قیامِ دریا بر دوشِ پایتخت؛ روایتی از نخستین صبحِ وداع با رهبر شهید در مصلی تهران / «گر میسر نیست من را کام او، عشق‌بازی می‌کنم با نام او» + عکس و فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۴۸۵۸
حاشیه نگاری صبح روز اول وداع|

قیامِ دریا بر دوشِ پایتخت؛ روایتی از نخستین صبحِ وداع با رهبر شهید در مصلی تهران / «گر میسر نیست من را کام او، عشق‌بازی می‌کنم با نام او» + عکس و فیلم

تهران امروز، شنبه‌ای متفاوت و بی‌نظیر را به چشم خود مشاهده می‌کند. خیابان‌های منتهی به مصلای بزرگ امام خمینی (ره) از نخستین ساعات پس از نماز صبح، شاهد خروش موج‌گونه‌ی مردمی است که پس از ۱۲۶ روز انتظار، برای وداع با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و خاندان همراهش به پا خاستند. بغض‌های چندماهه‌ی یک ملت در آغوش مصلی شکست تا وداعی تاریخی رقم بخورد که بیشتر شبیه به یک تجدید عهد و قیام جمعی برای اراده‌ای بزرگ است.
رهبر شهید
سید رضا میرجعفری

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، اینجا مردم پیش از طلوع خورشید، منتظر طلوع دوباره‌ی عزیزِ جانفدای خود بودند. تهران حال و هوایی شبیه به بهت و حیرت ۹ اسفند داشت، با این تفاوت که امروز همه می‌دانستند چه اتفاقی افتاده است؛ حالا دیگر حقیقت فراق آشکار شده  و اشک و آه، زبان مشترک تمام حاضران است. با ورود پیکر مطهر بر فراز مصلی، گویی تعبیر آیه شریفه «وَٱلشَّمۡسِ وَضُحَىٰهَا» در قلب‌ها زنده شد؛ این رهبر شهید است که پس از ماه‌ها انتظار، بار دیگر در میان امتی که چون دریا زیر جایگاه پیکر مقدسش موج می‌زنند، تجلی می یابد.

کد ویدیو



میعادگاهِ عاشقانی که دریا شدند


مصلی امروز شبیه به کشتی نجاتی بود که بر دوش امتی اقیانوس‌وار حمل می‌شد. پیر و جوان، زن و مرد، دست در دست هم خانه‌ای ساخته بودند از همدلی. مردم تکه واژه‌های بزرگی از حماسه و عزا شده بودند. حضور پرشمار در همان ساعات اولیه، جلوه‌ای از یک قیام همگانی را به تصویر کشید؛ مردمی که با نگاه به چهارگوشه‌ی متبرک این میعادگاه، اشک‌ریزان دست ارادت بر سینه می‌گذارند و به یاد تنهایی و غربت، از عمق جان بی‌تابی می‌کنند. شعار «ما همه سرباز توایم؛ همدل و همراه توایم، دلمان برایت تنگ می‌شود» در فضا طنین‌انداز است و هیاهوی عاشقان، سکوت تهران را در هم می‌شکند.

قیامِ دریا بر دوشِ پایتخت؛ روایتی از نخستین صبحِ وداع با رهبر شهید در مصلی تهران / «گر میسر نیست ما را کام او، عشق‌بازی می‌کنم با نام او»

روایتی از آن «یخچالِ خوشبخت»؛ عشق‌بازی با نام او / «گر میسر نیست ما را کام او، عشق‌بازی می‌کنم با نام او»


در حاشیه این مراسم، دیدن سازه‌ها و محفظه‌های مخصوص نگهداری پیکر مطهر، دل‌ها را به آتش می‌کشد. ابزاری ساده که حالا به واسطه‌ی در آغوش گرفتن آن تنِ عزیز و قاب شدن دور پیکر رهبر جانفدای ایران، تقدسی خاص یافته. مردم بی‌تابانه خود را به این سازه‌ها می‌رسانند، با احتیاط و التماس بر آن دست می‌کشند و اشک می‌ریزند. این حضور، تداعی‌گر همان بیت معروف است: «گر میسر نیست ما را کام او، عشق‌بازی می‌کنم با نام او». هر گوشه‌ای از این فضا، داستانی از خوش‌روزی بودنِ اشیا و مکان‌هایی است که توفیق میزبانی از این وداعِ بی‌کران را پیدا کرده اند.



«لا نقول وداعاً، بل نقول لقاءً»؛ تا دیداری دوباره


هر چه ساعت به ظهر روز اول نزدیک‌تر می‌شود، سخن بر لب‌ها خشک می‌زد و قلم در دست‌ها می‌لرزد. نفس‌ها به شماره افتاده و دل‌ها برای تسلا به ساحت امام حسین (ع) پناه می‌برند. اما حقیقت جاری در رگ‌های تهران این است که این مراسم، یک خداحافظی همیشگی نیست. مردم با شهیدان خود وداع نمی‌کنند؛ بلکه با طنین انداختن آیه «إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»، این بازگشت را مقدمه‌ای برای دیداری دوباره در جهان ابدی می‌دانند.

این قیامِ سرشار از تفکر و حماسه که تا روز دوشنبه در تهران ادامه دارد، نه به گل خواهد نشست و نه از مسیر خود خارج خواهد شد؛ این حضور وصف‌نشدنی، تمرینی بزرگ برای جهادی بالاتر و اراده‌ای مستحکم‌تر در ادامه راه رهبر شهید است.

پربازدیدترین آخرین اخبار