ساعات پایانی انتظار برای وداع با رهبر شهید؛ از نجوای "ای پسر فاطمه (س)" تا بستهماندن درِ کوچک مصلی»
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، با خروج آخرین هیئتهای رسمی و پایان یافتن آیینِ ابراز احترام سران و مقامات، موج عظیم مردمی که از ساعات اولیه در اطراف مصلی تجمع کرده بودند، خود را برای آغاز وداعِ بینظیر آماده میکنند. گفته میشود که در این برهه، تمامیِ معابر منتهی به ضلع جنوبی مملو از جمعیتی است که با چشمانی خیس، لحظهشماری میکنند.
تکرارِ آیینِ کهن "بیت" در ورودی مصلی
گویا گروهی از عزاداران قدیمی با الهام از سنتِ دیروزِ "بیت"، در مقابل همان درِ کوچک حلقه زدهاند. آنها با طنینِ "ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم"، بر سر و سینه میزنند و با گریههای بلند، حال و هوای روزهای انتظار برای دیدار را زنده میکنند.
این لحظه، تداعیگر خاطراتی است که راویان از باز شدنِ ناگهانیِ در و شادیِ بینهایتِ جمع از حضور رهبر شهید در قدیم را تعریف میکردند.
حبس نفس و انتظار برای "بازشدن"
نکتهی محوریِ این لحظات، "نرسیدنِ نشانِ باز شدن" است. درِ کوچک هنوز بسته است و همین امر، فضای سنگین و پر از ترقّب را تشدید کرده است.
برخی از حاضران با اشاره به روایتِ امروز که میگوید "آخرم در باز نشد و آقا نیامد"، این انتظار را به مثابهی اوجِ تسلیم و وفاداریِ عاشقانه تعبیر میکنند؛ گویی خودِ این انتظارِ بینتیجه، بخشی از آئینِ وداع با رهبر شهید است.
سکوتِ خبری و اوجِ التهاب
در حالی که هنوز خبری از آغازِ حرکتِ رسمیِ وداع مردمی نیست، تمامیِ نگاهها به دریچههای کوچکِ اطرافِ صحن و لحظهی "اقدامِ بعدی" دوخته شده است.
این فاصلهی زمانی، به یکی از ماندگارترین حاشیههای این وداعِ تاریخی بدل شده است؛ جایی که جمعیت، با تحملِ این مکثِ نفسگیر، عمقِ ارادت خود را نه در شورِ حرکت، که در صبرِ ایستادن به نمایش میگذارد.