تردید نخبگان در رد یا پذیرش آیین «گل مالی عاشورا» در لرستان؛ تکلیف چیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۹۶۷۸

تردید نخبگان در رد یا پذیرش آیین «گل مالی عاشورا» در لرستان؛ تکلیف چیست؟

مردم لرستان در هر کجای دنیا هم که باشند حین از دست دادن یک عزیز، لباس و سر و صورت خود را گل مالی می‌کنند؛ این سنت با یک آیین دیگر به نام مراسم عزاداری برای شهدای کربلا در دهه اول ماه محرم عجین شده و به یک رسم همه‌گیر و فراموش نشدنی تبدیل شده است، اما هنوز رسانه‌ها و نخبگان فرهنگی در رد یا پذیرش آن تردید دارند.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، محمود کوماس‌جودکی؛ جامعه‌ای می‌تواند به آینده‌ پیش روی خود امیدوار باشد که بر پیشینه و داشته‌های خود واقف باشد، نقاط قوت و ضعف فرهنگ خود را بشناسد و همواره نخبگان فرهنگی و اجتماعی‌اش در پی کند و کاو در این داشته‌ها و پنداشته‌ها باشند.
 
می‌توان گفت که توسعه‌ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بدون تقویت بنیان‌های فرهنگی تقریباً ناممکن است، آیین‌ها و سنت‌ها نیز اگر تمام فرهنگ نباشند، جزء مهمی از آن به حساب می‌آیند، جزئی که اگر فراموش شود ستون‌های خانواده و اجتماع فرو خواهد ریخت؛ البته در برخی مواقع این آیین و سنن مخلوط با اشتباه و به عبارتی باورهای نادرست نیز مي شود که ضرورت دارد پویندگان و جویندگان فرهنگ در راستای اصلاح آن‌ها پیشگام باشند.
 
برویم سر جان کلام و نسبت و مناسبت را بهانه کنیم تا گذر از سنت و یا حفظ آن را در میان قوم لر در چند منظر بررسی نماییم:
 
مردم این دیار هماره در حفظ رسم زندگی گذشتگان‌شان کوشیده‌اند و تا جایی که توان داشته‌اند رسم زندگی پیشینیان را به آیندگان رسانده‌اند؛ می‌توان گفت كه سینه هر پیر لر زبان رسانه‌ای منحصر به فرد است که بخش قابل توجهی از فرهنگ و سنت این قوم را از یک نسل به نسلی دیگر منتقل می‌کند.
 
اما در عصر تبادل آنی اطلاعات، این رسانه‌ توان مقابله با دیگر رسانه‌های قدرتمند ارتباطی را ندارد و اثرگذاری گذشته‌ خود را تقریباً از دست داده است و به گفته‌ پیشگامان علم ارتباطات سهم تربیتی خانواده و وابستگان نسل‌های امروز به پایین‌ترین حد رسیده؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت کودکان متولد یافته‌ پس از نیمه‌ دوم قرن بیستم فرزند وسایل ارتباطی عصر خویشند و تنها یک نسبت از پدر و مادر خود به ارث می‌برند.
 
حال که بر قدرت رسانه‌های نوین واقف شدیم و می‌دانیم کارکرد اصلی آن‌ها در نهایت به یکسان‌سازی فرهنگی ختم می‌شود، آیا باید فرهنگ و سنت‌های گذشته را به موزه‌ها انتقال دهیم و پیوسته چشم و گوش‌مان در اختیار ابزار رسانه‌ای نوین قرار داده و همگام با دنیای ساخته شده از طرف آن‌ها روش زندگی‌مان را به روز کنیم؟ آیا سنت نیاکان در زندگی امروز ما کاربردی نخواهد داشت؟ چگونه باید از این برزخ حفظ یا رد سنت جام سالم به در ببریم؟
 
در همین لرستان خودمان زیبایی‌های سنت کم نیستند، اما آیا در زندگی نسل امروز کاربردی دارند؟ آیا «گل پمه» و «گل درو» در عصر زندگی ماشینی و روزگار روزمزدی جایگاهی دارد؟
 
نیک می‌دانیم که حس همدلی، تعاون و همکاری موجب تعالی روح و قوام جامعه می‌شود، اما آیا در زندگی یک جوان که وقتش براي صاحب کار و اداره‌ متبوعش است، زماني باقي می‌ماند که بخواهد بی‌چشم‌داشت، به فامیل یا همسایه کمک کند؟ آیا هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، اجازه‌ بجا آوردن تمام رسم و رسومات گذشته‌ عروسی را به زوج‌های جوان می‌دهد؟ آیا مشکلات و مصائب زندگی شهری امروزی به ما اجازه می‌دهد که همچون گذشته تا چهل روز ماتم‌زده‌ از دست دادن یک عزیز باشیم و سال‌‌های سال هر هفته به خاطر تسکین دل غمزده‌ خویش بر گرد مزارش جمع شویم؟
 
