وعدههای انتخاباتی و خانههای آباد نکرده!
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، بهزاد همتی؛ انتخابات با همه هیجان و جنجالهایش، نمادی باشکوه و واقعی از حکومتی مبتنی بر مردم سالاری دینی است. حکومتی که تصمیم گیرنده های اول و آخر آن خود مردم اند و رسمیت و مشروعیت خود را از مردم و جامعه گرفته است.
جامعه، جامعه ای بزرگ و فرصتها برای خدمت به این مردم، همواره و بی شمار است، اما خادم ملت بودن شرایط خاص خود را میطلبد؛ باید احساس تکلیف و وظیفه کرد، باید به نیروی اراده و ایمان مجهز بود، باید از میان مردم و برای مردم برخاست، باید نیازهای جامعه و مردم را شناخت و در جهت رفع نیازها و مشکلات مردم، ایثار و ازخودگذشتگی كرد و از خود برای ملت هزینه کرد، باید به قانون و هر آنچه که مشروعیت مردمی دارد متکی بود و از همه مهمتر باید جوان و سرشار از اراده و انرژی و ایده و حرکت بود.
در عرصه انتخابات، جوان بودن، خود یک مزیت بزرگ و راهی هموار جهت خدمت و خدمت رسانی است، جوانی همراه با تجربه و همراه با اراده، انگیزه ای تعالی یافته برای جامعه ای خواهد بود که در مسیر پیشرفت و توسعه گام برمی دارد.
بدون شک جوان بودن و اراده حضور مقتدرانه در رقابت انتخاباتی، خود امتیازی بزرگ برای جامعه ای است که مردمی و قانونمند بودن را با خود یدک میکشد؛ چرا که حضور جوان، توأم با انگیزه و هدف است، توأم با علم و عمل است و همراه با ایمان داشتن به سرمایه های انسانی که این بزرگی را در خود دیدهاند که در جهت ساختن جامعه ای آباد و آزاد، به عشق جامعه و مردم، از توان و سرمایه خود برای خدمت به خلق الله هزینه کنند.
همزمان با آغاز وعده و وعیدهای انتخاباتی و با وجود محرومیت هاي دائمی و بی شمار، خانه های آباد نکرده و بسیاري پروژه های رهاشده نیمه کاره و در نهایت ضعف و ناکارآمدی، برخی، صلاحیت و اقتدار توأم با بزرگنمایی را به رخ جامعه و همدیگر میکشند.
آیا وقت آن نرسیده که انتخاب فارغ از هرگونه خودخواهی و منافع طلبی و توأم با دلسوزی را سرلوحه اندیشه خود قرار دهیم؟ آیا وقت آن نرسیده که قدری در گذشته و امروز و فردا بنگریم و جهت علم به آنچه که باید میداشتیم، اما اکنون از نبود آن رنج میبریم تأمل کنیم؟
ما برای فردا و فرداهای جامعه خود چه داریم که به پشتوانه موجودیت آن با خیالی آسوده، برای آیندگان، آنچه را که نیازمند آنند بکاریم و برای آنان مروج روحیه ایثار و ازخودگذشتگی باشیم؟ ما که خود سرتا پا نیازیم، چگونه میتوانیم موانع و مشکلات سر راه آیندگان را برداریم؟ آیا وقت آن نرسیده که عرصه رقابتهای انتخاباتی را برای حضور موثر جوانان خالی بگذاریم و به نسل جوان این اجازه را بدهیم که نشاط و طراوت و اراده خود را در جامعه تزریق کند و اندیشه های جدید توأم با اتحاد و تجربه و تخصص و حرکت را سرلوحه اهداف هدفمند خود قرار دهند؟
زمان از حرکت باز نمیایستد، فرصتها اگر غنیمت شمرده نشوند، همه میسوزند و ما باید با اندیشه های آرمانی مانع این تباهی و سوخت و سوزها باشیم با اندیشههایی که تصویرگر جامعه ای است که قدر فرصتها را میداند، قدر سرمایه های انسانی خود را میداند، برای هر جوان برنامه و امکانات قائل است و با قدرت پیگیری، راه پیشرفت و تعالی را هموار میکند.
این اندیشهها، اندیشه جوانانی است که توان و انرژی دارند، علم و عمل آموختهاند، برای کسب تجربیات بیشتر بی قرارند و بدون شک خود طعم فقر و محرومیت را چشیده و این عقبماندگی ناشی از محرومیت را با تمام وجود حس کردهاند.
پس این فرصتها نباید از دست برود، باید تمام تلاش خود را برای استفاده و بهره برداری از فکر و اندیشه جوان به کار انداخت؛ چرا که فرهنگ عقب مانده و اقتصاد درمانده و سیاست پریشان و اجتماع سردرگم ما نیازمند تحولی وسیع و همه جانبه است و بیش از آنکه نیازمند برخی نماینده های امتحان پس داده باشد، نیازمند فکر و اراده و حضور جوانان است.
تا کی باید فکر و استعدادهای بی شمار جوان و جوانان ما، پشت صندوقهای رأی صرف رأی دادن به این و آن شود و خود از حضور در عرصه چنین رقابتهای حساس و سرنوشت سازی محروم باشند؟ تا کی جوان و جامعه جوان باید سرنوشت خود را به این و آنی بسپارد که بیش از آنکه مروج شایسته سالاری و عدالت اجتماعی باشند، با افکار و اعمال قومیتی و فردگرایی خود، بیشترین ضربات و محرومیتها را متوجه نسل جوان کردهاند؟
جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به جوان شدن دارد، نیاز به حضور موثر و مفید جوانان در عرصه انتخابات دارد، پس باید برای بها دادن به جوانان، برای رسيدن به خودباوری و برای خدمت به آینده و آیندگان، عرصه را جهت حضور جوانان مجرب خالی کرده و همراه با آنها و برای پیشرفت و اعتلای هر چه بیشتر جامعه، تلاش و ازخودگذشتگی كرد.
امروزه باید به جوانانی که در عرصه انتخابات وارد شده اند و با وجود کسانی که به هیچ وجه حاضر به خالی کردن میدان رقابت نیستند، جرئت حضور یافتهاند را پاس بداریم، به آنان اعتماد کنيم و با حمایت از آنها، نشان دهیم که به اعتلا و پیشرفت هرچه بیشتر جامعه خود میاندیشیم.
به امید آنکه روزی فرزندان و نسلهای دیگر ما از بند محرومیتی که ما گرفتار آن بودهایم رها شوند و جامعه ای مترقی و رفاهی عمومی را که مشخصه های آن شایسته سالاری و عدالت است را شاهد باشیم.