از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۷۲۷۲
هال بِرَندز در بلومبرگ تحلیل کرد؛

از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند

دو نشست مهم اخیر در پکن ـ یکی میان شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ و دیگری میان رهبر چین و رئیس‌جمهور روسیه تصویری روشن از جهان در حال گذار ارائه می‌دهد؛ جهانی که به عقیده هال برندز، چین با اعتمادبه‌نفسی روزافزون در حال بازتعریف توازن قدرت است. برندز استدلال می‌کند که شی جین‌پینگ نه‌تنها توانسته روابط با آمریکا را بر اساس شروط پکن تنظیم کند، بلکه اکنون در اتحاد با روسیه نیز نقش «شریک ارشد» را ایفا می‌کند.
از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، بعید است بتوان تصویری بهتر از جهان در حال گذار امروز پیدا کرد؛ تصویری که در دو نشست اخیر قدرت‌های بزرگ در پکن دیده شد. به تازگی، شی جین‌پینگ، رهبر چین میزبان دونالد ترامپ بود؛ دیداری که بیشتر بر نمایش و فضاسازی تمرکز داشت تا دستیابی به نتایج ملموس. پس از آن نیز شی از ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه استقبال کرد تا «شراکت راهبردی شانه‌به‌شانه» میان مسکو و پکن را بار دیگر تثبیت کند؛ شراکتی که از طریق آن، در برابر نظم جهانی تحت سلطه آمریکا ایستاده‌اند.

سراب دوست و دشمن

این دو نشست چهار ویژگی کلیدی وضعیت کنونی جهان را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهند چگونه رهبران قدرتمند جهان را به‌سوی آشفتگی عمیق سوق می‌دهند. نخست اینکه شی جین‌پینگ اکنون به یک دولتمرد مقتدر جهانی تبدیل شده است. او از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون، در تعامل با واشنگتن با اقتدار و کارآمدی عمل کرده، در جنگ تجاری پرتنش، ترامپ را تحت فشار قرار داده، درباره روابط آمریکا با تایوان هشدارهای شدید صادر کرده و روابط چین و آمریکا را بر اساس شروط پکن بازتنظیم کرده است. همزمان، شی میزبان صفی از رهبران جهان بوده که برای تثبیت روابطشان با امپراتوری چین به پکن سفر کرده‌اند. چینِ شی اکنون با اعتمادبه‌نفس یک قدرت هم‌تراز آمریکا عمل می‌کند، اگرچه هنوز کاملاً به توانایی‌های آن نرسیده باشد.

دیدار با پوتین نیز نشان می‌دهد که شی در این رابطه شریک ارشد است؛ آن هم در شرایطی که روسیهِ فرسوده از جنگ اوکراین، بیش از پیش به چین وابسته شده است. پوتین امید داشته یکی از دستاوردهای سفرش پیشرفت تعیین‌کننده در پروژه خط لوله «قدرت سیبری ۲» باشد؛ پروژه‌ای که صادرات انرژی روسیه به چین را شدیداً افزایش خواهد داد. او همچنین دوست دارد شی صادرات قطعات چینی پهپاد به اوکراین را متوقف کند.

از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند

دو کشور همچنان برای یکدیگر حیاتی به شمار می‌روند؛ زیرا در بحبوحه تشدید تنش‌ها در مرزهای شرقی و غربی اوراسیا، پشت جبهه همدیگر را حفظ می‌کنند. اما چین اکنون می‌تواند در تجارت، انرژی و سایر حوزه‌ها سخت‌گیرانه‌تر مذاکره کند، زیرا توازن قدرت در این اتحاد اقتدارگرا بیش از گذشته به سود شی تغییر کرده است.

عصر جدید

دوم اینکه این دو دیدار نشان می‌دهد اهداف و وفاداری‌های واقعی پکن چه هستند. اگرچه نشست آمریکا و چین با وعده‌هایی درباره «ثبات راهبردی سازنده» همراه بود، ترامپ شی را «دوست خوب» خود خواند و از ایده «جی۲» متشکل از چین و آمریکا برای اداره جهان سخن گفت، اما متحد اصلی شی پوتین است؛ همان رهبری که به دنبال نابودی نظم تحت رهبری آمریکاست. شی در دیدار سال ۲۰۲۳ به پوتین گفته بود: «اکنون تغییراتی در حال رخ‌دادن بوده که مشابه آن را در ۱۰۰ سال گذشته ندیده‌ایم و ما با هم در حال هدایت این تغییرات هستیم». این هفته نیز دو کشور اعلام کردند نظم قدیمی تحت سلطه آمریکا که «بر روحیه عصر استعمار» استوار بوده، شکست خورده است.

