از عصر انفجار تا روزهای بیمادری؛ روایت یک خانواده داغدار در لامرد
به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو؛پدر خانواده با مرور آن روز تلخ میگوید عصر حادثه هر یک از اعضای خانواده درگیر کار روزمره خود بودند. محمدرضا برای شرکت در جشن تولد یکی از دوستانش آماده میشد، همسرش در کلاس خیاطی حضور داشت و او نیز در محل کار خود مشغول نظارت بر یک پروژه ساختمانی بود.
به گفته وی، نخستین انفجار در نزدیکی محل کارش رخ داد. شدت موج انفجار او را به عقب پرتاب کرد و زمانی که به خود آمد، ستونهای دود از منطقهای مسکونی به آسمان برخاسته بود. نگرانی برای بستگانش او را به سمت محل حادثه کشاند، اما در مسیر چندین انفجار دیگر نیز رخ داد.
او میگوید پس از رسیدن به محل، با صحنهای روبهرو شد که هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد. پیکر بیجان عمه سالخوردهاش و یکی از بستگانش در میان آوار و ترکشها دیده میشد. در ادامه جستوجو برای یافتن دیگر اعضای خانواده آغاز شد و مجروحان یکی پس از دیگری به مراکز درمانی منتقل شدند.
دقایقی بعد خبر رسید که همسرش نیز مجروح شده و به بیمارستان انتقال یافته است. او با امید یافتن همسرش راهی بیمارستان شد و ساعتها در میان مجروحان جستوجو کرد، اما اثری از او نیافت. سرانجام با مراجعه به سردخانه، واقعیتی تلخ آشکار شد؛ همسرش در میان شهدای حادثه قرار داشت.
بر اساس روایت این پدر داغدار، همسرش در لحظات ابتدایی حمله برای کمک به دیگران به حیاط محل آموزش خیاطی رفته بود. در همان زمان ترکشهای ناشی از انفجار به او اصابت کرد و جراحات وارده سرانجام به شهادتش انجامید.
اما سختترین بخش ماجرا برای او، توضیح دادن این اتفاق به فرزندانش بود. او میگوید صبح روز بعد ناچار شد خبر شهادت مادر را به علی و محمدرضا بدهد؛ خبری که برای هیچکدام قابل باور نبود.

به گفته وی، علی وابستگی عاطفی زیادی به مادرش داشت و هنوز هم با این فقدان کنار نیامده است. او شبها دلتنگ میشود و در خلوت خود اشک میریزد. محمدرضا نیز اگرچه سن کمتری دارد، اما اندوه برادر بزرگترش را درک میکند و همواره نگران حال اوست.
این پدر لامردی معتقد است قربانیان این حمله همگی غیرنظامی بودهاند و خانوادههای بسیاری در این حادثه داغدار شدهاند. او خواستار پیگیری حقوقی این اتفاق در مجامع بینالمللی و پاسخگویی عاملان آن شد.
وی همچنین با اشاره به خسارتهای گسترده انسانی و روحی وارد شده به مردم لامرد، تأکید کرد که آثار این حادثه هنوز در سطح شهر دیده میشود؛ از ساختمانها و خودروهای آسیبدیده گرفته تا خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادهاند.
با وجود این داغ سنگین، مردم لامرد همچنان در کنار یکدیگر ایستادهاند و در روزهای محرم با برپایی آیینهای عزاداری، یاد شهدا را گرامی میدارند؛ شهدایی که نامشان برای همیشه در حافظه این شهر باقی خواهد ماند.