ایران در علوم انسانی اسلامی در جهان اسلام جایگاه برتر دارد/ موانع جذب دانشمندان ایرانی خارج از کشور باید اصلاح شود
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، به نقل از شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بخش نخست سخنان خود در همایش ملی «آیندهپژوهی و علوم انسانی؛ گامی به سوی توسعه و تعالی ایران» که در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی، بهویژه شهدای حوزه و دانشگاه و امام شهیدان، از دستاندرکاران همایش، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، دانشگاهها، استادان و پژوهشگرانی که با ارائه صدها مقاله به غنای این همایش افزودهاند، تقدیر کرد.
روایت شکلگیری ایده علوم انسانی اسلامی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با بیان خاطرهای تاریخی از شکلگیری ایده علوم انسانی اسلامی اظهار داشت: در سالهای ۱۳۹۵ یا ۱۳۹۶، در دیداری سهساعته با مرحوم دکتر احمد احمدی، عضو فقید شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایشان خاطرات مهمی از روزهای آغازین ستاد انقلاب فرهنگی بیان کردند.
وی افزود: مرحوم دکتر احمدی نقل کردند که روزی حضرت امام خمینی (ره) ایشان را فراخواندند و فرمودند علوم انسانی موجود در دانشگاهها پیوند چندانی با ارزشها و مبانی اسلامی ندارد؛ بنابراین بروید و از ظرفیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای تحول و اسلامیسازی علوم انسانی کمک بگیرید.
استاد خسروپناه ادامه داد: مرحوم دکتر احمدی نقل میکردند که پس از این دستور، خدمت آیتالله امینی (ره) در جامعه مدرسین رفتیم. ایشان با صراحت فرمودند که بدنه حوزه با علوم انسانی مصطلح آشنایی کافی ندارد و تنها شخصیتی که این مباحث را میشناسد و میتواند در این مسیر گرهگشا باشد، آیتالله مصباح یزدی (ره) است.
وی افزود: سپس خدمت آیتالله مصباح رسیدیم؛ ایشان نیز با کمال تواضع فرمودند باید با تأمل وارد شد و پیشنهاد کردند با تشکیل کارگروههای مشترک میان استادان حوزه و دانشگاه، گفتوگوهای بنیادین شکل بگیرد تا حوزویان با ماهیت و ساختار علومی نظیر جامعهشناسی، روانشناسی، اقتصاد، مدیریت و حقوق آشنا شوند و دانشگاهیان نیز با مبانی معرفتی اسلام پیوند برقرار کنند.
استاد خسروپناه خاطرنشان کرد: این جلسات مستمر که بیش از دو سال در قم و دانشگاه الزهرا (س) برگزار شد، پایه و بنیان تأسیس «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» را گذاشت؛ دفتری که بعدها به مؤسسه و سرانجام به پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تبدیل شد و منشأ آثار و برکات فراوانی در تولید علم دینی شد.
ایران؛ پیشگام در تولید علوم انسانی اسلامی در جهان اسلام
استاد خسروپناه با انتقاد از اظهارات برخی افراد که دستاوردهای علمی کشور در حوزه علوم انسانی اسلامی را نادیده میگیرند، تأکید کرد: بیانصافی است اگر بگوییم در حوزه علوم انسانی اسلامی کاری انجام نشده است. یادمان نرود در چه نقطهای بودیم و اکنون به کجا رسیدهایم.
وی افزود: بهجرئت عرض میکنم که امروز جمهوری اسلامی ایران جایگاه برتر و بیرقیب را در علوم انسانی اسلامی در سراسر جهان اسلام داراست.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به دیدارهای خود با برخی استادان و اندیشمندان خارجی تصریح کرد: این یک ادعای صرف نیست؛ بلکه استادان دانشگاه «یو.ام» (UM) مالزی، دانشگاه «شریف هدایتالله» جاکارتا در اندونزی، دانشگاهامالقری مکه و همچنین اندیشمندان مصری در دیدارهایی که با بنده داشتند، همگی تأکید کردند که هیچ کشوری به اندازه ایران در عرصه علوم انسانی اسلامی تولید علم، کتاب و مقاله نداشته است.
وی ادامه داد: روزگاری صحبت از علم دینی با تردید همراه بود، اما امروز صدها جلد کتاب و هزاران رساله، پایاننامه و مقاله در دانشگاههای تراز اول کشور همچون دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و انجمنهای علمی حوزه تألیف شده است.
آیندهپژوهی؛ تمرکز بر آیندههای محتمل و تصمیمگیری فعال
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه و با ورود به مبحث تخصصی همایش و تبیین رویکرد بنیادین به مقوله آیندهپژوهی گفت: نکته کلیدی این است که آینده صرفاً پدیدهای از پیشتعیینشده و در انتظار ما نیست؛ آینده چیزی است که باید درباره آن «تصمیم» بگیریم.
