انتخابات، بهترین نوع گزینش سیاسی؛ آري يا نه؟
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، حامد روشنچشم، کارشناسارشد علومسیاسی، حکومت یکی از اصلی ترین ضرورت های جامعه است؛ به طوری که هر جامعه پیشرفته و متمدني دارای نوعی حکومت است؛ به اين ترتيب جوامعی که فاقد حکومت هستند، به طور مثال بیابان گردان و قبیله ها، هیچ کدام جزو جوامع توسعه یافته و متمدن به شمار نمی روند و حتی هیچ گونه تاثیرگذاری بر روند تاریخ ندارند.
از هنگامی که جوامع انسانی شکل گرفته نیاز به حکومت نیز به وجود آمده، هر چند نظریات گوناگونی در به وجود آمدن یک حکومت و به مفهوم کلی تر آن دولت وجود دارد كه از جمله می توان به خاستگاه الهي، زور، ژنتیکی، قرارداد اجتماعی و طبیعی اشاره كرد.
نکته مهم این است که حکومت یک امر اجتناب ناپذیر برای هر جامعه ای است؛ هر چند آنارشیست ها (ضد اقتدار) حکومت را شر مطلق و مانع آزادی انسان می دانند و در صدد ایجاد جامعه ای بدون حکومت هستند؛ البته تا کنون به هیچ صورت نظریات آنان شکل عملی به خود نگرفته است.
حکومت به عنوان عنصر اصلی در جامعه، اهداف را تعریف و آنها را پیش می برد و حکمرانان یا هيئت حاکمه نقش اساسی در آن ایفا می کنند.
سوالات اصلی که در این خصوص مطرح می شود، این است، افراد چگونه به مناصب حکومتی دست پیدا می کنند؟ به طور کلی تر مقامات سیاسی چگونه گزینش می شوند؟ مدل های گزینش سیاسی کدامند؟ آیا انتخابات شکلی از گزینش سیاسی است؟ و آیا این نوع گزینش بهترین شکل آن است؟
هدف از این مقاله نشان دادن فرآیند گزینش سیاسی و بررسی انتخابات به عنوان نوعی از گزینش سیاسی، همچنین نمایان کردن نقاط ضعف و معایب آن است.
در ادامه مدلی از مشارکت مستقیم در سیاست را بررسی خواهیم کرد.
گزینش مقامات سیاسی فرآیندی است که بوسیله آن افراد، مقامات رسمی را در نظام سیاسی بدست می آورند یا در نقش صاحب منصبان رسمی، اساساً در مقامات سیاسی و اداری ظاهر می شوند.
منصب داران آینده باید واجد شرایط مقاماتی که داوطلب آن هستند، باشند و نه تنها شرایط رسمی مانند شهروندی، محل اقامت، تحصیلات و غیره، بلکه شرایط غیر رسمی را نیز بر آورده سازند.
روشن است که آنها باید برانگیخته شوند و باید از منابع لازم مانند مهارت های مناسب، وقت و حمایت مالی برخوردار باشند؛ البته نظام سیاسی خود متغیری اساسی است که زمینه را برای فرآیند گزینش آماده می سازد و قوانین خاص خود را وضع می کند؛ این متغیرها با متغیرهای دیگر ترکیب می شوند تا آنچه پژوهشگران سیاسی با عنوان «ساختار فرصت» نام می برند، یعنی ترکیبی از ویژگی های شخصی که احتمال آن را که فرد معینی مقامی را جستجو کند و سپس آن را بدست آورد، افزایش یا کاهش می دهد.
اشکال مختلفی از گزینش مقامات سیاسی در تاریخ وجود دارد که می توان گزینش از طریق وراثت آن چنان که در رژیم های سلطنتی وجود دارد، گزینش از طریق اشرافیت یا مالکیت مانند مجلس لرد، گزینش از طریق تصفیه و نقشی که خشونت می تواند در گزینش سیاسی بازی کند، از قبیل هیتلر در سال 1934 هنگامی که دستور ترور رهبران مخالف را داد، تصفیه بزرگ استالین در دهه 1930 و تصفیه حزب کمونیست چین در انقلاب فرهنگی 1966-1969، باج خواهی، حمایت شخصی و جانشینی اشاره كرد.
در طول تاریخ تحولی شگرف در ماهیت گزینش مقامات سیاسی و به اصطلاح پیکار برای قدرت بوجود آمده؛ به طوری که در گذشته های دور و حتی در تاریخ معاصر افراد برای رسیدن به قدرت با یکدیگر به ستیز و جنگ بر می خاستند؛ سقوط شاه سلطان حسین آخرین پادشاه سلسله صفوی به دست افغان ها، نحوه به قدرت رسیدن نادر قلی خان افشار، سپس کریم خان زند و آقا محمد خان همگی نشان دهنده وجود عنصر ستیز جهت رسیدن به تخت سلطنتی است.
