کد خبر:۱۴۲۱۱۱
فطری بودن حجاب و عرفی نبودن آن
حجاب امري عرفي نيست تا بتوان ادعا كرد كه هر عرفي تفسيري متفاوت از عرف ديگر دارد، بلكه حجاب امري فطري است و دين، حدود و چارچوب آن را مشخص كرده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حجاب امري عرفي نيست تا بتوان ادعا كرد كه هر عرفي تفسيري متفاوت از عرف ديگر دارد، بلكه حجاب امري فطري است و دين، حدود و چارچوب آن را مشخص كرده است.
فطری بودن حجاب: پروردگار عالم ملاك تشخيص خوب از بد را به انسان الهام فرموده و گرايش به سوي پاكي و خوبي را نيز در نهاد او به وديعت نهاده است. به طور مسلم پيروي از هدايت هاي فطري موجب سعادت بشر و اجتماع اوست. به همين جهت پروردگار عالم او را به تبعيت از فطرت فرا مي خواند.
«به دين حنيف روي آور، به آيين فطرت متوجه شو، به آن فطرت پاكي كه خداوند تمام بشر را با آن فطرت آفريده است. اين است قانون ثابت خلقت. آيين تزلزل ناپذير الهي. از طرفي خداوند پيامبران را مامور كرده تا امور فطري را به طور مداوم به انسان ها گوشزد نمايند. ای پيامبر مسائل فطري را به يادشان بياور، همانا فقط وظيفه تو ياد آوري است.»
همه تجاوزها، قانون شكني ها، جنايات و بدبختي هاي بشر معلول پيروي غرايز، تاثيرات منفي آموزش هاي خانواده، محيط و همنشيني بد، و در يك كلمه زير پا گذاشتن الهامات دروني فطرت است.
لزوم پوشش يكي از خواسته هاي فطري انسان است؛ چراكه از آغاز پيدايش زن و مرد هر دو كوشيده اند پوشش مناسب خود را تهيه کنند. انسان ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حيوانات و بعدها با دستبافت هاي خويش خود را مي پوشانده است. بعدها با پيشرفت صنعت و دست يافتن به منابع و ابزار جديد پوشش نيز از تغييرات تكاملي بهره مند گرديد و اين اقدامات از ان جهت كه تحت هيچ گونه آموزشي نبوده، نشان مي دهد كه پوشش تنها در پاسخ به نياز فطري انسان به وجود امده است.
«حیا» به عنوان فطرتی در وجود انسان: در تاييد اين مطلب از وجود عامل «حيا» در درون انسان مي توان نام برد كه به دو صورت باز دارنده و هدايت كننده ايفاي نقش مي كند، بنابراين حيا تعديل كننده غرايز و ضامن اجراي قوانين اجتماعي و اخلاقي مي باشد.
آدم و حوا و فطری بودن پوشش: توجه به داستان آدم و حوا نيز فطري بودن پوشش را اثبات مي كند. در قرآن چنين مي خوانيم: « و آن گاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشيدند، پوشش آن دو از بين رفت و بر آن شدند كه از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند. به موجب اين بيان چشيدن ميوه ممنوعه توسط آدم و حوا صرف نظر از فلسفه و حكمت آن در نظام آفرينش نخستين تحولي كه در آن ها به وجود آورد اين بود كه آن ها را در حرم ستر و عفاف با حقيقت برهنگي رو به رو كرد كه بلا فاصله با برگ درختان شروع به پوشيدن خود كردند، تا بر اساس فطرت خدايي خويش عكس العمل مناسب نشان دهند؛ يعني زشتي هاي خود را بپوشانند.
خود اگاهي همزمان آدم و حوا و حركت همسان آن دو گوياي اين حقيقت است كه مرد و زن از اين بابت همتا و همپاي يكديگرند و هيچ امتيازي بر يكديگر ندارند. اين واقعيت تاريخي قرآن به سادگي دست مي دهد كه حجاب و پوشش به عنوان يكي از مظاهر شرم و حيا و عفت امري فطري و طبيعي بوده، براي تامين سلامت روح و روان فرد و جامعه از ضرورت و كمال اهميت برخوردار است و در طول تاريخ هر جا انسان در راستاي فطرت خدايي خويش قرار داشته، اهميت آن را احساس كرده، و آن را به كار بسته است.
براي همين است كه شرم و حيا و عفت همچنين مظاهر گوناگون آن همواره مورد ستايش نخستين بشر بوده، و نقطه ي مقابل آن مورد نكوهش قرار گرفته است، بنابراين رعايت حجاب پاسخ به نداي دروني فطرت است.
حجاب امري عرفي و تفسير پذير است?! اين سخن به نظر درست نمي آيد؛ زيرا ممكن است (و حتي طبيعي است) كه شرايط محيطي، جغرافيايي، قومي و گرايش به زيبايي و .... موجب تعدد و تنوع مدل هاي مختلف پوشش شود، اما آنچه كه مهم است اينست كه حفظ حجاب و پوشاندن بدن امري فطري و ديني است، بنابراين نمي توان گفت كه درمنطقه اي حجاب كامل را لازم و ضروري مي دانند و در منطقه اي ديگر بي حجابي امري ضروري است؛ چراكه عرف در اين دو منطقه متفاوت است.
وقتي مسئله اي فطري شد، فطريات از اموري نيستند كه با عرف تغيير نمايند و نيز امور فطري در همگان وجود دارد و امري نسبي نيست كه در بعضي باشد و در بعضي ديگر نباشد و يا اينكه شدت و ضعف داشته باشد، بنابراين اصل بر پوشاندن بدن در مقابل ديگران است؛ اما اينكه حدود آن چقدر است را دين تعيين كرده است.
پيامبر(ص) مي فرمايد: «يا ايها الناس اتخذوا السراويلات فانها من استر ثيابكم حصنوا بها نسائكم اذا خرجن (محمدي ري شهري ، ميزان الحكمه، ج 2، ص 259، واژه حجاب)؛يعني اي مردم از شلوار هاي (كه در قديم بسيار گشاد بوده اند) براي پوشش استفاده كنيد؛ زيرا از پوشاننده ترين لباس ها هستند و زنان خود را هنگامي كه از منزل خارج مي شوند از طريق استفاده از پوشش مناسب حفظ كنيد».
از اين روايت می توان استدلال کرد كه زنان درخارج از منزل بايد پوشش كامل داشته باشند، اما در درون خانه و نزد همسر، داشتن حجاب كامل نه تنها مطلوب نيست، بلكه ناپسند نيز مي باشد.
امير المومنين (ع ) نيز حجاب و پوشش كامل زنان را باعت حفظ عفت و پاكي آنان قلمداد كرده است. «ان شده الحجاب ابقي عليهن» (نهج البلاغه / نامه 31) و همچنين قرآن در آيات متعددي به حدود و چارچوب حجاب پرداخته است از جمله در آيه 31 سوره نور تعبير خمر كه جمع خمار است را آورده و خمار به معناي مقنعه مي باشد و نيز در آيه 59 سوره احزاب تعبير جلابيت را آورده كه جمع جلبات است و جلباب به معناي چادر است، بنابراين آنچه ذكر شد، شواهد، و قراين مستحكم و روشني است كه مطلوبيت حجاب و پوشش اكثر و بيشتر را براي بانوان و دختران جوان اثبات مي كند، بنابراين حجاب امري عرفي نيست تا بتوان ادعا كرد كه هر عرفي تفسيري متفاوت از عرف ديگر دارد، بلكه حجاب امري فطري است و دين، حدود و چارچوب آن را مشخص كرده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