کد خبر:۱۴۳۷۰۷
سوریه؛ عرصهای برای جبران خطاهای آمریکا
پس از خودسوزی محمد بن بوعزیزی سبزی فروش و سپس شروع موج عظیم انقلاب مردمی از تونس به دیگر کشورهای منطقه و سقوط دومینووار حکام مستبد منطقه، پیامی به اتاقهای فکر پنتاگون و کاخ سفید مخابره شد که خبر از اشتباهی بزرگ در محاسبات پیچیده بین المللی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه را میداد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»-سينا سنجري؛ ایالات متحده سیاست هایی برای جبران خطاها و موج سواری بر روی انقلاب هاي منطقه اتخاذ کرد که آنچه ظواهر قضیه نشان می دهد سیاستی است مبتنی بر خسته کردن انقلابیون به ادامه اعتراضات و بهره بردن از زمان، برای تدبیر در اوضاع وخیمی که هم اسرائیل و موجودیتش را به مخاطره انداخته است و هم حفره ای بزرگ در پروژه «یک قرن جدید آمریکایی» ایجاد کرده است و ممکن است دست آمریکا را از انبار انرژی دنیا کوتاه کند.
موجودیت اسرائیل از این نظر به مخاطره افتاد که احتمال پیوستن مصر به محور مقاومت ایران، سوریه، و تا حدودی ترکیه علیه اسرائیل زیاد بوده و خواهد بود ولی کاخ سفید با اتخاذ سیاست هایی به دنبال فروپاشی یکی از ارکان این محور یعنی حکومت سوریه است که نتیجه آن از بین رفتن کانال ارتباطی ایران با حزب الله لبنان و جبهه مقاومت فلسطینی می شود.
آنچه ظواهر امر نشان می دهد رسیده شدن موج آزادی خواهی به مردم این کشور است و البته با توجه به اوضاع سیاسی اقتصادی داخلی سوریه می توان گفت منشاء صدای اعتراض آمیز برآمده از این کشور تنها توطئه آمریکا برای جبران خطاهای سیاسی بین المللی خود نیست بلکه نقاط ضعفی در حکومت سوریه وجود دارد که باعث سوء استفاده آمریکا و اسرائیل شده است و با رفع و اصلاح مدبرانه و هوشیارانه آن نه تنها نطام سوریه تضعیف نخواهد شد بلکه بنا بر گفته سید حسن نصرالله حضورش در محور مقاومت علیه اسرائیل پر رنگ تر خواهد گردید: «همه ما می گوییم اصلاحات در سوریه باید انجام پذیرد تا این کشور قوی تر گردد، اصلاحات برای سوریه و همه منطقه نیاز است.»
بشار اسد که روی کارآمدنش نخستین نمونه جمهوری موروثی در خاورمیانه بود در ابتدای حضورش در راس قدرت در عرصه مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی وعده اصلاحات را داد و در دوره ای، چرخشی از اقتصاد سوسیالیستی به اقتصاد را آزاد کرد ولی تبعیض ها و فساد اقتصادی گریبان گیر دولت شد و در عرصه مسائل سیاسی هم به بهانه قرار گرفتن در جبهه ضد اسرائیلی، سازمان های امنیتی سوریه بر تمامی امور سوریه چیرگی یافتند و شکافی را میان بدنه سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد کردند.
امروز اسد برای مقابله با اعتراضات مردمی دوباره وعده اصلاحات اعم از اصلاح ماده 8 قانون اساسی این کشور (که حزب بعث را تنها رهبر دولت و کشور سوریه می داند)، آزادی زندانیان سیاسی، برقراری گفت و گو با نمایندگان نسل جوان، تشکیل دولت وحدت ملی، برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری (که اخیرا اسد وعده برگزاری آن را در ماه فوریه داده است) را می دهد ولی مشکل کار اینجاست که اصلاحات اسد مدت دار نیست و ضمانت اجرایی ندارد و فقط در دایره تغییرات قانون اساسی می چرخد که این تغییرات هم تا حدودی با مقاومت حزب حاکم در سوریه مواجه شده است.
در حقیقت اصلاحات اسد نباید مقطعی و حالت بازگشت به شرایط گذشته را داشته باشد در غیر اینصورت کار به دخالت خارجی می کشد و سرنوشت لیبی برای سوریه رقم می خورد که البته تحقق این امر با توجه به شرایط مخالفان سوری بعید به نظر می رسد ممکن شود؛ چرا که عمده مردم سوریه یعنی اکراد، مسیحیان و علویون که سطح زندگی و توقعات پائین و به تبع آن تقاضای حداقلی از نظام سوریه را دارند، نظام احتمالی بعدی را فرشته ای نجات برای تغییر وضع موجود زندگی خود نمی دانند و مشاهده وضعیت امروز مردم لیبی می تواند تجربه ای سودمند برای آنها باشد که اصلاحات و تغییرات در نظام کشورشان را با مسالمت و به دور از هرگونه جنگ داخلی و دخالت نیروهای خارجی انجام دهند.