بنابراین، دیپلماسی شی با ترامپ بیشتر یک تاکتیک است. این سیاست به چین فرصت می‌دهد «اقتصاد دژمانند» خود را با انباشت غذا، سوخت و دیگر مواد حیاتی تقویت کند. همچنین فرصتی برای تضعیف گرایش‌های رقابتی در واشنگتن را فراهم می‌سازد؛ اقداماتی مانند محدودیت صادرات نیمه‌رساناها یا فروش سلاح به تایوان که می‌تواند مانع پیشروی چین شود. اما شی به خوبی می‌داند که مسیر چین برای تبدیل‌شدن به قدرت برتر جهانی همانند روسیه، نهایتاً از دل معماری قدرت آمریکا عبور می‌کند.

کمک ترامپ به نابودی سلطه آمریکا

با این حال، اگر شی و پوتین رقبای ترامپ هستند، به شکلی عجیب متحدان او نیز محسوب می‌شوند؛ زیرا سومین محور ماجرا این بوده که هر سه نفر جهان را به سوی بی‌ثباتی سوق می‌دهند. جنگ اوکراین و فشار مداوم پوتین بر ناتو بخشی از کارزار سیستماتیک او برای تضعیف اروپاست. اقدامات مسکو حمله به هنجارهای اصلی غرب به شمار می‌رود و حمایت روسیه از ایران و یمن در درگیری‌های اخیر نیز حمله به دنیایی است که غرب به آن عادت دارد.

از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند

چین نیز به دنبال بازیابی تمامیت ارضی و سرزمین‌های از دست رفته خود، از مرزهای هیمالیا با بوتان گرفته تا آبسنگ‌های دریای جنوبی چین است. ناوگان‌های غیرنظامی چین نیز ذخایر ماهیگیری را از سواحل آفریقا تا آمریکای جنوبی به دست گرفته‌اند.

افزایش توان نظامی پکن نشانه‌ای از احتمال درگیری در پویاترین منطقه جهان، یعنی اقیانوس آرام غربی است. سیل صادرات صنعتی چین نیز تهدیدی برای اقتصاد کشورهای در حال توسعه و صنعتی به شمار می‌رود. وقتی شی از تغییراتی سخن می‌گوید که طی قرن اخیر بی‌سابقه بوده، در واقع انتقالی آشفته و احتمالاً خشونت‌آمیز از عصر آمریکایی به نظم بعدی را تصور می‌کند.

رویکرد ترامپ پیچیده‌تر و مبهم‌تر است. برخی اقدامات او، مانند تلاش برای مسلح‌سازی دوباره متحدان یا فشار بر کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا می‌تواند به تقویت آمریکا و شرکایش بیانجامد. اما دولت ترامپ آشکارا ایده نظام جهانی مبتنی بر رهبری آمریکا و منافع مشترک را کوچک می‌شمارد. جهان‌بینی ترامپ یک‌جانبه‌گرا و مبتنی بر تصاحب است، نه همکاری جمعی.

رویای او درباره گسترش سرزمینی، تلاشش برای شکاف انداختن در اتحادیه اروپا از طریق حمایت از چهره‌هایی مانند ویکتور اوربان و همچنین افتضاحش در جنگ با ایران ائتلاف‌هایی را تضعیف کرده که برای مهار پوتین و شی حیاتی‌اند. گفته می‌شود ترامپ در پکن حتی مطرح کرده که آمریکا، روسیه و چین می‌توانند برای تضعیف دیوان کیفری بین‌المللی متحد شوند.

آخرین ساعات نظم جهانی

تمام این تحولات باعث شده دیگر جوامع دموکراتیک به این نتیجه برسند که آمریکا اکنون عامل آشوب بوده و در واقع، به کشورهایی که قصد برهم‌زدن نظم جهانی موجود را دارند، کمک می‌کند.

بنابراین، چهارمین محور این تحولات آن بوده که دوره‌ای خطرناک در انتظار نظم جهانی تحت سلطه غرب است و آینده‌اش بستگی به این دارد که آیا آمریکا می‌تواند اختلاف با متحدان، مثلاً بر سر تجارت یا تقسیم هزینه‌ها را حل‌وفصل کند و آیا دیپلماسی با رقیبانش را بر جنگ ترجیح می‌دهد یا نه.

از ترامپ تا پوتین، همه در زمین شی بازی می‌کنند

آمریکا جهان کنونی را با همکاری متحدان خود ساخت و طی دوره‌ای، به قدرتی بی‌رقیب تبدیل شد. رقبای اصلی آن همواره همان نوع رهبرانی بوده‌اند که این هفته در پکن گرد هم آمدند؛ رهبرانی که می‌خواهند چشم‌انداز خود را جایگزین نظم کنونی کنند.

امروزه شی و پوتین باور دارند محدودیت‌های قدرت و اهدافشان در حال فروپاشی است. اگر آمریکا نتواند متوجه این قضیه شده و اگر نتواند با متحدین خود آشتی کند، دیگر جایی در جهان نخواهد داشت.

پربازدیدترین آخرین اخبار