گل؛ اعتیادی که هنوز هم خیلیها آن را جدی نمیگیرند!
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، در سالهای اخیر، تغییر شکل و شیوه عرضه روانگردانها و مواد مخدر باعث شده مواجهه نسل جوان با اعتیاد نیز تغییر کند.
دیگر الزاما با تصویری سنتی از مواد و مصرفکننده مواجه نیستیم؛ برخی مواد با بستهبندی و ظاهر متفاوت، در جمعهای دوستانه و با ادبیاتی که خطر آن را کوچک جلوه میدهد، دستبهدست میشوند.
در این میان، گل به یکی از موادی تبدیل شده که درباره آن باورهای نادرست زیادی وجود دارد؛ از «اعتیادآور نبودن» گرفته تا این تصور که، چون منشأ گیاهی دارد، آسیب چندانی ایجاد نمیکند.
گل برای بخشی از جوانان هنوز در ذهنشان در ردیف مواد اعتیادآور قرار نگرفته است؛ مادهای که گاهی با عنوان «گیاهی»، «طبیعی» یا حتی «تفریحی» معرفی میشود و همین تصویر، نخستین دیوار دفاعی در برابر آسیبهای آن را کوتاه میکند.
شاید یکی از نخستین عوامل ساده، اما موثر در گسترش مصرف گل، تغییر ادبیات مواجهه با این ماده است. گل، واژهای آشنا، لطیف و حتی مثبت در زبان روزمره است؛ واژهای که در نگاه اول هیچ شباهتی به ادبیات رایج درباره مواد مخدر ندارد و همین تفاوت میتواند در شکلگیری ذهنیت افراد بیتأثیر نباشد.
گیاهی و بی خطر؛ باوری گمراه کننده
یکی از مهمترین عوامل، تصویر متفاوتی است که از این ماده ساخته شده است. وقتی یک ماده با عنوان «گیاهی» یا «طبیعی» معرفی میشود، ممکن است این تصور ایجاد شود که در مقایسه با مواد صنعتی، خطر کمتری دارد. در حالی که «طبیعی بودن» یک ماده به معنای بیخطر بودن آن نیست.
از سوی دیگر، حضور گل در برخی جمعهای دوستانه و مهمانیها، به تدریج آن را از یک «ماده مخدر» به یک «ماده تفریحی» تبدیل کرده است. فرد ممکن است نخستین بار نه با انگیزه مصرف مواد مخدر، بلکه با هدف تجربه یک حس جدید یا همراهی با دوستان، آن را امتحان کند.

محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، در گفتوگویی با بیان اینکه اجتناب از مصرف گل ضروری است، خاطرنشان کردهاست: ((به تمام خانوادهها توصیه میکنم، مانع مصرف گل در میان نوجوانان و جوانان خود باشند و به افراد توصیه میکنم از مصرف این ماده خودداری کنند. شروع مصرف ماده مخدر، یکی از آسیبزاترین مراحل مصرف در طول زندگی بشمار میرود.))
او در ادامه همچنین افزوده است: ((بسیاری از افرادی که فقط برای تجربه و آزمایش موادمخدر نسبت به مصرف اقدام میکنند، هرگز نمیتوانند مصرف آن را کنار بگذارند؛ هرچند برای ترک مصرف تمایل داشتهباشند. مصرف موادمخدر میتواند از نظر فکری و جسمی وابستگی ایجاد کند؛ به نحوی که وابستگی آزاردهندهای به مصرف یک ماده مخدر پیدا کنند.))
همین نقطه میتواند آغاز یک مسیر خطرناک باشد؛ مسیری که در آن مصرفکننده ابتدا خود را معتاد نمیداند، زیرا هنوز مصرفش را تفریحی تلقی میکند.
جوانان درصف اول آسیب پذیری
نوجوانی و اوایل جوانی دوره تجربه کردن، استقلالطلبی و تأثیرپذیری از گروه همسالان است. همین ویژگیها باعث میشود برخی نوجوانان و جوانان در برابر پیشنهاد مصرف مواد آسیبپذیرتر باشند
کنجکاوی یکی از دلایل شناختهشده شروع مصرف است؛ اما تنها دلیل نیست. فشار دوستان، تلاش برای پذیرفته شدن در یک گروه، تصور تجربه شادی یا آرامش بیشتر و حتی فرار از مشکلات خانوادگی و تحصیلی نیز میتواند فرد را به سمت مصرف سوق دهد.
در سالهای اخیر، فضای مجازی و پخش خانگی نیز به این معادله اضافه شده است؛ محتوایی که مصرف مواد را بدون نمایش پیامدهای آن و در قالب سبک زندگی جذاب، مهمانی، موسیقی یا سرگرمی نمایش میدهد، میتواند در تغییر نگرش مخاطب اثرگذار باشد.
زهرا عابدینی؛ سرپرست معاونت پیشگیری و درمان ستاد مبارزه با موادمخدر در گفتوگو با SNNTV با انتقاد از برخی تولیدات رسانهای و شبکه نمایش خانگی اظهار کردهاست: ((متأسفانه در برخی فیلمها و سریالها شاهد نمایش عادی مصرف سیگار و مواد روانگردان هستیم؛ موضوعی که میتواند پیامهای نادرستی به نوجوانان و جوانان منتقل کند.))

