دیپلماسی در سایه جنگ
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۷۱۶۸
یادداشت دانشجویی|

دیپلماسی در سایه جنگ

خلیج فارس پس از جنگ ۳۹ روزه وارد نظم تازه‌ای شده؛ نظمی که چین در آن دیگر فقط یک خریدار نفت نیست.
دیپلماسی در سایه جنگ

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، سید پارسا علوی، جنگ ۳۹ روزه در خاورمیانه فقط یک درگیری نظامی نبود؛ این جنگ، معادلات سیاسی منطقه را نیز وارد مرحله‌ای تازه کرد. در روز‌هایی که تنش در خلیج فارس و نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز افزایش یافته، رفت‌وآمد چهره‌های مهم سیاسی جهان به پکن، از عباس عراقچی گرفته تا ترامپ و پوتین، نشان می‌دهد که چین دیگر تنها یک قدرت اقتصادی نیست، بلکه آرام‌آرام به یکی از مراکز اصلی تصمیم‌سازی در بحران‌های منطقه‌ای تبدیل می‌شود.

در سال‌های گذشته، پکن تلاش می‌کرد چهره‌ای اقتصادی و تجاری از خود در خاورمیانه ارائه دهد؛ کشوری که نفت می‌خرد، سرمایه‌گذاری می‌کند و وارد بازی‌های پرهزینه امنیتی نمی‌شود. اما تحولات اخیر منطقه، به‌ویژه جنگ ۳۹ روزه، نشان داد که دیگر نمی‌توان چین را صرفاً یک شریک اقتصادی دانست.

جنگی که طی ۳۹ روز، سایه ناامنی را بر خلیج فارس و تنگه هرمز انداخت، بسیاری از معادلات را تغییر داد. بازار جهانی انرژی به شدت نسبت به تحولات منطقه واکنش نشان داد و نگرانی از گسترش درگیری‌ها به مسیر‌های حیاتی انتقال نفت، اقتصاد جهان را در وضعیت هشدار قرار داد. در چنین شرایطی، طبیعی بود که نگاه‌ها به سمت کشوری معطوف شود که بیشترین وابستگی را به انرژی خلیج فارس دارد؛ یعنی چین.

پکن به‌خوبی می‌داند هرگونه ناامنی در تنگه هرمز، مستقیماً امنیت اقتصادی این کشور را تهدید می‌کند. بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز صنایع چین از همین مسیر عبور می‌کند و به همین دلیل، ثبات در خلیج فارس برای رهبران چینی فقط یک موضوع سیاسی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی این کشور به شمار می‌رود.

در همین چارچوب، سفر عباس عراقچی به چین را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمولی تحلیل کرد. تهران در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری به دنبال تثبیت روابط راهبردی با شرق است. ایران می‌داند که در فضای پیچیده منطقه‌ای و در سایه فشار‌های سیاسی غرب، چین می‌تواند به‌عنوان یک تکیه‌گاه مهم اقتصادی و سیاسی ایفای نقش کند. نقش‌آفرینی پررنگ محمدباقر قالیباف در تحرکات دیپلماتیک اخیر ایران نیز نشان می‌دهد تهران، توسعه روابط با شرق را به یکی از اولویت‌های اصلی خود تبدیل کرده است.

از سوی دیگر، چین نیز تلاش دارد رابطه خود با تهران را در سطحی حفظ کند که هم منافع اقتصادی‌اش تأمین شود و هم بتواند نقش میانجی و بازیگر متوازن را در منطقه ایفا کند. همین سیاست باعث شده پکن، برخلاف بسیاری از قدرت‌های جهانی، ارتباط خود را با همه بازیگران منطقه حفظ کند؛ از ایران گرفته تا عربستان، امارات و دیگر کشور‌های حاشیه خلیج فارس.

اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که همزمان با سفر مقام‌های منطقه‌ای به چین، دیدار‌ها و رایزنی‌های مهم رهبران قدرت‌های جهانی با پکن نیز آغاز شده است. تلاش ترامپ برای بازتعریف سیاست خارجی آمریکا و نزدیکی همزمان روسیه به چین از طریق پوتین، نشان می‌دهد همه بازیگران بزرگ جهان، نقش فزاینده چین را در معادلات آینده پذیرفته‌اند.