وی افزود: در حوزه آیندهپژوهی، ما نباید از یک «آینده قطعی و تکبعدی»، بلکه باید از «آیندههای محتمل» سخن بگوییم؛ چراکه این تصمیمات، ارادهها و اقدامات امروز ما هستند که آینده فردا را رقم میزنند و آن را میسازند.
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه آینده مطلوب، پیش از تحقق در فردا، در نظام تعلیم و تربیت امروز ساخته میشود، اظهار داشت: آینده جامعه ما در بستر نهادهایی، چون خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، محیطهای اجتماعی، نظام فرهنگی و بهویژه فضای مجازی که زیستجهان دوم همه ما به شمار میرود، پیریزی میشود.
تمایز آیندهنگری، آیندهگزینی و آیندهسازی
استاد خسروپناه با اشاره به لزوم تفکیک میان مفاهیم آیندهگزینی، آیندهسازی و آیندهنگری در علوم انسانی گفت: ما در آیندهپژوهی نه قائل به جبرگرایی هستیم و نه پیشبینیها را صددرصد قطعی میدانیم، زیرا تمام متغیرها در اختیار ما نیست.
وی افزود: از سوی دیگر، باید هوشیار باشیم که برخی نظریههای علوم انسانی غربی در ظاهر مدعی «توصیف» انسان محقق و موجود هستند، اما در باطن و حقیقت امر، به دنبال «ساختن انسان مطلوب» در چارچوب پارادایمهای خود برای آیندهاند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، آموزش و پرورش را زیرساخت اصلی آینده کشور خواند و افزود: متولیان فرهنگ و مهندسان اجتماعی باید آموزش و پرورش را زیرساخت بنیادین آینده بدانند؛ چراکه دیسیپلین تعلیم و تربیت، ریشه و مادر علوم انسانی است و هر تصمیمی در حوزه آیندهپژوهی و علوم انسانی، الزاماً باید با محوریت آیندهپژوهی در نظام تعلیم و تربیت اتخاذ شود.
علوم انسانی باید با تحولات جدید همراه شود
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه علوم انسانی لحظهبهلحظه در حال دگرگونی است و نباید در گذشته متوقف شود، به رشتههای نوظهور اشاره کرد و گفت: تکرار سرفصلهای ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته خطاست.
وی افزود: امروز با دو مصداق نوین روبهرو هستیم: «علوم انسانی شناختی» و «علوم انسانی دیجیتال». استادان و پژوهشگران باید توجه کنند که میان «دیجیتالسازی علوم انسانی» با «علوم انسانی دیجیتال» تفاوت ماهوی وجود دارد؛ در کشور ما دیجیتالسازی منابع و ابزارها رخ داده، اما تا تحقق علوم انسانی دیجیتال و علوم شناختی با پشتوانه حکمی، هنوز فاصله داریم.
تغییر ریل شورای عالی انقلاب فرهنگی به سیاستگذاری آیندهساز
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اقدامات شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی طی ۱۵ سال گذشته و زحمات استادان در بازنگری برنامههای درسی ۱۵ رشته دانشگاهی تصریح کرد: این اقدامات ارزشمند، تنها آغاز راه است. شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای تحول باید از سیاستگذاری واکنشی و منفعل به سمت «سیاستگذاری آیندهنگر و آیندهساز» حرکت کنند.
استاد خسروپناه در بخش مهمی از سخنان خود، با تکیه بر اطلاعات میدانی، به ریشهیابی موانع تحول در گروههای علمی دانشگاهها پرداخت و تأکید کرد: برخلاف تصور رایج، بیش از ۸۰ درصد مشکلات و موانع توسعه رشتهها در محیطهای دانشگاهی، ناشی از دعواهای سیاسی چپ و راست یا اصلاحطلب و اصولگرا نیست؛ بلکه ما گرفتار انحصارها، تعصبات پارادایمی و دعواهای مکتبی در علوم انسانی هستیم.
وی در تشریح این معضل گفت: بهعنوان نمونه، اگر بخواهیم رشته نوین «روانشناسی شناختی» را تأسیس کنیم، گرایشهای سنتی و حاکم در گروههای روانشناسی در برابر آن مقاومت میکنند. همین انسداد در اقتصاد و فلسفه نیز حاکم است؛ گروهی که طرفدار اقتصاد کلاسیک هستند اجازه طرح اقتصاد دگراندیش یا غیرکلاسیک را نمیدهند، یا استادان فلسفه قارهای مانع طرح فلسفه تحلیلی میشوند و بالعکس. سیاستگذاری آیندهساز باید این بنبستهای مکتبی را بشکند.