اساساً سازمان هایي که با یکدیگر پیکار می کردند، سازمان های نظامی شامل ارتش، سپاه و قشون بودند و ابزارهای این پیکار شامل شمشیر، توپ و تفنگ بود؛ همچنین میدان پیکار، میدان جنگ بود، در حالی که با گذر تاریخ، تاثیرگذاری عوامل گوناگون مانند اندیشه های مختلف، بخصوص اندیشه دموکراسی و استفاده از خرد انسان، این پیکار جهت بدست آوردن قدرت تغییر ماهیت داده و به صورت الگوی منظم در آمده است.
امروزه سازمان های پیکارجو شامل احزاب سیاسی، گروه های فشار و روشنفکران هستند. ابزارهای مورد استفاده آنان شامل مطبوعات، رسانه، پول و موقعیت اجتماعی است. میدان این نبرد عرصه انتخابات است و گروه ها و احزاب و افراد مانند ارتش با یکدیگر به پیکار برمیخیزند، اما در قالب و چهار چوب تعریف شده و ابزارهای از جنس خود.
به طور کلی عرصه پیکار سیاسی از ماهیت بی نظم به حالت قاعده مند دموکراتیک تبدیل شده است. با وجود این، فرآیند انتخابات، یعنی انتخاب از بین افراد برای مقامات سیاسی به وسیله رای مخفی معمولترین فرآیند مرتبط با گزینش سیاسی بعد از بوجود آمدن تفکرات دموکراتیک است؛ از این نوع فرآیند بیشتر در انتخاب رئیس قوه مجریه و اعضاي مجالس ملی استفاده می شود. در کشور ما نيز فرآیند انتخابات جهت گزینش اعضاي مجلس شورای اسلامی مورد استفاده قرار مي گيرد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران صورت پذیرفته است.
هر چند انتخابات در ایران از زمان شکل گیری اولین مجلس شورای ملی در سال 1285 ه.ق در زمان سلطنت قاجاریه صورت گرفت، اما بعد از به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی و کودتای محمد علی شاه (دوران استبداد صغیر) دوباره مشروطه پا گرفت و به عنوان بالاترین ارزش سیاسی و پیشرو در کل منطقه آسیا شناخته شد و مجلس را در راس امور قرار داد.
انتخابات، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 همان طور که از فرمایشات امام خمینی (ره) نمایان است، در راس امور مملکت قرار گرفت.
بیشتر انتخابات مستقیم هستند، از این جهت که آرایي که به صندوق ریخته شده، مشخصاً نتیجه را تعیین می کند، اما در موارد کمی انتخابات غیرمستقیم است، از این جهت که آرای ریخته شده به صندوق نمایندگی را افرادي که ظاهراً آگاهتر یا با تجربه تر از تمام رای دهندگان هستند، انتخاب می کنند و سپس این نمایندگان انتخاب نهایی را به عمل می آورند.
واحد اندازه گیری دموکراسی در هر جامعه ای بر مبنای دو شرط مشارکت و رقابت استوار است؛ به طوری که اگر در یک نظام سیاسی مشارکت بالا و همچنین رقابت بین گروه های مختلف و گاهاً متضاد صورت بپذیرد، میزان ظرفیت جامعه در برآورده کردن دموکراسی بیشتر خواهد بود. پس انتخابات شکلی از گزینش مقامات سیاسی است که امروزه در اکثر جوامع و بخصوص ایران اسلامی وجود دارد.
سوالی که در این راستا مطرح می شود این است که آیا بهترین نوع گزینش سیاسی، انتخابات است؟ انتخابات به چه اندازه برآورد کننده خواسته های افکار عمومی است؟
اینکه امروزه انتخابات، بخصوص مجلس، نماینده بهترین شکل گزینش سیاسی است، جای بحث ندارد؛ چرا که فرآیند انتخابات یک امر مقدس در نظر گرفته می شود.
بنده در این مقاله به جای پرداختن به نقاط قوت آن، که اندشمندان بزرگی در خصوص آن صحبت کرده اند، بیشتر به نقاط ضعف آن معطوف خواهم شد؛ از جمله معایب انتخابات نقش ثروت در آن است.