ترامپ؛ مهار چین یا مدیریت بحران خاورمیانه؟

دونالد ترامپ، چه در دوران حضورش در کاخ سفید و چه در فضای سیاسی امروز آمریکا، همواره چین را یکی از اصلی‌ترین رقبای واشنگتن معرفی کرده است. با این حال، او به‌خوبی می‌داند بدون گفت‌و‌گو و مدیریت رابطه با پکن، نمی‌توان بحران‌های جهانی را کنترل کرد. نگاه ترامپ به چین، ترکیبی از رقابت اقتصادی، نگرانی امنیتی و نیاز به تعامل سیاسی است.

در شرایطی که خاورمیانه پس از جنگ ۳۹ روزه وارد مرحله‌ای حساس شده و امنیت انرژی بار دیگر به اولویت قدرت‌های جهانی تبدیل شده، ترامپ تلاش دارد از مسیر گفت‌و‌گو با چین، مانع از شکل‌گیری یک بلوک کاملاً شرقی علیه منافع آمریکا شود. او به دنبال آن است که ضمن حفظ فشار بر پکن، کانال‌های ارتباطی با رهبران چین را نیز باز نگه دارد؛ زیرا واشنگتن به‌خوبی می‌داند چین امروز نفوذ قابل‌توجهی بر بسیاری از بازیگران خاورمیانه پیدا کرده است.

ترامپ همچنین می‌داند هرگونه بحران در تنگه هرمز می‌تواند اقتصاد جهانی و به تبع آن اقتصاد آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، نزدیکی یا رایزنی با چین، بخشی از تلاش آمریکا برای مدیریت غیرمستقیم بحران‌های منطقه‌ای و جلوگیری از افزایش نفوذ رقبایی مانند روسیه و ایران در معادلات خاورمیانه است.

پوتین و رؤیای نظم شرقی

ولادیمیر پوتین، اما نگاه متفاوت‌تری به پکن دارد. برای روسیه، چین دیگر فقط یک شریک اقتصادی نیست، بلکه به مهم‌ترین پشتوانه سیاسی و راهبردی مسکو در برابر غرب تبدیل شده است. پس از تشدید تقابل روسیه با آمریکا و اروپا، کرملین بیش از هر زمان دیگری به سمت شرق متمایل شده و چین در مرکز این چرخش قرار گرفته است.

> z.m:

پوتین از سفر به چین چند هدف مهم را دنبال می‌کند؛ نخست، تثبیت همکاری‌های اقتصادی و انرژی میان دو کشور. روسیه تلاش می‌کند با گسترش صادرات انرژی به چین، بخشی از فشار تحریم‌های غرب را جبران کند. دوم، تقویت همکاری‌های سیاسی و امنیتی در برابر نفوذ آمریکا در مناطق حساس جهان، به‌ویژه خاورمیانه و آسیای مرکزی.

در موضوع خلیج فارس نیز روسیه و چین منافع مشترکی دارند. هر دو کشور خواهان کاهش نقش انحصاری آمریکا در منطقه هستند و تلاش می‌کنند نظم جدیدی را شکل دهند که در آن، قدرت‌های شرقی سهم بیشتری در تصمیم‌گیری‌ها داشته باشند. پوتین به‌خوبی می‌داند بدون همراهی چین، تحقق چنین هدفی دشوار خواهد بود.

پکن در دوراهی تهران و واشنگتن.

اما پرسش اصلی اینجاست که در ادامه این تحولات، چین چه مسیری را انتخاب خواهد کرد؟ آیا پکن از سازوکار جدید مدیریت تنگه هرمز رضایت دارد یا آن را تهدیدی علیه منافع بلندمدت خود می‌بیند؟ و مهم‌تر از همه، آیا نزدیکی همزمان واشنگتن و پکن می‌تواند به تضعیف رابطه راهبردی تهران و چین منجر شود؟

واقعیت این است که چین در سال‌های اخیر نشان داده بیش از هر چیز، «ثبات» را دنبال می‌کند. برای پکن، خلیج فارس نه میدان رقابت ایدئولوژیک، بلکه شاهراه حیاتی انرژی جهان است. اقتصاد چین به‌شدت به امنیت انتقال نفت و گاز از منطقه وابسته است و هرگونه تغییر در ساختار مدیریت تنگه هرمز، اگر با افزایش تنش یا بی‌ثباتی همراه باشد، طبیعتاً نگرانی‌هایی برای رهبران چینی ایجاد خواهد کرد.

