مصلی سیاهپوشِ «سوگ عظیم»؛ آخرین وداع با رهبر شهید و خاندانِ همسفرش
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، دو روز مانده به مراسم وداع، مصلی امام خمینی (ره) در حال آمادهشدن برای میزبانی از جمعیت میلیونی عزاداران است. از سیاهپوش شدن شبستانها تا آمادهسازی جایگاه مراسم و مسیرهای تردد، فضای مصلی آرامآرام رنگ و بوی یک بدرقه تاریخی به خود گرفته است؛ بدرقهای برای رهبر شهیدی که قرار است آخرین نماز وداعش در همین مکان اقامه شود.
نماز جمعه و مراسم رسمی نیست؛ فضای مصلی آرامآرام به صحنه یک وداع تاریخی تبدیل میشود. از ورودیهای اصلی تا شبستانها، همهچیز بوی آمادهسازی برای میزبانی از جمعیتی را میدهد که قرار است برای آخرین بار با رهبر شهید انقلاب عهد و اشک و خاطره داشته باشند.
کارگران، نیروهای خدماتی، گروههای اجرایی و نیروهای مردمی از ساعات ابتدایی صبح تا نیمهشب مشغول کارند. داربستها بالا رفته، مسیرهای ورود و خروج در حال تفکیک است و جایگاه اصلی مراسم شکل گرفته است. در گوشهگوشه مصلی، پرچمهای عزا و پارچهنوشتههای مشکی نصب میشود. هر بخش از فضا انگار دارد خودش را برای لحظهای آماده میکند که میلیونها نگاه، به یک نقطه دوخته خواهد شد؛ نقطهای که قرار است پیکر رهبر شهید انقلاب در آن بدرقه شود.
حال و هوای مصلی، بیش از هرچیز، آمیختهای از ناباوری و اندوه است. بسیاری هنوز با ذهنیتی به این مکان نگاه میکنند که سالها با حضور رهبر انقلاب گره خورده بود؛ حضوری که با نماز، سخنرانی و دیدار معنا پیدا میکرد. حالا همان صحنها و همان ستونها قرار است میزبان مراسم وداع باشند، نه دیدار.
در میان تصاویر و خبرهایی که از فضای آمادهسازی منتشر میشود، بعضی صحنهها بیش از همه دلها را میلرزاند؛ تابوتهای کوچک اعضای خانواده، بهویژه کودک خردسال خانواده، تصویری بود که در میان مردم دستبهدست شد و فضای احساسی مراسم را سنگینتر کرد. این تصاویر، برای بسیاری فقط نشانه یک فقدان خانوادگی نیست، بلکه نمادی ازهزینهای است که این مسیر پرداخته است. دیدن این تابوتهای کوچک، گواهی است بر حقانیت این راه؛ راهی که رهبر شهید، اهلبیت خود را نیز در آن همراه کرد و با شهادتِ تمام اعضای خانواده، مسیر را برای ما یقینآورتر کرد؛ گویی آنان همسفرانی بودند که تا لحظهی آخر از این باور جدا نشدند.

مسئولان از آمادگی گسترده برای حضور خیل جمعیت خبر میدهند؛ جمعیتی که گفته میشود از نقاط مختلف کشور راهی تهران خواهند شد. از همین حالا اطراف مصلی، رفتوآمد نیروهای انتظامی، خدمات شهری، موکبهای مردمی و گروههای داوطلب بیشتر شده و شهر آرامآرام نشانههای یک مراسم بزرگ و کمسابقه را به خود گرفته است.
در شبستانها، سکوتی سنگین میان رفتوآمدها جریان دارد. بعضیها فقط ایستادهاند و نگاه میکنند؛ به جایی که قرار است نماز وداع خوانده شود، به مسیری که تابوتها از آن عبور خواهند کرد و به فضایی که سالها با نام رهبری شناخته میشد و حالا قرار است روایتگر پایان یک فصل باشد.
مصلی تهران در آستانه این مراسم، بیش از هر زمان دیگری شبیه حافظه زنده یک دوران شده است؛ مکانی که قرار است هم اشک را روایت کند، هم اجتماع را، و هم تصویری از وفاداری مردمی را که برای بدرقه رهبر شهیدشان راهی تهران میشوند. این روایت، روایتی است که باید با دقت ثبت شود؛ چرا که تاریخ در این سه روز، در مصلی تهران نفس میکشد.