هرچند که نیروهای آمریکا و اسرائیل (با وجود اتخاذ سیاست خویشتن داری در قبال سوریه) تحقق جنگ های داخلی و نابسامانی اوضاع امنیتی سوریه را به نفع موجودیت اسرائیل و به ضرر حریم امنیتی حزب الله می دانند و راه رسیدن به این مهم را از طریق رابطه های منطقه ای و عوامل جاسوسی خود آغاز کرده اند.
البته اصلاحاتی که معارضان سوری تحت حمایت آمریکا از اسد می خواهند، کناره گیری او از قدرت و برگزاری انتخاباتی آزاد مبتنی بر ارزش های لیبرال دموکراسی و مردم سالاری است و این به معنی اصلاحات مقطعی و سطحی در حد تغییر در چند ماده قانونی نیست بلکه تغییر در ساختار نظام سیاسی سوریه یعنی فرو ریختن نظام تک حزبی و یا جمهوری موروثی سوری است که مسلما مقاومت های حزب بعث و اسد را به دنبال دارد.
امروز ترکیه نیز که به عنوان یکی از مخالفان رژیم صهیونیستی در منطقه شناخته می شد، با اعمال فشارهای خود بر سوریه مثل برگزاری اجلاس ها و نشست های سیاسی در استامبول، آنتالیا و بروکسل علیه سوریه و راه اندازی اردوگاه هایی برای آموزش و تجهیز معارضان سوری عملا آب در هاون اسرائیل و آمریکا می کوبد و عربستان هم که خود حکومتی کاملا غیر دموکراتیک و توتالیتار است با حمایت های مالی از سلفی های تکفیری افراطی که بیشتر در شهرهایی مثل حلب و حمص هستند، هم به موجودیت اسرائیل کمک می کند و هم شیعیان و علویون سوری را مورد هجمه قرار می دهد.
و واقعیتی محتمل را روشن می سازد که در صورت سقوط اسد از قدرت، افسار نطام سوریه به دست جنبش سلفی یا به عبارتی بهتر «گروهی ضد شیعه» خواهد افتاد.
هرچند که آمریکا مستقیم و آشکار همانند قضایای لیبی در مسئله سوریه پای به میان نکشیده است ولی شروط پایان یافتن فعالیت معارضان سوری را غیر مستقیم به مقامات این کشور دیکته می کند که راه برون رفت از وضعیت فعلی خالی کردن جبهه مقاومت علیه اسرائیل است و این سیاست آمریکا را می توان در راستای جبران خطاهای خود در منطقه خاورمیانه در 6-7 ماه اخیر برشمرد؛ چرا که آمریکا با سقوط احتمالی اسد چند هدف را دنبال می کند:
1-اثر گذاری بر لبنان از طریق انزوای حزب الله در اوضاع سیاسی این کشور؛ چرا که آمریکایی ها معتقدند سوریه جدید لبنان جدید خواهد ساخت. 2- حل مسئله بلندی های جولان به نفع اسرائیل که متعلق به سوریه استو از سال 1967 توسط صهیونیست ها اشعال شده است. 3- شکستن اقتدار استراتژیک ایران با قطع بازوی آن یعنی حزب الله و ناکام گذاشتن ایران در سیاست هایی مثل تشکیل هلال شیعی در مدیترانه. 4- ایجاد پایگاه های نطامی در سوریه جدید برای تسلط بر حزب الله و حماس و همچنین محاصره بیشتر ایران. 5- جلوگیری و انحراف کشورهای تازه انقلاب یافته منطقه مانند مصر از پیوستن به جبهه مقاومت علیه اسرائیل و 6- اعمال سیاست هایی برای بهبود بحران انرژی آمریکا از طریق غارت منابع نفتی سوریه.
با این تفاصیل، نگرانی که وجود دارد انفعال دستگاه سیاست خارجی ماست که می توانست در حوادث اخیر منطقه از جمله در مسائل مصر، بحرین، سوریه و یمن از پتانسیل های بالقوه خود بخوبی استفاده کند که متاسفانه تاکنون بسیار ضعیف عمل کرده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