زنگ خطر برای درختان کرج/پای ۱۵ هزار اصله درخت در میان است
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، این روزها اگر سری به برخی خیابانها، بوستانها و عرصههای سبز کرج بزنیم، با صحنهای مواجه میشویم که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت؛ درختان تنومندی که سالها بخشی از سیمای شهر بودهاند، خشک شده یا در آستانه نابودی قرار گرفتهاند و در برخی نقاط نیز خبرهایی از قطع درختان به گوش میرسد.
در پاسخ به چرایی این اتفاق، معمولاً یک جمله تکرار میشود؛ درخت خشک شده بود، آفت زده بود یا درخت بیمار بود. اما پرسش اصلی اینجاست که چرا تعداد درختان خشکشده و آسیبدیده به اندازهای رسیده که موضوع به یک مطالبه عمومی و حتی هشدار مدیریت شهری تبدیل شده است؟
وقتی یک درخت تنومند در یکی از خیابانها، بوستانها یا باغهای کرج از بین میرود، تنها یک تنه چوبی و چند شاخه حذف نمیشود؛ بلکه بخشی از سرمایه طبیعی شهر از دست میرود. درختی که برای رسیدن به قامت امروزش سالها زمان نیاز داشته، با یک نهال چندساله جایگزین نمیشود و آثار زیستمحیطی، بصری و حتی اقتصادی از بین رفتن آن را نمیتوان صرفاً با کاشت چند نهال جبران کرد.
این نگرانی حالا در شورای اسلامی شهر کرج نیز بهصورت جدی مطرح شده است. علیرضا رحیمی محمودآبادی، رئیس کمیسیون عمران و حملونقل شورای اسلامی شهر کرج، در نطق پیش از دستور دویستوپنجاهمین جلسه رسمی شورا، وضعیت فضای سبز شهری را بحرانی توصیف کرد و نسبت به روند خشکشدن درختان در سطح شهر هشدار داد.
رحیمی با استناد به گزارشهای اولیه ارائهشده از سوی سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهری اعلام کرد که تنها در یک ناحیه از یک منطقه، بیش از هزار اصله درخت با بن بالا، خشک یا نیمهخشک شناسایی شده است؛ آماری که به گفته او، با تعمیم آن به مناطق مختلف شهر، میتواند ابعاد نگرانکنندهای از وضعیت فضای سبز کرج را نشان دهد.
به گفته این عضو شورای شهر، موضوع تنها مربوط به نهالهای تازهکاشتهشده نیست، بلکه بخش قابل توجهی از این درختان، درختان تنومند و چندینسالهای هستند که دههها برای رشد آنها زمان صرف شده است.
در این میان، خشکشدن درختان چنار اهمیت ویژهای دارد؛ درختانی که سالهاست با هویت باغشهری کرج گره خوردهاند و بخشی از سیمای تاریخی و طبیعی این شهر را تشکیل میدهند. رحیمی با اشاره به ویژگیهای چنار و مقاومت آن در برابر بخشی از تنشهای آبی و حرارتی، خشکشدن این درختان را موضوعی جدی دانست که نیازمند بررسی دقیق و تخصصی است.
اما مسئله مهمتر، یافتن پاسخ برای یک پرسش اساسی است؛ چرا درختان چندینساله کرج در چنین مقیاسی خشک میشوند؟
کمآبی و تنشهای حرارتی بدون تردید از عوامل مهم فشار بر پوشش گیاهی شهر هستند، اما نمیتوان همه موارد را صرفاً به شرایط اقلیمی نسبت داد. نحوه آبیاری، کیفیت آب، وضعیت خاک، هرس، مبارزه با آفات و بیماریها، شیوه نگهداری و حتی نظارت بر عرصههای فضای سبز، مجموعه عواملی هستند که باید در بررسی این مسئله مورد توجه قرار گیرند.
از سوی دیگر، اگر درختی واقعاً بیمار یا خشک شده باشد، این سؤال نیز مطرح است که آیا پیش از رسیدن به مرحله نابودی، اقدامات لازم برای حفظ آن انجام شده است یا خیر. درختان شهری برخلاف نهالهای تازهکاشتهشده، سرمایهای چندینساله هستند و حفظ آنها باید در اولویت مدیریت فضای سبز قرار گیرد.
رحیمی محمودآبادی نیز با تأکید بر ضرورت روشنشدن ابعاد این موضوع، خواستار ورود دستگاههای نظارتی و مدعیالعموم برای بررسی علت خشکشدن درختان و عملکرد مسئولان مرتبط در سالهای گذشته شد. او بهویژه بر ضرورت بررسی وضعیت درختان موجود در محوطه برخی دستگاهها تأکید کرد تا مشخص شود چه عواملی موجب از بین رفتن این سرمایههای ارزشمند شهری شده است.
این مطالبه میتواند نقطه شروعی برای یک بررسی جامع باشد؛ بررسیای که صرفاً به شمارش درختان خشکشده محدود نشود، بلکه مشخص کند هر درخت چرا خشک شده، چه مدت در معرض تنش قرار داشته، چه اقداماتی برای نجات آن صورت گرفته و در نهایت مسئولیت نگهداری و حفاظت از آن بر عهده چه مجموعهای بوده است.
از سوی دیگر، جلوگیری از تکرار این وضعیت نیازمند تغییر نگاه به توسعه فضای سبز است. کاشت نهال بهتنهایی نمیتواند جایگزین درختان تنومندی شود که از بین رفتهاند، لازم است انتخاب گونههای گیاهی با توجه به شرایط اقلیمی کرج، منابع آبی، ویژگیهای خاک و میزان سازگاری درختان با تنشهای محیطی انجام شود.
رحیمی نیز در همین راستا از شهردار کرج خواست برنامهای جدی برای توسعه فضای سبز و کاشت درختان مثمر و غیرمثمر متناسب با شرایط اقلیمی، منابع آبی و خاک شهر تدوین کند؛ برنامهای که هدف آن تنها افزایش آمار کاشت درخت نباشد، بلکه حفظ و ماندگاری این سرمایهها برای نسلهای آینده باشد.
کرج سالهاست با عنوان باغشهر شناخته میشود؛ عنوانی که حفظ آن بیش از هر چیز به درختان قدیمی و تنومند شهر وابسته است، اگر روند خشکشدن درختان ادامه پیدا کند و هر بار با عبارتهایی مانند خشک شده بود یا آفت زده بود از کنار آن عبور شود، ممکن است زمانی برسد که دیگر خبری از آن چهره سبز و باغشهری باقی نمانده باشد.
اکنون آنچه بیش از کاشت نهال اهمیت دارد، حفاظت از درختانی است که همین امروز در شهر وجود دارند؛ درختانی که جایگزینی آنها نه با چند نهال، بلکه با سالها زمان ممکن خواهد بود.