برنامه موشک بالستیک ایران واشنگتن را تهدید کرد /تبدیل ماهوارهبر به قارهپیما یک تصمیم راهبردی است
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، نیروی پیشران تولیدشده برای بلندکردن موشک اتمی شوروی (R-۷ Semyorka) کافی است. هدایت توسط INS مستقل با خطای ۵ تا ۱۰ کیلومتر انجام میشود که برای بازدارندگی هستهای و تهدید محو یک شهر آمریکا، کافی و قابلقبول است. کلاهک اتمی بدون مانور، با بهکارگیری متریال هایپرسونیک و سپر فداشونده همچون ساختار هواسونگ-۱۷، برای مقاومت در برابر گرمایش شدید ورود مجدد طراحی شده است.
پس از پایان کار موتورهای موشک، کلاهک در خارج از جو مسیر خود را ادامه میدهد. سپس در مرحله نهایی مأموریت، با سرعت بسیار بالا وارد لایههای متراکم جو زمین میشود. در این لحظه شدیدترین بارهای حرارتی و آیرودینامیکی به کلاهک وارد میشود و بقای آن تا رسیدن به هدف کاملاً به عملکرد سامانه حفاظت حرارتی وابسته است.
در سالهای اخیر، وسایل گلاید هایپرسونیک (HGV) نیز توجه زیادی را به خود جلب کردهاند. این سامانهها پس از ورود به جو، برخلاف کلاهکهای بالستیک معمولی، قادر به سرش (Glide) و انجام مانور هستند. همین ویژگی باعث میشود زمان بیشتری را در محیط گرم جو سپری کنند و در نتیجه چالشهای حرارتی آنها پیچیدهتر از کلاهکهای بالستیک کلاسیک باشد. به همین دلیل طراحی حفاظت حرارتی برای HGVها معمولاً نیازمند ترکیبی از سپرهای سایشی، مواد فوقدما و راهکارهای پیشرفته آیرودینامیکی است.
موشک فتاح ۲ به یک سرجنگی گلایدکننده (HGV) مجهز است. همچنین منابع رسمی داخلی از قابلیت گلاید، مانورپذیری و تغییر مسیر این سرجنگی سخن گفتهاند؛ بنابراین میتوان گفت که طبق توصیف رسمی منتشر شده، مکانیزم اعلامشده برای فتاح ۲ با مفهوم HGV همخوانی دارد.
موضوع مهم دیگر، ارتباط فناوری فضایی و فناوری ورود مجدد است. بازگرداندن سالم یک کپسول فضایی از جو زمین بدون بهرهگیری از سامانههای حفاظت حرارتی امکانپذیر نیست. به همین دلیل، موفقیت در بازگردانی محمولهها یا کپسولهای فضایی نشاندهنده دستیابی به بخشی از دانش ورود مجدد، تحلیل گرمایش آیرودینامیکی و طراحی سپرهای حرارتی است.
در نهایت، اگر کشوری به فناوری سپرهای فداشونده، مواد مقاوم دمای بالا و طراحی وسایل ورود مجدد دست یافته باشد، بخش مهمی از مسئله بقای کلاهک در مرحله ورود مجدد به جو را حل کرده است. به همین دلیل، سپرهای فداشونده همچنان یکی از مهمترین فناوریهای هوافضایی به شمار میروند؛ فناوریای که از کپسولهای فضایی گرفته تا کلاهکهای برد بلند، نقش حیاتی در عبور از جهنم حرارتی ورود مجدد به جو ایفا میکند.
با توجه به سوابق و دستاوردهای اعلامشده ایران در حوزه فناوریهای ورود مجدد، حفاظت حرارتی و سامانههای هایپرسونیک، میتوان ارزیابی کرد که زیرساختهای علمی و فنی لازم برای توسعه سپرهای فداشونده متناسب با مأموریتهای پیشرفته مانند هواسونگ-۱۷ حد قابل توجهی فراهم شده است.
از منظر علمی، کشوری که ماهوارهبرِ دو یا سهمرحلهای میسازد، همهی فناوری پایهی ساخت موشک قارهپیما (ICBM) را در اختیار دارد، چون هر دو در اصول پیشرانش، جدایش مراحل، هدایت اینرسی و آیرودینامیک یکی هستند.
ایران با پرتابگرهایی مثل قاصد، قائم ۱۰۰، ذوالجناح، سیمرغ و سفیر این توانمندی را نشان داده است. تفاوتِ ماهوارهبر با قارهپیما در کلاهک (مدارگرد در برابر کلاهک جنگی)، دقت (چند کیلومتر در برابر چندصد متر) و آمادگی عملیاتی است، که همگی چالشهای مهندسیاند، نه موانع علمی. بنابراین، تبدیل ماهوارهبر به قارهپیما یک تصمیم راهبردی است، نه یک جهش فناورانهی جدید.