پیامهای جهانی یک حضور
گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، محسن فتحی نماینده مردم کردستان در مجلس شورای اسلامی؛ هفت روز تمام، چشمان جهانیان نظارهگر یکی از بزرگترین سوگواریهای تاریخ بشر بود. از تهران تا قم، از نجف تا کربلا، از کربلا تا مشهد، سیل خروشان جمعیتی که برآورد میشود بیش از ۴۰ میلیون نفر را در ایران و عراق دربرگرفت، به سوگ رهبر شهید نشستند تا با پیکر مطهر امام عزیز و مظلومشان وداع کنند. این حضور، نه یک مراسم سوگواری معمولی، که یک «همهپرسی تاریخی» بود؛ رأی بیچون و چرای ملتی که با پای خود، عشق خود را به انقلاب، نظام و رهبری به ثبت رساند. مردمی که در اوج گرمای تابستان از دورترین نقاط کشور خود را به تهران و قم و مشهد رساندند، نه برای یک مراسم، که برای یک «بیعت» آمدند. بیعت با خدای خود، با آرمانهای انقلاب و با رهبری که تازه پرچم را بر دوش گرفته است.
رسانههای جهان با حیرت به این رویداد بینظیر نگریستند. آنها گزارش دادند که تشییع رهبر شهید، پیامی روشن به جهان دارد: «ایران در رویارویی با آمریکا و اسرائیل، نه تنها شکست نخورده، که قدرتمندتر از همیشه از این میدان دشوار بیرون آمده است.» این حضور بی نظیر، فقط یک خبر نبود؛ یک «اعلامیه جهانی» بود که در آن ملت ایران، با زبانِ بیزبانیِ اشک و فریاد، به تمام جهان گفت: «ما زندهایم و تا زندهایم، در برابر دشمن ایستادهایم.».
اما مهمترین پیام این وداع بزرگ، چیزی بود که در میان جمعیت موج میزد: شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «انتقام» که فریاد خشم و نفرت از دشمنان بود. پرچمهای سرخی که در دستان کودکان و پیران موج میخورد، و مشتهایی که در هوا گره میخورد، همه یک پیام واحد داشتند: «همه ایرانیان تا پای جان پای وطن و رهبرشان ایستادهاند.» دشمنان گمان میکردند با شهادت رهبری، صدای «مرگ بر آمریکا» خاموش خواهد شد. اما امروز، این فریاد از اعماق دلهای میلیونها انسان، بلندتر از همیشه در تاریخ این سرزمین طنینانداز است.
اما فراتر از نفرت از دشمن، این مراسم، «تصویری از اتحاد ملی در برابر دشمن» بود. در صفوف به هم فشرده تشییع، مرزهای قومی و مذهبی رنگ باخت. کرد و فارس و ترک و لر و بلوچ، شیعه و سنی، همه در کنار هم ایستاده بودند. پیرمردی از کردستان با چشمانی گریان، کودکی از سیستان و بلوچستان با پرچمی در دست، مادری از کرمان با چادر مشکی، و دانشجویی از تهران با مشت گرهکرده؛ همه یکصدا فریاد میزدند که «ما متحدیم و در برابر دشمن، یک مشت واحد هستیم.» این اتحاد، دقیقاً همان چیزی بود که دشمن از آن وحشت داشت. آنها تصور میکردند شهادت رهبری، جامعه ایران را به گروههای متفرق تبدیل خواهد کرد، اما دیدند که این شهادت، «آبِ حیات» وحدت ملی شد. حلقههای زنجیروار جمعیت، به همه جهانیان نشان داد که «اتحاد» رمز بقای ایرانیان است. این، بزرگترین ضربه به پروژه دشمن بود.
و، اما باشکوهترین تجلی این حماسه، «بیعت با رهبر جدید انقلاب» بود. مردم با حضور خود فریاد زدند که «ما نه تنها با رهبر شهید بیعت کردیم، که با رهبر جدید انقلاب نیز پیمان میبندیم و تا آخرین نفس در کنار او خواهیم ایستاد.» بیعتی که تا «شهادت» ادامه دارد و هرگز پایان نمییابد.
و، اما پیوندی که این مراسم را از هر مراسم مشابهی متمایز کرد، حضور پیکر مطهر در نجف و کربلا بود. استقبال میلیونی مردم عراق از پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، تجلی عملی «وحدت شیعه و سنی» و «همبستگی جبهه مقاومت» بود. مردم عراق، فارغ از هر قومیت و مذهبی، با اشک و آه، پیکر رهبر شهید را در نجف و کربلا بدرقه کردند و نشان دادند که «جبهه مقاومت» یک وابستگی جغرافیایی نیست؛ یک «عقیده» است که در قلبهای میلیونها انسان جاری است. این پیوند، که دشمنان همواره از آن هراس دارند، با شهادت رهبری، مستحکمتر از همیشه شد و خاطرهای ماندگار را در تاریخ منطقه و جهان رقم زد.
تشییع رهبر شهید، تمام شد؛ اما پیام آن، در تاریخ ثبت شد: ایران قویتر از هر تهدیدی، متحدتر از هر توطئهای، و مصممتر از همیشه در مسیر خود ادامه خواهد داد. دشمنان، هر بار که این حماسه را به یاد آورند، حقارت و تحقیر خود را در برابر اراده یک ملت، دوباره لمس خواهند کرد. این پیام، برای همه دورانهاست: «ملت ایران، با شهادت، استوارتر میشود و با وحدت، به قلههای افتخار دست مییابد.»
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقموا تتنزل علیهم الملئکة الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون.»