کد خبر:۱۴۲۱۴۶
این شبها، شب هجران قرآن ناطق است
امشب شب 21 ماه رمضان است، شب هجران قرآن ناطق؛ علی بالهایش را باز کرد و پرید سمت خدا و شبهای قدر، شبهای هجران شدند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، امير محمد پوري؛ حکایت عجیبی است؛ شب های قدر هم زمان نزول قرآن است و هم زمان به عرش رفتن قرآن ناطق، علی.
از دلدادگی که بگذری باید به فکر پریدن باشی، باید قفس تنگ سینه ات را باز کنی و خودت را مثل یک قطره که به دریا می پیوندد، توی آسمون قدر معلق کنی، امشب انگار تازه بال درآوردی، حس پرواز وجودت را تسخیر کرده، احساس می کنی که باید بال هایت را باز کنی و در عمق آسمان بی انتها شناور شوی و از دل ذره تا بی انتهای این آسمان را برای درک حق بکاوی.
امشب قرار است که قرآن بال هایت باشد و تو را طیران بدهد به جایی در آسمان که تو مرغ باغ ملکوتی برای فنا در «او».
به آسمان نگاه کن، امشب شب به اصل وصل شدن است، تو امشب وصل می شوی به اصلی که از او آمده ای و به او برمی گردی.
امشب بال هایی که خدا برای تو قرار داده، قرار است تو را از هست و نیستت دور کند؛ این شب ها، شب هجران قرآن ناطق است.
ماجرای غدیر خم یادت می آید که پیامبر دست علی را بالا برد و به مردم گفت: «من کنت مولاه فهذا علی مولا» ولی چند وقت نگذشت که پیامبر رفت و این قوم علی را خانه نشین، و کتمان كردند غدیر را.
چشمانت را می بندی، دوباره بازشان می کنی، مردمی را می بینی که بعد از چند سال جلوی خانه علی نشسته اند و با زاری می خواهند با علی پیمان ببندند؛ پیمان می بندند، ولی عدل علی امان از وجودشان می برد و مي گويند كه ما طاقت عدل علی نداریم و عهدشکنی ها شروع می شود و علی باز هم مظلوم است.
دستی روی چشمانت می کشی و اشک هایت را پاک می کنی، می بینی غازهایی جلوی علی را گرفته اند و نمی گذارند که برود سمت مسجد، بالاخره می رود و می ایستد رو به قبله و نماز را شروع می کند صدایش که به «فزت و رب الکعبه » بلند می شود، می فهمی چرا شب های قدر، شب های هجرانند.
امروز بیست و یکم ماه رمضان است و علی رسیده به خدای کعبه، تو هم مثل یتیمان کوفه احساس یتیمی می کن، علی بال هایش را باز کرد و پرید سمت خدا و شب های قدر، شب های هجران شدند.
قرآن به سر رو به قبله ایستاده ای، دلت بین مرز زمین و آسمان است، شکسته؛ ذکر علی دلت را آرام می کند: یا علی و یا علی و یا علی.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