دانشگاه؛ کارگاه انسانسازی و تربیت انسان حکیم
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی غایت نهایی علوم انسانی و محیطهای آکادمیک را انسانسازی دانست و خاطرنشان کرد: دانشگاه از طریق تحول در علوم انسانی باید به کارگاه واقعی ساخت انسان تبدیل شود؛ انسانی که در تراز تمدن اسلامی، «انسان حکیم» و برخوردار از زیست «حکمتبنیان» باشد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با بازتعریف مفهوم حکمت اظهار داشت: حکمت بر سهگانه «عقلانیت، فضیلت و خدمت» مبتنی بر توحید استوار است. انسان تربیتشده در این مکتب، حتی اگر در خارج از کشور زیست کند، قلبش برای اعتلای ایران میتپد و هویت ایرانی ـ اسلامی در تاروپود وجود او نهادینه شده است.
لزوم بهرهگیری از ظرفیت دانشمندان ایرانی خارج از کشور
وی با تأکید بر ضرورت شجاعت در دفاع از منافع ملی و انتقاد از موانع قانونی بهکارگیری دانشمندان ایرانی خارج از کشور گفت: نباید به بهانه قوانین قدیمی و تحمیلی قانون انگلیسی دوره پهلوی اول، نخبگان و دانشمندان وطندوستی را که تابعیت کشور دیگری دارند، اما مشتاقاند سالانه چند ماه بهعنوان هیئتعلمی وابسته یا ثابت به دانشگاههای کشور خدمت کنند، محروم کنیم.
وی افزود: نفوذ دشمن اتفاقاً نه از مسیر این نخبگان علمی شفاف، بلکه بیشتر از مجرای چهرههای متظاهر صورت میگیرد. در دولتهای شهید رئیسی و دکتر پزشکیان پیگیر اصلاح این قانون بودهایم؛ چراکه کشورهای توسعهیافته با جذب تابعیتها رشد علمی میکنند و ما نیز نباید خود را از توان فرزندان دانشمند این مرزوبوم محروم سازیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موانع ساختاری در جذب ظرفیتهای علمی ایرانیان مقیم خارج از کشور گفت: ما اکنون در سطح جهان دانشمندانی داریم که از نخبگان برجسته علمی کشور به شمار میروند و حقیقتاً عاشق ایران هستند. آنها صراحتاً اعلام میکنند که میخواهیم سالی سه تا چهار ماه به کشور بازگردیم و در دانشگاهها بهعنوان «عضو هیئتعلمی وابسته» خدمت و تدریس کنیم؛ حتی برخی از آنها میگویند حاضرند بهصورت «هیئتعلمی ثابت» برگردند، اما ما به آنها اجازه نمیدهیم.
وی با انتقاد از ریشههای قانونی این ممنوعیتها تصریح کرد: متأسفانه اجازه نمیدهیم از توان علمی این افراد استفاده شود، آن هم صرفاً به خاطر قانونی که گمان میکنم در سال ۱۳۱۸ خورشیدی توسط انگلیسیها بر کشور ما تحمیل شد. جالب اینجاست که چنین قانونی حتی در خود انگلستان و آمریکا نیز وجود ندارد؛ امروز بخش عمدهای از علم و فناوری در آمریکا و انگلیس را همین افراد با تابعیتهای گوناگون به پیش میبرند و رشد میدهند، اما ما خودمان را از سرمایههای علمیمان محروم کردهایم.
استاد خسروپناه تأکید کرد: من بهخوبی میدانم که بلافاصله پس از این اظهارات، در برخی گروهها و محافل علیه بنده سخن خواهند گفت و موضع خواهند گرفت، اما اگر پای منافع ملی کشور در میان نبود، هرگز این حرفها را نمیزدم؛ ولی واقعیت این است که برای پیشرفت کشور و منافع ملی، باید این حقیقتها را گفت و این موانع غلط را اصلاح کرد.
هوش مصنوعی؛ بزرگترین آزمون پیشروی علوم انسانی
استاد خسروپناه در ادامه، هوش مصنوعی را بزرگترین آزمون پیشروی علوم انسانی خواند و تصریح کرد: پلتفرمهای هوش مصنوعی بر پایه الگوریتمها و کدهایی شکل میگیرند که برآمده از «ارزشها» (Values) و پارادایمهای سازندگان آن هستند. اگر منفعل باشیم، پس از وابستگی کامل، نظام حکمرانی ما ذیل الگوریتمها و ارزشهای دیگران مدیریت خواهد شد.
