وقتی ایثار، نیازی به ثروت ندارد/ روایت ۱۷۰ شبه از خانوادهای که با آبِ سرد، گرمای وطن را زنده نگه داشتند+فیلم
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، در میان هیاهو و ایستادگی مردمی در میدان شهدای ذهاب رشت، جایی که گرمای تابستان با هیجان حضور تودهها درآمیخته است، روایتی متفاوت از عشق به خاک و همشهری میپیوندد. خانوادهای که نان کارگری میخورند، اما با قلبی گنجگونه، در ۱۷۰ شب پیاپی، نهتنها در صفوف تجمعات حضور داشتهاند، بلکه با کمترین امکانات و بیشترین ایثار، به تپشِ قلب این میدان، آب خنک و امید بخشیدهاند.
از میان سفرهی کارگری تا میزبانی از مردمان
وقتی صحبت از سختیهای اقتصادی و نان کارگری میشود، شاید بسیاری تنها به فکر بقا باشند؛ اما این خانواده، در اقدامی که فراتر از هر معنای مادی است، نشان دادند که انسانیت، از جنسِ سخاوت است، نه از جنسِ ثروت. آنها با سادهترین ابزارها که همان کلمنهای آب، چند لیوان یکبار مصرف و سینیهای ساده است، گوشهای از میدان را به ایستگاهِ حیات تبدیل کردهاند.
در حالی که خستگی و گرمای طاقتفرسای تابستان، توان بسیاری را میگیرد، این خانواده با حضور در میان جمعیت، میان تجمعات، با لبخند و آب سرد، خستگی رفقای میدان را مینشاند. آنها نه برای نام، که برای اینکه نگذارند تشنگی، مانع ایستادگی و حضور مردمی شود، در میان جمعیت نشستهاند.
«هر چه در توانم است برای این خاک»؛ صدای مردی که نان کارگری میخورد اما دلش از پادشاهان بزرگتر است
پدر خانواده، مردی که دستانش از کارگری رنج دیده، با نگاهی نافذ و قلبی سرشار از وطنخواهی، میگوید: «درست است که شغل من ساده است و از راه کارگری نان میخورم، اما هر آنچه در توان دارم، برای این خاک و ایرانم میگذارم. این امکانات کوچکی که داریم، در برابر فداکاری و ایستادگی مردم ما، حقی نیست که بخواهیم ادعا کنیم؛ ما فقط میخواهیم در کنارشان باشیم.
انگیزهای از جنس همبستگی؛ وقتی تشنگی مردم و گرمای تابستان، دلیلی برای حرکت میشود
این حماسه تنها یک تلاش فیزیکی نیست؛ بلکه برآمده از یک حس عمیق همدردی است. دختر خانواده، که در کنار پدرش این مسیر ۱۷۰ روزه را پیموده، از لحظه شکلگیری این ایده میگوید: وقتی دیدیم مردم در این گرما و زیر تابش خورشید، از شدت تشنگی و خستگی به سختی در میان جمعیت میمانند، ناخودآگاه به ذهنمان رسید که باید کاری کنیم. ما همیشه پای این خاک هستیم و در میدان، کنار همشهریهایمان ایستادهایم. برای ما، نه خستگی معنا دارد و نه گرما؛ آنچه اهمیت دارد، دیدن لبخند آرام مردمی است که در کنار هم ایستادهاند.
این خانواده، درس بزرگی به همه میدهد؛ اینکه برای تغییر و خدمت، نیازی به ثروتهای عظیم نیست، بلکه داشتن قلبی که با درد مردم میتپد، کافی است. آنها در میدان شهدای ذهاب، با همان کلمن و لیوان ساده، نشان دادند که عشق به وطن، در سادهترین و خالصترین شکل خود، میتواند حماسهساز باشد.