کد خبر:۱۵۹۰۴۴
این روزها درد اختلاس به مراتب کمتر است از وبای بیاعتمادی
درد دارد وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع بستهای و این روزها درد اختلاس به مراتب کمتر است از وبای بیاعتمادی که طمع نابخردان شیوعش داد!
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، بهاره مقدم؛ وقتی بودجه کشور خرج شود برای همایشی که طی آن به بهترین توالت های عمومی تندیس تعلق گیرد، اکوسیستم دریاچه ارومیه و مهاجرت کلاغ های چندین صدساله اصفهان به حاشیه می رود و صدای کسی در نمی آید که چرا در شب شهادت دردانه علی بن موسی الرضا (ع) صدا و سیما یک خط در میان آهنگ آنچنانی پخش می کند!
رسانه فرهنگ ساز ما که هنوز از درک فرق آرایش و گریم عاجز است به اسم برنامه کودک هر لودگی و موسیقی غربی و آواز بانوان را به خورد ملت می دهد و آن وقت شرک و باربی و اسپایدرمن برنوشت افزار کودکانمان جولان می دهند و بزرگترها خودخواهانه انتظار دارند کودکان امروز، همت و باکری و بابایی و خرازی را بشناسند!
بانکداری اسلامی شعاری مان کی منطبق است با وام های میلیاردی و اسپانسر فلان تیم لیگ برتری شدن و ساختمان های لوکس و مجللشان؟! که بعد می نشینیم در دودوتاچهارتای زندگی مان محاسبه می کنیم که کجای کار را غلط رفتیم که گره هامان گشودنی نیست؟
وقتی فوتبال شرم می کند از وقاحت بازیکنان یاغی تا خرخره غرق در چند صد میلیون، باید هم مرد میدان های دیروز فکه و شلمچه و دهلاویه تا صبح با سمفونی سرفه های دردناکش غزل عاشقی بخواند و کسی درخانه اش را هم نزند که عمو...مرده ای یازنده؟!
وقتی همه ذوق می کنند برای موفقیت های «جدایی نادر از سیمین» و رسانه قول می دهد سری جدید ساختمان پزشکان تولید شود، کلاهمان را بگذاریم بالاتر و یاد بگیریم هوس نکنیم مجموعه ها را رمز گشایی کنیم که در صورت دانستن تنها دردهامان مضاعف می شود!
وقتی بزرگترهای ما آنقدر ضعف در جامعه پذیر کردنمان داشته باشند که نتوانند مطابق معیارهای اصیل اسلامی ایرانی بارمان بیاورند، دانشگاه تک جنسیتی راه حل معضل بدحجابی می شود که نکند یک وقت به مسئولان بر سر راه تفکر حل این بحران فشاری، زحمتی چیزی وارد شود و پاک کردن صورت مسئله را علاج و درمان می دانند...
«تحصیل کرده» شده است داغی بر پیشانی نسل سوم از بس که در برابر پرسش های کلیشه ای «معرف و سابقه کار» کم آورده اند و آن وقت مدیران نالایق سفارش شده، میلیارد میلیارد از بیت المال بالا کشیدند و خودمانیم...در رفتند!
بدهکاریم به یکدیگر و به تمام اعمال نظرهای سلیقه ای مان که گاه مرز احساس و حقیقت را آنقدر باریک می کنیم که می شود آنچه نباید شود، انگار باید همیشه فتنه ای شود تا قدر با هم بودن و بصیرت را دریابیم.
ما شده ایم آدم های روزهای سخت و آداب کنار هم ماندن روزهای خوب را از یاد برده ایم! فرزندان روح الله که تا دیروز در یک جبهه علیه فتنه می ایستادند و جانشان در می رفت برای وحدتشان، این روزها کاندید احتمالی ریاست جمهوری معرفی می کنند و با حمایت های افراطی شان دیگر همسنگران غیر موافق را متهم می کنند به عدول از اصول امام!
و ما را چه شده که تا دیروز «مطیع امر رهبریم» مرز تمیز خودی از بیخودی بود و امروز، یا پسیم از فرمایشات حضرت ماه یا پیش ! آقا فرمود بیداری اسلامی، ادای روشنفکرها را در آوردیم که اسلام کجا بود، قیام نان است، بیداری انسانی!
آقا فرمود بیداری از تونس به تمام خاورمیانه خواهد رسید، در ظاهر مطیع اما در باطن تشکیک کردیم که چگونه می شود بیداری را به مصر و لیبی و بحرین کشاند!
آقا فرمود نبض فسادستیزی در قلب اروپا تپیدن خواهد گرفت و ما لبخند زدیم که مگر دستگاه اطلاعاتی استکبارجهانی بیکار نشسته که موج بیداری را خنثی نکند!
و قبول کنیم که گاهی نیستیم... آنچه را که اذعان می کنیم! و همسنگر ... نکند حال خواص بی بصیرت بشود فردای ما! که من و تو در عصر بی تپش، اصل حماسه ها را رقم زدیم، ما پنجاه و هفتی تر از نسل اول انقلاب جماران به آب دادیم امید فرستادیم، سجیل شدیم، نکند مسحور میوه ممنوعه شویم و سیاست بازی تبدیلمان کند به ... همسنگر!
نکند آیندگان در مورد ما هم بگویند: هرچه بودند، بودند، ملاک حال ا فراد است ...من تو باهم ...نه روبروی هم، در کنارهم باز هم سره را از ناسره باز خواهیم شناخت، کافی است بکوشیم تا عظمت در نگاهمان باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