وی افزود: ((زمانی که شخصیتهای موفق، محبوب و برخوردار در آثار نمایشی در حال مصرف سیگار یا مواد روانگردان نمایش داده میشوند، ناخواسته نوعی عادیسازی و حتی تبلیغ غیرمستقیم این رفتارها شکل میگیرد که آثار منفی آن در جامعه قابل مشاهده است.))
مشکل اصلی اینجاست که نوجوان ممکن است با یک تصویر ناقص مواجه شود؛ لذت و هیجان مصرف دیده میشود، اما اضطراب، افت عملکرد، وابستگی یا مشکلات بعدی دیده نمیشود.
در چنین فضایی، آموزش صرفاً با گفتن «مواد مخدر بد است» دیگر کافی نیست. نوجوان باید بداند چرا ممکن است یک ماده در ابتدا جذاب به نظر برسد و چگونه همان تجربه اولیه میتواند به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شود؛ از این منظر، خانواده، مدرسه، رسانه و نظام سلامت همگی در پیشگیری نقش باید داشته باشند.
وقتی تفریح تبدیل به عادت میشود
مرز میان مصرف تفریحی و مصرف آسیبزا همیشه به سادگی قابل تشخیص نیست. ممکن است فرد ابتدا در فاصلههای طولانی مصرف کند، اما به مرور دفعات مصرف افزایش پیدا کند یا تصور کند برای آرام شدن، خوابیدن، فرار از فشار روانی یا حتی لذت بردن از یک جمع، به این ماده نیاز دارد.
در این مرحله، موضوع فقط «دفعات مصرف» نیست؛ بلکه رابطه فرد با ماده اهمیت پیدا میکند؛ اگر فرد برای رسیدن به یک حالت روانی خاص، فرار از اضطراب یا کنار آمدن با مشکلات زندگی به مصرف ماده وابسته شود، خطر وابستگی بیشتر میشود.
از سوی دیگر، سن شروع مصرف نیز اهمیت زیادی دارد. مغز نوجوان و جوان همچنان در حال رشد و تکامل است و به همین دلیل، مواجهه زودهنگام با مواد روانگردان میتواند نگرانیهای بیشتری ایجاد کند.
اینجاست که یک باور غلط دیگر اهمیت پیدا میکند؛ اینکه اگر فرد هنوز درس میخواند، سر کار میرود و زندگی روزمرهاش را اداره میکند، پس «معتاد» نیست؛ در حالی که اختلال مصرف مواد میتواند مدتها پیش از آنکه تمام زندگی فرد را مختل کند، شکل گرفته باشد
گل با مصرف کننده چه میکند؟
محمد علی فلاح زاده، روانپزشک و درمانگر اعتیاد در گفتوگویی درباره عوارض استفاده از ماده اعتیادآور گل، اظهار کرده است: ((این گیاه شامل دو نوع گونه «ساتیوا» و «ایندیکا» در جهان بوده و اقلیم رشد آنها متفاوت است. گونه گل ساتیوا در مناطق استوایی رشد کرده، میزان THC یا همان ماده مخرب آن کمتر و پادزهر آن بیشتر است، اما گونه گلی که در منطقه جغرافیایی ما رشد میکند (ساتیوا) دارای THC یا همان اثرات مخرب بیشتر بوده، بینهایت برای مغز مضر و حاوی پادزهر کمتر است.))

در واقع این ماده، میتواند بر عملکردهایی مانند حافظه، توجه، هماهنگی حرکتی و ادراک زمان اثر بگذارد. این آثار ممکن است در افراد مختلف شدت متفاوتی داشته باشد و به عواملی مانند مقدار مصرف، دفعات مصرف، سن شروع و ویژگیهای فردی وابسته باشد.
اما نگرانی فقط به آثار کوتاهمدت محدود نمیشود. مصرف مکرر و بهویژه شروع مصرف در سنین پایین میتواند با پیامدهای شناختی و روانی همراه باشد.
از سوی دیگر، نباید همه مصرفکنندگان را با یک نسخه واحد سنجید. برخی افراد ممکن است پیامدهای شدیدتری را تجربه کنند و در افراد دارای زمینههای خاص روانی، نگرانی درباره تشدید یا بروز برخی علائم روانپزشکی اهمیت بیشتری پیدا میکند
خانوادهها باید نسبت به نوجوان و جوان خود هوشیار باشند
یکی از دشوارترین بخشهای مواجهه با مصرف گل، تشخیص زودهنگام تغییرات رفتاری است. افت ناگهانی عملکرد تحصیلی یا شغلی، تغییر گروه دوستان، تغییر الگوی خواب، بیانگیزگی، مشکلات تمرکز، تغییرات رفتاری یا افت مشارکت در فعالیتهای معمول میتواند زنگ هشدار باشد؛ البته هیچکدام به تنهایی به معنای مصرف یا اعتیاد نیست و تشخیص باید توسط متخصص انجام شود.
مشکل زمانی ایجاد میشود که خانواده، تغییر رفتار را صرفاً به «سن نوجوانی»، «لجبازی» یا «رفاقتهای جدید» نسبت دهد و گفتوگو درباره احتمال مصرف را ماهها به تعویق بیندازد.
از سوی دیگر، برخورد خشن و سرزنشگر نیز لزوماً راهحل نیست. نوجوان یا جوانی که احساس کند قرار است صرفاً مورد قضاوت قرار بگیرد، احتمالاً مسئله را پنهانتر خواهد کرد.
در نهایت، مسئله گل فقط این نیست که «چقدر خطرناک است». پرسش مهمتر این است که چرا بخشی از جامعه هنوز خطر آن را جدی نمیگیرد؟
وقتی یک ماده مخدر با عنوان تفریح، آرامش یا تجربهای بیخطر وارد جمع جوانان میشود، علاوه بر برخورد جدی با فروشنده و مصرفکنند؛ باید با تصویر غلطی که از ماده ساخته شده نیز مقابله شود.
گل شاید برای بسیاری از مصرفکنندگان با یک «فقط یک بار» شروع شود؛ اما سیاست پیشگیری نباید منتظر بماند تا همان «یک بار» به عادت تبدیل شود.