کد خبر:۱۵۹۰۳۶
عاشورای حسینی؛ ادامه راه قیام فاطمی و حکومت علوی
حسین، قیام فاطمی علیه پیمانشکنان سقیفه را با بصیرت، درک کرده و شاهد خوندلها و مجاهدتهای پدر بزرگوارش جهت رهایی نهال نورسته دین خاتم از خطر انحراف بود.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»؛ حسین(ع)، وارث قیام شهادتطلبانه حضرت صدیقه طاهره (س) در برابر غاصبان خلافت و تحریفکنندگان مسیر امامت و ولایت و وارث 25 سال سکوت مظلومانه علی(ع) در برابر فتنهگران و منافقینی است که ریشه درخت اسلام، یعنی سرپرستی جامعه مسلمین را نشانه رفته بودند و مردمان سادهلوح و دنیاپرست آن زمان، گردشان حلقه زده و به گذشتهای که آفریده دروغگویی و ریاکاری این روسیاهان تاریخ بود، دل خوش داشتند؛ که فلانی یار غار پیامبر و آن یکی برادر همسر نبیاکرم (ص) بود. این یکی همسر نبی اکرم (ص) و آن یکی از مهاجرینی بود که در مکه همه چیز خود را به خاطر اسلام از دست داد و این یکی از انصار بود که با سینه گشاده، مسلمانان گریخته از شهر کفار (مکه) را پذیرفت.
حسین، قیام فاطمی علیه پیمانشکنان سقیفه را با بصیرت، درک کرده و شاهد خوندلها و مجاهدتهای پدر بزرگوارش جهت رهایی نهال نورسته دین خاتم از خطر انحراف بود. ايشان چهار سال و اندی حکومت علوی بر مدار عدالت و ایمان و استواری حق را لمس كرده و خستگیناپذیری جانشین بر حق پیامبر (ص) برای احقاق حقوق حقه مسلمانان و رهایی آنها از بندهای جهل و ظلمات شیطانی را به عیان مشاهده کرده بود.
امام سوم شیعیان (ع) ندای «فزت و رب الکعبه» علی (ع) در محراب مسجد کوفه را به گوش جان شنیده و با اعماق جان درک كرده بود. او درسآموز مکتب صلح امام حسن (ع) در برابر جهل و ناآگاهی مردمی بود که رفاه و دنیاطلبی را بر دفاع از فرزند پیامبر (ص) در برابر لشکر بیدین معاویه ترجیح داده و برق سکههای کثیف اموی چشمانشان را از دیدن حقیقت و درستی کور کرده بود.
حسین چندین سال مظلومانه بدعتهای معاویه در دین به اسم خلافت بعد از نبی اکرم (ص) را تاب آورد؛ چرا که هنوز عمق فریبکاری و دروغگویی خاندان ابوسفیان ملعون برای مردم مشهود نبود، اما بناگاه معاویه تصمیمی تلخ و شوم گرفت و فرزند زشتکارش را که برای همه مردم بیدینیاش محرز و آشکار بود و در عیان شراب میخورد و میمون باز و زناكار بود، نامزد حکومت بعد از خود کرد.
در اینجا دیگر صبر جایز نبود. باید کسی کاری میکرد و نمیگذاشت سکان اداره جامعه اسلامی به دست فردی بیفتد که در نهان و آشکار خلاف آن عمل میکرد؛ بخصوص که یزید بشدت در صدد بود با گرفتن بیعت از امام حسین (ع) به حکومت ناحق خود مشروعیت ببخشد، اما دیگر سکوت و تحمل جایز نبود. باید قیامی سرخ و خونین اتفاق میافتاد تا جامعه مسلمانان را از خواب و غفلتی که به مانند مرگ، همه اندیشههای اسلامخواهی و دینخواهی آنها را به یغما برده بود، بیدار کرده و از توطئهای شوم که میرفت تا تیشه بر ریشه اسلام بزند، جلوگیری كند.
حسین (ع) به حکم وظیفه شرعی که از جانب خداوند بر عهده داشت؛ برای هدایت مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر و جهت احیای سنت پیامبر خاتم (ص)، نمیتوانست حکومت چنین مرد شریری بر مسلمانان را تاب آورد و نظارهگر فروپاشی ارکان مستحکم اسلام باشد، بنابراین حج را برخلاف توصیه غافلان و بیخبران واگذاشت و به سمت کعبه دلها، کربلا حرکت کرد.
حسین در قربانگاه خویش، عزیزترین یاران و نزدیکان خود را به تیغ عداوت و کینه سفاکترین انسانهای تاریخ سپرد تا هر کدام چراغی در راه ارشاد مردمی باشند که از ظلم و ستم ظالمان به تنگ آمده و نمیتوانند یوغ استعمار و استکبار را بر گردن خود تحمل کنند.
خون شهدای کربلا تا ابد هدایتگر و روشنگر راه کسانی است که حاکمیت حقیقت و عدالت را طالبند و برای شیطانصفتان، تهدیدی است که به هیچ روش نمیتوانند آن را از میان بردارند؛ شاید بتوانند خانه خدا و مناسک حج را به نام جنایتکاران روسیاه تاریخ يعني وهابیون غاصب و خیانتکار و خاندان ملعون سعودی بنویسند، اما هیچگاه نخواهند توانست جوشش خون حسین (ع) در عاشورا و کربلا را خاموش كنند و دلهای عاشقان آن را حتی با عملیات خرابکارانه و بمبگذاری و شهید كردن زائران این بارگاه عظیم ملکوتی، لحظهای از قبله آمالشان منحرف كنند.
امروز قیام حسینی عبرتی است برای مسلمانان در کل جهان که مرگ سرخ بهتر از تن دادن به زندگی ذلت بار تحت لوای ستمکاران و جنایت پیشگان است که «هیهات من الذله» مرامی حسینی است و شور حسینی نیز میطلبد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