وی افزود: راهکار، نفی و تعطیلی فناوری نیست؛ به همین دلیل، در ابتدای حضور در شورا، اسناد ملی هوش مصنوعی و کوانتوم را تدوین و تصویب کردیم تا برنامه پنجساله آن ظرف سه سال محقق شود. ما زیرساخت سختافزاری (GPU) را تهیه میکنیم، اما باید خودمان «خالق» هوش مصنوعی بوده و کدنویسی و الگوریتمنگاری را مبتنی بر «حکمرانی حکمی» و ارزشهای بومی و اسلامی انجام دهیم.
لزوم تحقق سطوح آمادگی فناوری (TRL) در علوم انسانی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه آینده را باید «ساخت» نه اینکه صرفاً پیشبینی کرد، به ضعف کاربردیسازی علوم انسانی اشاره کرد و گفت: چرا علوم انسانی در جامعه ما ناکارآمد جلوه میکند؟ زیرا ما تنها در سطوح یک تا سه و نهایتاً چهار آمادگی فناوری (TRL) متوقف ماندهایم و به مقالهنویسی بسنده کردهایم.
وی افزود: تا زمانی که زنجیره TRL علوم انسانی را از سطح پنج تا ۹، یعنی بومیسازی، پیادهسازی در میدان و امتداد در صحنه عمل، طی نکنیم، علوم انسانی «روی زمین» نمینشیند و تحول عینی رقم نمیخورد. این امر نیز نیازمند همکاری شبکهای میان دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری است.
سهگانه علوم انسانی و جایگاه حکمرانی بهمثابه فناوری نرم
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با ارائه یک چارچوب معرفتشناختی، نقشه جامع تحول علوم انسانی را بر پایه تفکیک سه ساحت متمایز انسانی تبیین کرد و گفت: ما در تحول علوم انسانی با سه حوزه و دیسیپلین روبهرو هستیم که عدم تفکیک آنها موجب خلط مباحث، کژتابیهای علمی و در نهایت ناکارآمدی در صحنه عمل شده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با هشدار نسبت به تقلیلگرایی در علوم انسانی اسلامی تصریح کرد: در ساحت شناخت «انسان محقق»، یعنی انسانی که در جامعه، روانشناسی و بستر عینی وجود دارد، ابزار اصلی کشف واقعیات، «تجربه و روشهای تجربی و میدانی» است.
وی افزود: حواسمان باشد وقتی از علوم انسانی صحبت میکنیم، خیال نکنیم که همهچیز صرفاً تبدیل به علوم انسانی نقلی، قرآنی و روایی محض میشود. برای شناخت مسائل عینی، رفتاری و پدیدههای میدانی، آیات و روایات بهتنهایی جایگزین ابزار تجربی نمیشوند؛ متون دینی رویکرد و جهتگیری کلان معرفتی ما را متحول میکنند، اما کشف دقیق موضوعات و پدیدهها بر عهده عقل تجربی و مشاهدات میدانی است و نقش تجربه در این بخش، نقشی اکثریتی و اساسی است.
استاد خسروپناه با اشاره به دومین ساحت افزود: ساحت دوم، تبیین و توصیف «انسان مطلوب»، «خانواده مطلوب» و «جامعه مطلوب» است. در این ساحت، یعنی در تعیین غایات، ارزشها، بایدها و نبایدها و ترسیم انسان تراز، نقش «قرآن و سنت» حداکثری، محوری و بنیادین است. در اینجا البته از تجارب بشری نیز بهره گرفته میشود، اما منبع اصیل و هدایتبخش، وحی الهی و سنت معصومین (ع) است.
وی با معرفی رکن سوم بهعنوان حلقه مفقوده نظام علمی کشور اظهار داشت: مهمترین بخش، چگونگی «تغییر و انتقال انسان محقق و واقعیتهای موجود به سمت انسان و جامعه مطلوب» است. ابزار این تغییر چیست؟ این ابزار همان دانش و فناوری حکمرانی (Governance) است.
وی افزود: حکمرانی، فناوری نرمی است که فرایند تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب را مدیریت میکند و در این ساحت، «قرآن، سنت و عقل تجربی» بهصورت توأمان و همافزا نقشآفرینی میکنند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان خاطرنشان کرد: خلأ اصلی ما در نرسیدن به TRLهای بالا در علوم انسانی، ناشی از غفلت از دانش حکمرانی است. حکمرانی، فناوری نرمی است که باید به تمامی دانشکدهها تسری یابد و ما نیازمند رشتههای ترکیبی نظیر «اقتصاد و حکمرانی»، «تعلیم و تربیت و حکمرانی» و «روانشناسی و حکمرانی» هستیم تا تحول علوم انسانی در خدمت تعالی ایران اسلامی قرار گیرد.