جشن دانش آموختگی یا سالن مد؟!
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- فرنگیس حمزهیی؛ چرا باید در سالن های جشن های دانش آموختگی تعداد دختران چادری و محجبه به تعداد انگشت های دست برسد؛ در حالی که سالن مملو از دانش آموختگان و حتی خواهران و مادران آنها با پوشش های نامتعارف و صورت هایی چند قلم آرایش شده می شود؟
مسئولان حس نکردید طی این هفت سال به جای یاد دادن مطلبی بعضا مهمتر از درس خالی بود! عنوان هفت سال شاید ذهن مسئولان و دانشجویان برخی از دانشگاه ها را یادآوری کند که منظور ما از این عنوان چه بوده است؟ آیا دانش آموخته رشته پزشکی بعد از این همه سال فراگیری علم پزشکی، کار عملی و شب کاری های بیمارستان که ائمه اطهار و بزرگان دین فراگیری علم و کار و تلاش را نوعی مجاهدت می دانند، اما بعد از این مدت طولانی مجاهدت یک دانشجوی دکترا سالن جشن دانش آموختگی را که می توان به بهترین شکل برگزار کرد و رضایت خداوند را بدنبال داشته باشد به فضای نمایش مدل مو ، کراوات و پخش موسیقی های غیر متعارف تبدیل شود.
چرا در یک کشور اسلامی دانشجویان رشته دکترا که می بایست الگویی برای التیام دردهای روحی مردم و جوانان باشند، خود موجب رواج بی فرهنگی و بی توجهی به واجبات دینی که در جای جای آیه های قرآن به رعایت پوشش اسلامی کامل سفارش شده، این چنین ظاهر می شوند؟
آقایان و خانم های مسئول فرهنگی دانشگاه ها! آیا این دانش آموخته ایی که امروز وارد جامعه می شود با این چنین آرایش و مدل های مختلف مو، می تواند فردا در یک بیمارستانی ترویج دهنده ارزش هایی دینی در بین سایر همکاران و دانشجویان آنجا باشد؟ چرا باید پوشش اسلامی مثل چادر و مقنعه در بین برخی به سخره گرفته شود و جمعیت سالن های جشن فارغ التحصیلی از افرادی پر باشد که با پوشش های نامتعارف باعث تعدد اعصاب دیگران می شوند؟
چرا برخی ازخانواده ها با این مدل های مو باید در جشن های عمومی مثل دانش آموختگی فرزندانشان حاضر شوند، آیا واقعا قانونی برای این موضوع نیست؟ آیا روسا و مدیران فرهنگی که در این جشن ها سخنرانی می کنند چشمشان این دانش آموخته های بی حجاب که چشم و صورت و موهایشان هر کدام رنگ و مدلی بر آن نقش بسته را نمی بینند، چرا در این مسئله ضوابط و مقرراتی تعیین نمی شود شاید برخی به خود آیند که فضای دانشگاه یک فضای علمی و فرهنگی است، نه سالن مدل مو و عشوه گری.
چرا دانش آموختگان مقیم در این کشور زمانی که فارغ التحصیل می شوند با پوشش های مناسب مراسم خود را به پایان می رسانند، اما دانشجویان ایرانی که مسلمان هستند و صرفا در زمان به جای آوردن نمازهای یومیه خود پوشش کامل دارند، در سالن های جشن ها و مراسمات با وضعی کاملا متفاوت ظاهر می شوند، آیا این دوگانگی را از قرآن آموخته اند یا در پای ماهواره ها و اینترنت؟
مگر همان خدایی که سفارش به رعایت پوشیدن مو در هنگام نماز ها نموده همان خدا نیز نگفته که در مقابل نامحرمان مو و سینه و زیبایی هایتان را از نامحرمان بپوشانید که این برای شما بهتر است؟
در سال تحصیلی امسال متاسفانه برخی از دانشجویان ورودی جدید با شال هایی وارد دانشگاه ها می شدند که از عقب و جلو چیزی نمانده و فقط بالای سر آنها را احاطه کرده است، چرا باید فرهنگ سازی به گونه ای باشد که یک دانشجوی ورودی جدید آگاهانه با ناآگاهانه به خود اجازه می دهد در یک محیط علمی و فرهنگی با چنین وضعی ظاهر شود، واقعا دانشگاه ها در این رابطه مقررات و ضوابطی ندارند؛ البته هرچند آنهایی که بعضا هم با مقنعه وارد می شوند وضعی بهتر از آنها ندارند.
البته خود کارکنان دانشگاه ها هم از این امر مستثنی نیستند؛ چرا که بسیاری از آنها مخصوصا، نمی توان نگفت كه در بخش های آموزش خود را ملزم به رعایت پوشش نمی کنند و فکر می کنند چون مقنعه به سر دارند، کافی است، اما به مدل موها و رنگ هایی که از زیر مقنعه ها آویزان و ریخته می شود، کاری ندارد و انگار هم برخی از مسئولان از این وضع بدشان هم نمی آید و خود را ملزم به امر به معروف و نهی از منکر حتی به کارکنان و استادان خود نمی كنند.
مسئولان فرهنگی و روسای دانشگاه ها به جای شعار دادن ها و صرف هزینه های برگزاری جشن های که در آن از معیارهای دین زوده می شود، می بایست دانشجویان را متوجه شناخت اهداف اعلان شده شبکه های ماهواره ای و دست اندرکاران اصلی آنها، سوء استفاده از باورها و اعتقادات مذهبی مخاطبان و بررسی و تحلیل هجمه های فرهنگی این شبکه ها با حضور کارشناسان خبره در این عرصه به دانشجویان باشند.