به همین دلیل می‌توان گفت پکن احتمالاً نسبت به هر سازوکاری که موجب نظامی‌تر شدن فضای تنگه هرمز یا افزایش انحصار امنیتی یک قدرت خاص شود، نگاه محتاطانه‌ای خواهد داشت. چین علاقه‌ای ندارد مسیر‌های انرژی جهان تحت کنترل کامل یک بازیگر قرار گیرد؛ زیرا چنین وضعیتی می‌تواند در آینده به ابزاری برای فشار اقتصادی و ژئوپلیتیکی علیه این کشور تبدیل شود.

از سوی دیگر، ریاست دوره‌ای چین بر شورای امنیت سازمان ملل نیز اهمیت این موضوع را دوچندان می‌کند. پکن تلاش دارد تصویر یک قدرت مسئول و ثبات‌ساز را از خود ارائه دهد؛ کشوری که برخلاف آمریکا، مدعی حل بحران‌ها از مسیر دیپلماسی و گفت‌و‌گو است. به همین دلیل، بعید به نظر می‌رسد چین از هرگونه طرحی که تنش در تنگه هرمز را تشدید کند یا منطقه را به سمت رویارویی مستقیم سوق دهد، حمایت آشکار کند.

در مقابل، واشنگتن نیز به‌خوبی از حساسیت چین نسبت به امنیت انرژی آگاه است. آمریکا احتمالاً تلاش خواهد کرد از نگرانی پکن درباره امنیت تنگه هرمز، برای نزدیک کردن مواضع چین به سیاست‌های خود علیه ایران استفاده کند. دقیقاً در همین نقطه است که رقابت و همکاری همزمان میان واشنگتن و پکن وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه می‌شود.

آمریکا می‌داند چین خواهان ثبات است و از هرگونه اختلال در صادرات انرژی آسیب می‌بیند. از همین رو، ممکن است تلاش کند این گزاره را به پکن القا کند که رفتار‌های تهران یا ادامه تنش‌ها، امنیت شاهراه‌های انرژی را تهدید می‌کند و بنابراین چین باید در مهار ایران نقش فعال‌تری ایفا کند. با این حال، پکن به همان اندازه که نگران تنش در منطقه است، از افزایش نفوذ و حضور انحصاری آمریکا در خلیج فارس نیز نگرانی دارد.

در واقع، چین در موقعیتی قرار گرفته که نمی‌خواهد نه تهران را از دست بدهد و نه وارد تقابل مستقیم با واشنگتن شود. ایران برای پکن فقط یک شریک انرژی نیست، بلکه بخشی مهم از پروژه ژئوپلیتیکی چین در غرب آسیا و مسیر راهبردی «کمربند و جاده» محسوب می‌شود. موقعیت جغرافیایی ایران، دسترسی به آبراه‌های مهم و ظرفیت‌های اقتصادی و ترانزیتی آن، عواملی نیستند که چین به‌سادگی از کنارشان عبور کند.

به همین دلیل، بعید است دیدار‌ها و رایزنی‌های اخیر میان رهبران چین، آمریکا و روسیه به معنای تضعیف جدی روابط تهران و پکن باشد. البته ممکن است چین در برخی مقاطع، برای حفظ توازن در روابط خود با غرب و کشور‌های عربی، از حمایت علنی و پرهزینه از ایران پرهیز کند، اما این مسئله الزاماً به معنای فاصله گرفتن راهبردی از تهران نیست.

موضع چین درباره ادامه تقابل واشنگتن و تهران نیز احتمالاً بر پایه همان سیاست سنتی «مدیریت بحران بدون ورود مستقیم» باقی خواهد ماند. پکن نه خواهان شعله‌ور شدن جنگی فراگیر در منطقه است و نه تمایل دارد ایران وارد چرخه‌ای از فروپاشی یا بی‌ثباتی مزمن شود؛ زیرا هر دو سناریو برای اقتصاد و امنیت انرژی چین پرهزینه خواهد بود.

در نتیجه، به نظر می‌رسد چین در ماه‌های آینده تلاش کند نقش میانجی و متوازن خود را حفظ کند؛ از یک سو با آمریکا وارد گفت‌و‌گو شود تا تنش‌ها از کنترل خارج نشود و از سوی دیگر، ارتباط راهبردی خود با تهران را نیز حفظ کند.

 

انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است*

پربازدیدترین آخرین اخبار