بیشتر بزرگان و بزرگسالان با شنیدن کلمه‌ «شونشینی» با یک سوز دردناک از نوستالژی گردهم‌آیی‌های شبانه‌ زمستانه خود صحبت به میان می‌آورند؛ به راستی چه چیزی موحب کاهش مهمانی‌ها و شب‌نشینی‌های امروزه شده است؟ گرانی؟ کمبود وقت؟ کمبود فضای منازل آپارتمانی؟ دور افتادن از اقوام و خویشان؟
 
هر چه هست نسل امروز به سمت جمع گریزی صوری سوق پیدا کرده و به یک اجتماع بزرگ جهانی و مجازی پیوسته است. خیلی از ما خیلی‌ها را می‌شناسیم و با خیلی‌ها دوست هستیم، اما با واسطه، واسطه‌ای به نام وسایل نوین ارتباطی.
 
اگر به صد سال گذشته برگردیم، محبوبیت‌ها و مشهوریت‌ها بسیار کم و آن هم از طریق نقل قول‌ به وجود می‌آمد تا جایی که بیشتر مردم یک جامعه در طول عمر خود حتی یک بار هم حاکمان و مسئولان جامعه عصر خویش را نه می‌دیدند و نه می‌شناختند، اما امروز اگر کودکی در دورافتاده‌ترین نقطه‌ دنیا با یک انگشت اضافه به دنیا بیاید در کمترین زمان همه دنیا او را خواهند شناخت.
 
البته سوالاتي كه در این بحبوحه‌ قدرت رسانه‌ها مطرح مي شود، اين است كه تکلیف سنت چه می‌شود؟ چه چیز از آن باید نگه داشته شود، چه مقدار از آن آداب و رسوم را باید بازآوری کنیم؟ آیا فرهنگ و آدابی که می‌خواهد جایگزین رفتارها و گفتارهای گذشته‌مان شود از قوام و دوام کافی برخوردارند؟ آیا ما را به سمت بهتر شدن و زندگی بهتر سوق می‌دهند؟
 
در بیشتر این موارد جوامع، بویژه جامعه‌ لرها دچار دوگانگی و حتی چندگانگی شده است؛ به عنوان مثال آیین عزاداری قوم لر در دنیا منحصر به فرد است. «گیس بریدن»، «دست پیچه»، «صورت خراشی و وی شر»، «لباس برعکس پوشیدن» و مواردی از این دست که زیان‌های جسمی و روحی به فرد وارد می‌کرد، در این عصر آگاهی، خود به خود و بجا از بین رفت، اما هنوز «گل مالی» یا همان «خره» بر قوت خود باقی است.
 
مردم لرستان در هر کجای دنیا هم که باشند حین از دست دادن یک عزیز، لباس و سر و صورت خود را گل مالی می‌کنند، این سنت با یک آیین دیگر به نام مراسم عزاداری برای شهدای کربلا در دهه اول ماه محرم عجین، و به یک رسم همه‌گیر و فراموش نشدنی تبدیل شده است، اما هنوز رسانه‌ها و نخبگان فرهنگی در رد یا پذیرش آن تردید دارند؛ به گونه‌ای که مراسم سنتی عزاداری همه‌ اقوام ایرانی در این دهه جایگاه خوبی در بین برنامه‌های رسانه‌های ملی و محلی دارد و فقط این سنت لرهاست که حتی در بخش اخبار نیز پخش نمی‌شود.
 
محققان و پژوهشگران این دیار تا به حال نیز به خود اجازه‌ پردازش و پژوهشی مناسب و درخور آن را نداده‌اند؛ اگر این سنت باید حفظ شود، چرا این‌گونه مهجورانه با آن برخورد می‌شود و اگر نباید حفظ شود باز هم چرا در مقابل آن سکوت کرده‌ایم.
 
این سنت اگر از لحاظ شرعی، بهداشتی و پزشکی مشکلی ندارد، پتانسيل ثبت در آثار میراث معنوی کشور و دنیا را دارد و می‌توان آن را بهانه‌ای برای جذب میلیون‌ها گردشگر فصلی به این دیار كرد؛ هنرمندان و عکاسان و مستندسازان قابلی در دنیا وجود دارند که دنبال این‌گونه سوژه‌های ناب می‌گردند و فقط به خاطر بی‌اطلاعی از این سوژه‌ منحصر به فرد چشم‌پوشی کرده‌اند.
 
در هر صورت باید تکلیف خود و فرزندان‌مان را با سنت روشن کنیم و در رد یا پذیرش این‌گونه آیین‌ها و سنت‌ها هر چه سریعتر به اقدامی شایسته‌ نیاکان و آیندگان‌مان دست بزنیم.
پربازدیدترین آخرین اخبار