مغالطه و بازتعریف منافع ملی به سبک سخنگوی جبهه اصلاحات/آیا انتقام با منافع ملی منافات دارد؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، اخیراً یکی از چهرههای شناختهشده جریان اصلاحات با انتشار یک توئیت در فضای مجازی، بار دیگر همان روایت همیشگی این جریان را بازتولید کرد؛ روایتی که در آن، اصلاحطلبان همواره میکوشند خود را دلسوزترین مدافع منافع مردم و کشور معرفی کنند و در مقابل نه تنها هیچگاه حاضر به پاسخگویی نبودهاند بلکه همواره در مقام حمله و فرار رو به جلو بودهاند. سخنگوی جبهه اصلاحات، مدیرکل بنیاد باران و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی (جواد امام) که در سالهای ۸۸ و ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، گفته است که: «انتقام هدف نیست منافع ملی معیار استآنچه اصالت دارد، ایران، امنیت مردم و آینده کشور است.» این اظهارات فارغ از اینکه بیانگر درک نادرست او از شرای ط فعلبی و منافع ملی کشور را نشان میدهد نقدهای اساسی را متوجه او و ادعاهایی که در این توییت مطرح کرده است میکند.
انتقام هدف است یا رویکرد؟
اولین نکتهای که در توییت جواد امام جلب توجه میکند، صورتبندی غلط و جهتدار او از مسئله «انتقام» است. زمانی که جواد امام مینویسد: «انتقام هدف حکمرانی نیست»، پرسشی در برابر این گزاره شکل میگیرد، و آن هم این است که اساساً چه کسی تاکنون هدف ازحکمرانی را «انتقام» معرفی کرده است که اکنون سخنگوی جبهه اصلاحات در مقام نفی آن برآمده باشد؟
منافع ملی چگونه تعریف میشود؟!
مبنای استدلال جواد امام، از همان ابتدا بر برداشتی نادرست از مفهوم «انتقام» استوار شده است. آنچه تا کنون در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبر انقلاب درباره انتقام مطرح شده، هرگز بهعنوان هدف حکمرانی یا فلسفه اداره کشور نبوده است؛ بلکه از آن بهمثابه رویکردی در مواجهه با کشور متجاوز، احقاق حق شهدای جنگ و در راس ان خونخواهی رهبر شهیدمان یاد شده است. نکته قابل تأمل دیگر در توییت جواد امام، آنجاست که «انتقام» را در کنار مفاهیمی، چون «هیجان»، «شعار» و «نمایش قدرت» قرار میدهد؛ صورتبندیای که بر همان برداشت نادرست اولیه از مفهوم انتقام استوار است و این دیدگاه را به مخاطب القا میکند که گویی هرگونه خونخواهی یا پاسخ به تجاوز، اقدامی احساسی، شعاری و فاقد محاسبه عقلانی است. پرسش اصلی همچنان پا بر جاست؛ آقای جواد امام، مقصود شما از «منافع ملی» دقیقاً چیست؟ آیا منافع ملی در آن است که دشمن بیاید رهبر و فرماندهان کشورمان را، دانشمندان، زیرساختهای حیاتی، مدارس و حتی کودکان کشورمان را هدف ترور و حمله قرار دهد و ما چشم پوشی و سکوت کنیم؟ سکوت در برابر چنین جنایتی، امنیت و رفاه بیشتری برای مردم به ارمغان میآورد یا متجاوز را برای تکرار همان رفتار جسورتر میکند؟
اگر نتیجه عملی دیدگاه شما، خودداری از پاسخ به جنایت دشمن، مصداق صلح قانونمندی و ملی گرایی است، انتظار میرود این را توضیح بدهید که این دیدگاه بر کدام مبنای حقوقی، امنیتی یا راهبردی استوار است. تاکنون هیچیک از قواعد شناختهشده حقوق بینالملل، از دولت آسیب دیده انتظار نمیرود در برابر تجاوز، ترور و نقض حاکمیت خود سکوت کند، همچنین پاسخ به تجاوز و بدعهدی دشمن از لحاظ قانونی که شما عرض میکنید. نه تنها هیچگاه یک واکنش احساسی تلقی نشده و نمیشود؛ بلکه حق مشروع ما برای دفاع از خوداست بنا بر این بهتر بود پیش از آنکه دوگانه سازی کنید و «انتقام» را درمقابل «منافع ملی» قرار دهید، توضیح میدادید که بر چه اساسی انتقام را خارج از دایره منافع ملی میدانید.
