طلاق در ایستگاه آخر/ روایت یک سردفتر از واقعیتهای پنهان زندگی مشترک
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، وقتی صحبت از آمار ازدواج و طلاق میشود، اغلب نگاهها به اعداد کلان کشوری دوخته میشود، اما آنچه در دفاتر ثبت رخ میدهد، روایت ملموستری از واقعیت اجتماعی است. فرامرز توکلی، مدرس دانشگاه و کارشناس حقوق در گفتوگو با SNNTV معتقد است که آمار در هر دفتر متفاوت است و به عوامل متعددی بستگی دارد.
توکلی گفت: در برخی روزها حتی هیچ واقعهای ثبت نمیشود و در مقابل، در مناسبتهای خاص، ثبت ازدواج افزایش پیدا میکند، در سه ماه نخست سال جاری، در دفتر او حدود ۶۰ واقعه ازدواج و ۳۰ مورد طلاق ثبت شده است، آماری که نشان میدهد همچنان کفه ازدواج سنگینتر از طلاق است، اما این نسبت مطلق نیست.
وی افزود: عواملی مانند نزدیکی به دادگاهها، وجود سالنهای پذیرایی، همکاری با وکلا و حتی خوشنامی سردفتر، در میزان مراجعات نقش دارد، به همین دلیل، برای تحلیل دقیق وضعیت، باید به آمار سازمان ثبت اسناد و ثبت احوال مراجعه کرد.
در خصوص سن مراجعان طلاق نیز، میانگین سنی بین ۳۰ تا ۴۰ سال بیشتر دیده میشود، این یعنی بسیاری از زوجها پس از چند سال زندگی مشترک و عبور از مرحله اولیه، به نقطه تصمیم برای جدایی میرسند، با این حال، کوتاهترین مورد ثبتشده در این دفتر تنها ۷ ماه زندگی مشترک بوده است، آماری که نشان میدهد برخی ازدواجها حتی فرصت شکلگیری واقعی پیدا نمیکنند.
چرا زندگیها به بنبست میرسند؟
دکتر توکلی گفت: یکی از مهمترین بخشهای این روایت، دلایل طلاق است که زوجها وقتی به دفترخانه میرسند، معمولاً در مرحله آخر هستند، یعنی ماهها یا حتی سالها اختلاف را پشت سر گذاشتهاند و دیگر تمایلی به بازگویی جزئیات ندارند، با این حال، بر اساس تجربه او، مهمترین عوامل طلاق عبارتاند از: مشکلات اقتصادی و معیشتی، تفاوتهای فرهنگی، دخالت خانوادهها، عدم شناخت کافی پیش از ازدواج، بیتوجهی به مشاورههای قبل از ازدواج.
وی معتقد است: در شرایط فعلی، عامل اقتصادی نقش پررنگتری دارد، فشارهای مالی، بیکاری و عدم ثبات اقتصادی، باعث افزایش تنشها در زندگی مشترک میشود، اما در کنار آن، ضعف در آموزش مهارتهای زندگی نیز به چشم میخورد.
به گفته این کارشناس حقوق، مشکل اصلی بسیاری از جوانان، نداشتن مهارتهای ارتباطی و ناآگاهی نسبت به مسئولیتهای زندگی مشترک است، این موضوع باعث میشود اختلافات کوچک به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند.
در پاسخ به این پرسش که آیا طلاقها بیشتر اقتصادی است یا فرهنگی، او توضیح میدهد که هر دو عامل دخیل هستند، اما در حال حاضر اقتصاد نقش تعیینکنندهتری دارد، هرچند با آموزش و کار فرهنگی میتوان اثر این عامل را نیز کاهش داد و نکته قابل توجه دیگر، تنوع مراجعان است. برخلاف تصور عمومی، طلاق محدود به طبقه یا سطح تحصیلات خاصی نیست و در تمامی اقشار جامعه دیده میشود.
از دادگاه تا دفترخانه؛ وقتی تصمیم قطعی میشود
دفترخانه، به تعبیر دکتر توکلی، ایستگاه آخر طلاق است، زوجها پیش از رسیدن به این مرحله، مسیرهای مختلفی را طی میکنند، از مشاوره و داوری گرفته تا جلسات دادگاه.
توکلی گفت: در طلاقهای توافقی، از زمان اقدام تا صدور رای معمولاً بین ۲ تا ۳ ماه طول میکشد، اما در برخی موارد، این روند ممکن است سالها ادامه داشته باشد و در طلاقهای توافقی، مسائل مالی نقش کلیدی دارند، بذل یا بخشش مهریه از سوی زن و اعطای وکالت طلاق از سوی مرد، از جمله عواملی هستند که روند طلاق را تسریع میکنند، در واقع، توافق یا عدم توافق بر سر مسائل مالی، تعیینکننده سرعت یا طولانی شدن فرآیند است.
با این حال، همه چیز همیشه به جدایی ختم نمیشود، به گفته او، مواردی بوده که زوجین در همان دفترخانه از تصمیم خود منصرف شدهاند، گاهی یک نصیحت ساده یا توضیح درباره پیامدهای حقوقی مثلاً در طلاقهای سوم و عدم امکان ازدواج مجدد با همان همسر توانسته مسیر تصمیم را تغییر دهد.
نقش خانوادهها نیز در این میان بسیار مهم است، دکتر توکلی معتقد است اگر خانوادهها بیطرفانه و آگاهانه وارد شوند، میتوانند به کاهش طلاق کمک کنند، اما در بسیاری از موارد، دخالتهای جانبدارانه و از روی بیتجربگی، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه آن را پیچیدهتر میکند، او همچنین به موضوع طلاقهای هیجانی اشاره میکند، هرچند این موارد بیشتر در مراحل اولیه و در دادگاهها و مراکز مشاوره دیده میشود، اما گاهی اثر آن تا مرحله ثبت نیز ادامه پیدا میکند.
یک هشدار جدی برای زوجهای جوان
در پایان، توکلی یک توصیه مهم برای زوجهای جوان دارد:زندگی مشترک بدون آموزش و شناخت، ریسک بالایی دارد.
او بر چند نکته کلیدی تاکید میکند: یادگیری مهارتهای زندگی، توجه جدی به مشاوره پیش از ازدواج، انتخاب مشاور مناسب، استفاده از تجربه افراد آگاه و خانوادههای باتجربه، تحقیق کافی پیش از ازدواج، به باور او، بسیاری از طلاقها قابل پیشگیری هستند، اگر زوجها پیش از ورود به زندگی مشترک، شناخت عمیقتری از یکدیگر و از خود داشته باشند.
آنچه از روایت یک سردفتر برمیآید، این است که طلاق نه یک تصمیم لحظهای، بلکه نتیجه یک مسیر فرسایشی است، مسیری که از ناآگاهی، فشارهای اقتصادی، دخالتهای نادرست و ضعف مهارتهای ارتباطی عبور میکند و در نهایت به دفترخانه میرسد، جایی که دیگر اغلب برای بازگشت دیر شده اما هنوز هم در برخی موارد، امیدی برای ماندن وجود دارد.