سینمای ایران نه از کمبود سوژه که از نبود هویت رنج می برد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۲۱۱

سینمای ایران نه از کمبود سوژه که از نبود هویت رنج می برد

جالب است که شهرداری تهران، معاونت سینمایی و صدا و سیما از فیلمی حمایت می کنند که BBC و VOAهم؛ اگر سینمای ایران قرار است بی هویت باشد، همان بهتر که ...
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، علی اکبر رحمتی؛ بی شک فاصله سینمای ایران با آنچه که باید باشد، زمین تا آسمان است و بهتر است بگوییم سینمای کشورمان در همان سال های قبل از انقلاب باقی مانده است. سالهاست که به مجرد آنکه از فاصله سینمای ایران با سینمای انقلابی و از فاصله آرمان های آن با آرمان های مردم، سخن می گویی، عده ای که در آن برهه مسئولیت های فرهنگی را بر عهده دارند، با ذکر نام چند فیلم درصدد نفی این موضوع بر می آیند. ذکر نام چند فیلم آن هم فیلم هایی که با نگاهی دقیق تر خود نیز از جهاتی دچار خدشه است، اتفاقا تاییدی است بر همین فاصله.
 
در این وانفسا باید دعا کنیم که سینمای ایران نیز روزی همچون هالیوود باشد که لااقل به همان ارزش های باطل خود مقید است و برای بسط آن و ایجاد چالش برای مبانی مخالف ارزش های غربی هر سال ها میلیاردها دلار هزینه می کند. بی شک پیشینیان و پسینیان ما از سهم خود در سینمای انقلاب خواهند پرسید. سهم شاهنامه و رستم و سهراب از سینمای ایران چقدر است؟ سهم امثال بوعلی سیناها، زکریا، رازی ها و دکتر حسابی ها چه؟ حوادث مختلف تاریخی به ویژه تاریخ معاصر همچون استعمار، مشروطه، کودتاهای مختلف و صدها حادثه دیگر که برای هریک می توان ده ها فیلم ساخت، در کجای سینمای ایران قرار دارد؟ انقلاب اسلامی که دیگر خود حدیث مفصل دیگری است؟ نقش جهان آراها، کاوه ها، برونسی ها، و عاصمی ها در کجای سینمای ایران قرار دارد؟ سهم عاشورا و مهدویت و مفاخر و مصایبی که بر شیعه رفته چه؟ سینمای ایران نه از کمبود سوژه که از نبود هویت رنج می برد.
 
در این سینمای غرب زده معدود هنرمندان متعهد نیز به جبر دست اندرکاران سینما گوشه نشین شده اند. و یا با مشکلات صنفی ای دست و پنجه نرم می کنند که نهادهایی سینمایی که وظیفه رفع آنها را دارند، به حکم خط کشی های سیاسی در ایجاد آنها نقش داشته اند. از بازیگر جماعت انتظاری نیست. چرا که در سینمایی با تفکر غربی بازیگر بنده پول است و اگر نیاز باشد، هم آغوش بازیگران هالیوودی. بخش اعظمی از مشکلات متوجه مسئولان فرهنگی است. وقتی نگاه مسئولان غربی است کمیت و تکنیک های فیلم سازی و تعداد سینماهای ساخته شده ارزش پیدا می کند و ملاک ارزیابی عملکرد مدیران فرهنگی قرار می گیرد و محتوا به فراموشی سپرده می شود.
 
وقتی می توان فیلم هایی ساخت که تنها با عشوه های زنانه و عشق های مثلثی در پی جذب مخاطب هستند، چرا باید به سراغ سوژه ها و فیلم هایی رفت که نیاز به صرف هزینه و وقت بسیار دارد؟ وقتی می توان فیلم هایی ساخت که روشنفکران هورا بکشند و جشنواره های خارجی هم برای آن سر و دست بشکنند، چرا باید به سراغ فیلم هایی رفت که آنان را دل آزار کند. چرا باید از آنان انتقاد کرد که برگزاری جشنواره فجر تحت الشعاع قرار گیردو احتمال تحریم آن وجود داشته باشد؟ مهم تعداد فیلم های ارائه شده به جشنواره فجر و برگزاری آن است.
 
محتوا هر چه بود، دیگر مهم نیست. . و در این میان توده متعهد خسته از سینما نیز برای مقابله ناچار است به فیلم هایی با حداقل معیارها اکتفا کند و از فیلمی حمایت کند که هر چند از جهاتی به عنوان نماینده آنان معرفی شده است، اما خود مبلغ فرهنگ غربی و ترانه های مبتذلی چون «سوسن خانم» است. بی شک یکی از دلایل رویگردانی توده های مردم از سینما، رویگردانی سینما از اخلاق است. و قطعا این یکی از علل توجه مردم به سینمای مذهبی و معدود فیلم های ساخته شده در این حوزه است.
 
«سينماي ايران گرفتار بحران هويت است و اين بحران به اين دليل ايجاد شده كه سينما از مردم و غايات فرهنگي آنان دور است.» ( شهید آوینی)
 
بی شک به میزان نزدیکی سینما به فرهنگ ایرانی و اسلامی، مردم نیز به آن اقبال نشان خواهند داد و این در گرو تغییر نگاه مسئولان فرهنگی است.چرا که «سينما شايد آنچنان كه هست مسلمان شدني نباشد، اما مي توان آن را به خدمت اسلام در آورد و اين وظيفه اي است گران بر گرده ما» ( شهید آوینی)
پربازدیدترین آخرین اخبار