کد خبر:۱۵۰۸۳۷
گزارش «خبرگزاری دانشجو» از جوایز نوبل اقتصاد؛
برندگان نوبل اقتصادی امسال چه کسانی هستند؟
جایزه نوبل اقتصادی در سال 2011 میلادی به دو آمریکایی تعلق گرفت، در بیانیه بنیاد نوبل، تحقیقات این دو دانشمند در زمینه اقتصاد کلان علت اعطای جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۱ به آن ها اعلام شده و آمده است: این جایزه به علت تحقیقات تجربی در مورد ...
گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»؛ جایزه علوم اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل که به جایزهٔ «نوبل اقتصاد» معروف است، هر سال به پژوهشگران برجسته در علم اقتصاد اعطا میشود. برندگان این جایزه توسط آکادمی سلطنتی علوم سوئد انتخاب میشوند و هزینهٔ آن توسط بانک مرکزی سوئد تامین میگردد. آکادمی سلطنتی علوم موسسهای علمی و غیردولتی در کشور سوئد است که وظیفه انتخاب برند نوبل هاي فيزيک، شيمي و اقتصاد را برعهده دارد.
جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۶۸ و در سیصدمین سالگرد تأسیس بانک مرکزی سوئد بنیان نهاده شد و برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ به دو اقتصاددان آلمانی و نروژی داده شد. این جایزه برخلاف جوایز سایر رشتهها، براساس وصیت آلفرد نوبل تقدیم نمیشود و بخشی از جوایز پنجگانهٔ که توسط آلفرد نوبل پایهگذاری شد نیست. طبق وصیت وی، پنج جایزه بهطور سالانه در رشتههای فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و پزشکی، ادبیات و صلح؛ به افرادی تعلق میگیرد که بیشترین خدمت را به بشر کرده باشند.
روند اعطای جایزه نوبل اقتصاد در هر سال به این ترتیب است که ابتدا متقاضیان جایزه نوبل در کمیته نوبل آکادمی علمی رویال سوئد ثبت نام میکنند. کمیته نوبل مسئول انتخاب کاندیداها از بین تمامی ثبتنام شوندگان است. برنده یا برندگان نهایی جایزه نوبل اقتصاد با رأیگیری اعضای کمیته نوبل انتخاب خواهند شد. به برنده یا برندگان جایزه نیز يک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و 10میلیون کرون نروژ که معادل 3/1 میلیون دلار است، جایزه تعلق میگیرد.
از سال ۱۹۶۸ تاکنون ۶۹ کارشناس و پژوهشگر اقتصادی موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شدهاند که اکثریت قریب به اتفاق آنها آمریکايی بودهاند. از میان این ۶۹ نفر تنها یک نفر زن بوده است.
اسامي برندگان جایزه نوبل اقتصاد از سال 1969 تا 2010 میلادی به شرح زیر بوده است:
2010، پیتر دایموند، داله مورتنسون و کریستوفر پیساریزه
2009، خانم الینور اوستروم و آقای اولیور ویلیامسون
2008، پل کروگمن
2007 ، لئونید هارویکز، اریک ماسکین و راجر مایرسون
2006،ادموند فلپس
2005، توماس شیلینگ و رابرت آمان
2004 ، فین کیدلند و ادوارد پرسکات
2003، رابرت انگل و کلایو گرانجر
2002، دانیل کانمن و ورنون اسمیت
2001، جورج اکرلوف، میشل اسپنس و ژوزف استیگلیتز
2000، جیمز هکمن و دانیل مکفا
1999، رابرت ماندل
1998، آمارتیا سن
1997، رابرت مرتون و مایرون اسکولز
1996، جیمز میرلیز و ویلیام ویکری
1995، رابرت لوکاس
1994، جان هارسانیا، جان نش و رینهارد سلتن
1993، رابرت فوگل و داگلاث نورث
1992، گری بکر
1991 ، رونالد کوز
1990، هری مارکویتز، مرتون میلر و ویلیام شارپ
1989، تریژه هاولوم
1988، ماوریک آلایس
1987، رابرت سولو
1986، جیمز بوکانان
1985، فرانکو مودیگیلیانی
1984، ریچارد استون
1983، جرارد دبرئو
1982، جورج استیگلر
1981، جیمز توبین
1980، لاورنس کلین
1979، تئودور اسکالتز و سر آرتور لویس
1978، هربرت سیمون
1977، برتیل اولین و جیمز مید
1976، میلتون فریدمن
1975، لئونید ویتالیویچ کانتوروویچ و تجالینگ کوپمنز
1974، گونار میردال و فردریک آگست
1973، واسیلی لئونتیف
1972، جان هیکس و کنث آرو
1971، سیمون کوزنتز
1970، پل ساموئلسون
1969، رنجر فریچ و جان تینبر
جایزه نوبل اقتصادی در سال 2011 میلادی به «کریستوفر آلبرت سیمس» و «توماس سارجنت» از آمریکا تعلق گرفت. در بیانیه بنیاد نوبل، تحقیقات این دو دانشمند در زمینه اقتصاد کلان علت اعطای جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۱ به آن ها اعلام شده و آمده است: این جایزه به علت تحقیقات تجربی در مورد «متغیرهای علی و معلولی و اثرات آن ها در اقتصاد کلان» به آن ها داده شده است.
