باشد و چرا پاسخگویی شفاف و نظارت‌ناپذیری اردوگاه‌ها، بزرگ‌ترین مانع در مسیر اعتباربخشی به ادعا‌های دموکراتیک این جریان است.

- اخیراً ریوار آبدانان، سخنگوی پژاک، در مصاحبه‌ای تلاش کرد میان «عضویت رسمی» و «حضور نوجوانان در مراکز آموزشی» تفکیک قائل شود. او مدعی است که سن عضویت ۱۸ سال است، اما حضور افراد زیر این سن را تحت عنوان «حمایت آموزشی» و «پناه دادن» توجیه می‌کند. از منظر حقوقی، این تفکیک چقدر اعتبار دارد؟

این تفکیک صرفاً یک «آرایش لغوی» برای فرار از مسئولیت‌های بین‌المللی است. طبق پروتکل‌های ژنو کال (Geneva Call) که گروه‌های مسلح غیردولتی مدعی پایبندی به آن هستند، هرگونه پیوند کودک با یک ساختار مسلح چه نامش آموزش باشد، چه تدارکات و چه پناه دادن مصداق بارز کودک‌سربازی است.

وقتی نوجوانی در اردوگاه‌های تحت کنترل یک گروه مسلح نگهداری می‌شود، او از حق بنیادینِ «دور ماندن از منازعات» محروم شده است. آقای آبدانان با استفاده از واژگان تلطیف‌شده، در حال انکار یک حقیقت حقوقی ساده است؛ محیط نظامی برای کودک، هرگز آموزشی یا حمایتی نیست، بلکه بستری برای نظامی‌گری است.

- وی مدعی شده که این نوجوانان به دلیل «ستم اجتماعی» یا «مشکلات خانوادگی» به آنها پناه می‌برند. اما مستندات ما در «دیدبان حقوق بشر کردستان ایران» و به‌ویژه موارد ثبت‌شده در کتاب «The Lost» (گم‌شدگان)، روایت دیگری دارند. تحلیل شما از این تناقض چیست؟

دقیقاً همین‌جاست که روایت رسمی پژاک فرو می‌پاشد. کتاب The Lost مجموعه‌ای از پرونده‌های مستند نوجوانانی است که نه برای پناهندگی، بلکه با وعده‌های فریبنده‌ای مثل «تحصیل در خارج» یا «کار در اروپا» جذب شده و سپس ناپدید شده‌اند. ما در اینجا با پدیده ناپدیدسازی قهری رو‌به‌رو هستیم. خانواده‌هایی که فرزندانشان بدون اطلاع آنها ناپدید شده و سال‌هاست تماسی با آنها ندارند، چگونه می‌توانند ادعای «پناه آوردن داوطلبانه» را باور کنند؟ اگر این نوجوانان پناهنده هستند، چرا حق تماس آزادانه با والدین خود را ندارند؟ این نشان می‌دهد که موضوع از «پناهندگی» به «سوءاستفاده از آسیب‌پذیری کودک» تغییر ماهیت داده است.

- ما همواره خواستار نظارت بر اردوگاه‌ها بوده‌ایم، اما پاسخی دریافت نکرده‌ایم. چرا شفافیت در این زمینه برای این گروه‌ها اینقدر دشوار است؟

چون شفافیت، پایانِ این روایت‌های دروغین است. اگر آن‌طور که آقای آبدانان می‌گوید، این مراکز صرفاً حمایتی هستند، چرا امکان بازدید خبرنگاران مستقل، نهاد‌های بی‌طرف بین‌المللی و گزارشگران حقوق بشر فراهم نمی‌شود؟ چرا اجازه مصاحبه مستقل و بدون حضور کادر‌ها با این نوجوانان داده نمی‌شود؟ در غیاب نظارت مستقل، تمام ادعا‌های دموکراتیک پژاک زیر سؤال است. فاصله میان آنچه در رسانه می‌گویند با آنچه در اردوگاه‌های بسته رخ می‌دهد، تنها با «نظارت» پر می‌شود که این گروه‌ها به‌شدت از آن هراس دارند.

پربازدیدترین آخرین اخبار