آیا انتقام در تعارض با منافع ملی قرار میگیرد؟!
واقعیت آن است که منافع ملی، مفهومی نیست که بتوان آن را صرفاً در پرهیز از تنش یا کاهش هزینههای کوتاهمدت خلاصه کرد به همین دلیل تعریفی که جواد امام از منافع ملی، ارائه میکند تعریفی ناقص و یکبعدی به نظر میرسد؛ چرا که اساسا منافع ملی در مولفههای بی شماری بسته به شرایط باز تعریف میشود و نمیتوان آن را درکاهش تنش به صورت موقتی خلاصه کرد به عنوان مثال در شرایط فعلی بازدارندگی، جلوگیری از تکرار تجاوز و ایجادامنیت پایدار منافع ملی را تامین میکند که همه اینها در گرو این است که دشمن متجاوز بداند تجاوز بیهزینه نخواهد بود. نه امنیت و آرامشی که جواد امام ازاآن سخن میکوید و احتمالا از مسیر سازش با امریکا میگذردالبته این نخستینبار نیست که جواد امام و جریان سیاسی متبوعش، «منافع ملی» را عمدتاً در قالب کاهش تنش، مذاکره و پرهیز از هرگونه تقابل با آمریکا و غرب تعریف میکنند. مروری بر مواضع سالهای گذشته این جریان نشان داده است که فانتزیهای غربگرایانه این جریان بارها در میدان عمل با شکست مواجه شده؛ و هربارکشور را در شرایط بحرانی فرو برده است درمقابل این جماعت هیچ ارادهای برای پاسخگیی و مسئولیت پذیری از خود نشان ندادهاند و در عوض تلاش کردهاند مسئولیت را به دوش دیگران بیندازند با دوگانهسازی، اینچنینی جهت افکار عمومی را تغییر بدهندو یا پشت نام مردم پنهان شوند رویکردی که در تویییت جواد امام هم دیده شد او بعد از مطرح کردن ادعا هایش خود را در مقام مدافع مردم قرار داده بود.
نظرتان را به نام مردم نزنید
وقتی سخن از مردم به میان میآید، با مفهومی جامع و فراگیر روبهرو هستیم؛ مردم یعنی همه مردم، نه فقط آن بخشی که دیدگاهشان با پیشفرضهای سیاسی گوینده همخوانی دارد. آقای جواد امام، پیش از آنکه هشتگ «بازگشت به مردم» را ذیل این توییت قرار دهید، بد نبود نگاهی هم به مطالبات همان مردمی میانداختید که از آنها سخن میگویید. اگر قرار است به نمایندگی از مردم سخن بگویید و مطالبهای را به نام آنان مطرح کنید، بهتر بود خواست جمعیت میلیونی مردمی را نیز که همین چند روز پیش در مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدشان حضور یافتند و یکصدا شعار خونخواهی و انتقام سر دادند، نادیده نمیگرفتید. دستکم انتظار میرفت پیش از آنکه دیدگاه شخصی خود را به نام مطالبه مردم مطرح کنید، به طورواضح مشخص کنید مقصودتان کدام بخش از مردم است و بر اساس چه معیار و پشتوانهای ادعای نمایندگی چنین دیدگاهی را دارید. البته این نکته را هم به خاطر داشته باشید؛ هرگاه به نام مردم و برای مردم سخن میگویید، باید در پیشگاه همان مردم نیز نسبت به تبعات سخنان و عملکرد خود پاسخگو باشید.