کریستوفر سیمس، سیاستگذار و نظریهپرداز در زمینه اقتصاد کلان آمریکا در سال 1942 در واشنگتن متولد شده است. او در سال ۱۹۶۸ دکترای خود را در رشته علوماقتصادی از هاروارد گرفت و پس از دو سال تدریس در آنجا از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ در دانشگاه مینوستا تدریس میکرد.
سیمس از سال ۲۰۰۴ استاد رشته اقتصاد و بانکداری دانشگاه پرینستون است. تحقیقات کریستوفر سیمس، بهویژه در زمینه «اقتصاد کلان و واقعیت» معروف است.
توماس سارجت نیز سیاست گذار و نظریهپرداز در زمینه اقتصاد کلان و اقتصاد پولی در ۱۹ ژوئیه ۱۹۴۳ در آمریکا متولد شده است. او از سال ۱۹۷۵ در دانشگاههای پنسیلوانیا و مینسوتا تدریس میکند و از سال ۲۰۰۲ تدریس در رشته اقتصاد و بازرگانی در دانشگاه نیویورک نیز به مسئولیتهای او اضافه شده است.
سارجت، در کنار روبرت ای لوکاس، از پایهریزان نظریه «اقتصاد کلان کلاسیک جدید» محسوب میشود. او مقالات تحلیلی بیشماری در زمینه «تئوری انتظارات خردمندانه» نگاشته و همراه با نایل والاس نظریه «ناکارآمدی سیاست» را تدوین کرده است. براساس این نظریه، یک سیاست پولی سیستماتیک و قابل پیشبینی، تأثیر بارزی بر اقتصاد ندارد.
سیمس یکی از مبلغان اصلی استفاده از «رگرسیون برداری» در اقتصاد کلان تجربی است؛ همچنین وی به توسعه نظریه سطح قیمت ها در حوزه مالی و نظریه «عدم توجه منطقی» کمک کرده است.
توماس سارجنت نیز نشان داده است که چگونه اقتصاد کلان ساختاری میتواند در تحلیل تغییرات پایدار در سیاست اقتصادی به کار رود. این شیوه میتواند زمانیکه خانوارها و شرکت ها انتظارات یک جای خود را با توسعه اقتصادی تطبیق می دهند، برای مطالعات روابط اقتصاد کلان به کار برده شود.
وی برای مثال به بررسی دوره پس از جنگ جهانی دوم پرداخته است؛ دوره ای که در آن بسیاری از کشورها در ابتدا تصمیم داشتند سیاست تورم بالا را اجرا کنند، اما در نهایت تغییرات سیستماتیک را در سیاست اقتصادی مطرح کردند و به نرخ تورمی پایینتر رجوع کردند.
کریستوفر سیمس روشی برای تحلیل اینکه چگونه اقتصاد تحت تاثیر تغییرات در سیاست اقتصادی و دیگر عوامل قرار میگیرد، ارائه داده است. سیمس و دیگر محققان برای مثال تاثیر افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی را مورد بررسی قرار دادند.
اگرچه سیمس و سارجنت جداگانه تحقیقات خود را انجام دادهاند اما تحقیقات آن ها از چند جهت مکمل یکدیگر است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