دانشگاه که صرفا محل فراگیری درس و پاس کردن مطالب درسی نیست، آیا مسئولان فرهنگی دانشگاه ها خود را مقید به این کرده اند که یک نظر سنجی از میزان آگاهی دانشجویان از مفاهیم لیبرال فمینیستی، مفاهیم ضد اعتقادی همچون لائیسم، سکولاریسم و بهاییت انجام دهند؛ بنابراين به این نتیجه می رسیم که جای خالی تدریس کتاب های شهید مطهری در دانشگاه ها کاملا حس می شود.
آیا واقعا مسئولان فرهنگی این سخن رهبری که در ششم فروردین سال 81 عنوان کردند که وقتی روستاها و شهرهای افغانستان بر اثر موشک های آمریکایی ویران می شدند و ملت مظلوم افغانستان زیر بمباران آمریکایی ها دست و پا می زندند، یک استراتژیست نظامی آمریکایی اظهار داشت: اگر به جای بمب و موشک و راکت، CD های پورنوگرافی و منظره ها و ادبیات مهیج و شهوت انگیز را میان آنها ترویج کنید آن وقت کار بر شما آسان می شود.
برگزاری این جشن های با عدم رعایت موازین شرعی باید زنگ هشداری باشد برای روسا و مسئولان فرهنگی دانشگاه ها که با رصد، شناسایی و تبیین و اطلاع رسانی به موقع پیرامون هجمه های جنگ رسانه ای دشمن علیه جامعه اسلامی بخصوص قشر زنان و دختران که به واقع مادران آینده این نظام هستند، اقدام به آگاهی و بصیرت افزایی در شئونات اسلامی، بالابردن میزان اعتقادات دینی دانشجویان که با تاسی جستن از روش زندگی و پوشش فاطمه زهرا (س) روز به روز موجبات ارتقای ارزش های دین مبین اسلام را در فضای دانشگاه ها فراهم سازند.
با این تفاسیر نباید از فضای مدرسه و مهد کودک ها هم غافل بود؛ چرا که جای این سوال واقعا باقی است در محیط های مدارس ما چه می گذرد، ترویج ارزش های دینی و اسلامی در مدارس با کدام نهاد است؟
به غیر از مدرسه؟! که زمانی که دانش آموز وارد محیط دانشگاه می شوند و یک خود را به عنوان دانشجو می شناسد، هنوز به این فهم نرسیده که در یک محیط علمی مثل دانشگاه باید ضوابط شرعی دین را رعایت کنند.
چه بر سر مدارس ما آمده که خانواده ها فرزندان خود را کنترل نشده از حیث رعایت ضوابط فرهنگی و اجتماعی روانه دانشگاه می کنند، بدون اینکه چارچوب های فرهنگی و اجتماعی و دینی را به آنها آموزش دهند تا کی باید این بی اخلاقی ها و ناهنجاری ها ادامه یابد.
پرداختن به شئونات اسلامی در وهله نخست برعهده خانوادهاست، اما در صورت ناآگاهی ها، غفلت ها و کاستی های خانواده ها نهادهای فرهنگی جامعه می بایست برای این مهم برنامه داشته باشند و زمانی هم که وارد فضای مدرسه می شوند تک تک معلمان و مسئولان موظفند مسائل تربیتی، فرهنگی و اجتماعی را به دانش آموزان یاد دهند؛ البته متاسفانه این مشکلات زمانی رشد می کنند که مهد کودک های ما در سایه بی توجهی مسئولان انواع رقص ها را به فرزندان یاد می دهند و خانواده ها هم به جای تذکر به شهریه دادن ها اکتفا می کنند.
محیط مدرسه علاوه بر فراگیری درس و تعلیم الفبای فارسی به دانش آموز باید محلی برای فراگیری الفبای تربیت نیز باشد؛ چرا که دانش آموز مدت طولانی را در مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان می گذراند و اگر این مسائل در آنها رشد نکند، مسلما فرهنگ ها و موارد اجتماعی کاذب به او خورانده می شود، آنهم با رشد شبکه های ماهوارهای که امروزه با حجم وسیعی از آنها رو به رو هستیم.
عدم توجه به مسائل تربیتی چه از بعد فرهنگی و اجتماعی و چه از بعد دینی در محیط خانواده و مدرسه علاوه بر اینکه جوان را دچار دوگانگی های ارزشی و شبهات فکری و عقیدتی می کند، ضرر آن متوجه جامعه هم خواهد بود؛ چرا که فرد وارد محیط دانشگاه شده، اما مسائل اجتماعی، فرهنگی و دینی خود را آنطور که باید فرا نگرفته چه برسد به اینکه تابع ضوابط و مقررات دانشگاه هم باشد و آن خواهد شد که امروز در جشن های دانش آموختگی با آن رو به رو هستیم و مسئولان هم در اندیشه فقط بودجه گرفتن ها ... براي چه صرف می شود، زیاد مهم نیست!
دیگر جشن های دانش آموختگی با جشن های سینما که معمولا هم با چه وضع افتضاحی برگزار می شود فرقی ندارد؛ چرا که الگو گرفته از همان هاست که اگر نبود چرا باید شروع سال تحصیلی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با رقص مختلف شروع می شد؟ تئاترهای افتضاحی که در سایه بی توجهی ارشاد و خانه سينما اجرا شد، الگویی است برای همین رقص های مختلط، و جشن های سینما هم نوعی الگو برای جشن های دانش آموختگی دانشجویان مثلا رشته های دکترا در یکی از همین دانشگاه ها!