امروزه رای کالایی قابل فروش شده و برنده مزایده می تواند آن را خريداری کند. آشکارا عده ای ثروتمند، بازرگان یا سرمایه دار بزرگ آن را می خرند و در نهایت قدرت را در اختیار می گیرند. آنها از مطبوعات و تریبون ها بهره برداری می کنند تا حمایت آنان را برای سیاست های مطلوب خود بدست آورند. احزاب سیاسی با پول آنها فعالیت می کنند و اغلب سیاستمداران ابزار مناسبی در دست ثروتمندان هستند.
بریس، اندیشمند سیاسی بر اثر زیانبار «قدرت پول در سیاست» اشاره و تاکید كرده است که پول از کار قوه مجریه و مقننه جلوگیری می کند و دموکراسی را فاسد می سازد؛ شاید به عنوان نمونه بتوان به خریدن آراي یک منتخب مجلس جهت تصویب قانون خاصی و یا جلوگیری از رای دادن به تصمیم اشاره کرد.
اگر نمایندگان با قدرت پول انتخاب شوند، با همان قدرت و برای رسیدن به پول، در صدد حفظ جايگاه تلاش خواهند کرد و عملاًً قدرت پول و ثروت به عنوان مانعی در مقابل اراده ملت قرار می گیرد و آن را تطمیع می کند.
از دیگر معایب آن می توان به حکومت اکثریت، تضعیف اقلیت، شر سیاست حزبی و پیچیده شدن فرایند تصمیم گیری اشاره کرد.
نامزدهای انتخاباتی براي ترغیب رای دهندگان جهت تغییر رفتار آنها و بدست آوردن حمایت رای دهندگان از هیچ کوششی دریغ نمی کنند؛ از وعده های بی اساس، طرح ایده های غیر قابل دستیابی، استفاده از قدرت زبان به عنوان یک سلاح سیاسی استفاده مي كنند تا نیت خاص را انتقال دهند؛ به اين ترتيب شرکت در نشست های روشنفکرانه، شرکت در مجالس ترحیم و عروسی همه و همه فقط جهت ترغیب رای دهندگان است و در این میان هیچ چیز مقدسی وجود ندارد مگر حق رای و انتخاب افراد.
تجربه نشان داده است که اکثر انتخاب شدگان نمایندگان واقعی ملت نبوده، بلکه نماینده یک طبقه یا منافع خاص هستند و به جای تعهد به رای دهندگان به صورت یکجانبه عمل می کنند و این یکی از مهمترین نقاط ضعف دموکراسی انتخاباتی است که موجودیت آن را در معرض خطر قرار می دهد.
این معایب باعث کاهش مشارکت سیاسی شده و جامعه را بی روح و ایستا می کند؛ رایجترین راه تحمیل معنایی بر نتیجه یک انتخابات این است که آن را ایجادگر تعهد برای نامزد یا حزب پیروز تعبیر کرد. تعهد در واقع پاسخ نمایندگان به افکار عمومی که در راستای فرآیند انتخابات به برنامه ها و پیشنهادهاي آنها رای داده اند، است.
افکار عمومی مهمترین عامل تعیین کننده منافع واقعی مردم است که شاید برای نمایندگان، بعد از تصدی کرسی مجالس، از اهمیت کمتری برخوردار باشد. توجه به این امر مهم، اساس تشکیل دهنده ارزش جامعه است.
به نقل از ماکیاولی، پدر دوم علم سیاست «حاکمیت از آن مردم است و حکمران مردم، صدای مردم صدای خداست.»
آیا فرآیند بهتری از نمایندگی جهت اتخاذ تصمیمات امور مملکتی وجود دارد؟ مهمترین عامل برآورنده حاکمیت مردم در مشارکت مستقیم آنها در امر تصمیم گیری است؛ حالتی که در یونان باستان و شهر و دولت های آتن وجود داشت. مردم به دلیل شرایط خاص شهر و دولت ها و تعداد محدود جمعیت به راحتی می توانستند در خصوص سیاست های جامعه مشارکت و تصمیم گیری کنند، اما این امر به دلیل گسترش جوامع انسانی و افزایش جمعیت، بعدها در قالب امپراطوری های و دولت های ملی امکان نداشت؛ هر چند امروزه در کشورهایي مانند سوئد و سوئیس باز هم از مشارکت مستقیم استفاده می شود.
به لطف گسترش تکنولوژی در جوامع امروزی، بخصوص تکنولوژی ارتباطی امید آن می رود که در آینده بتوان با استفاده از ابزارهایي مانند اينترنت، مردم مستقیماً نظرات خود را در خصوص سیاست ها یا تصویب آنان اقدام کنند؛ هر چند این امر نیازمند یکسری از مقدمات و زیرساخت هاست مانند تامین امنیت اطلاعات، گسترش تکنولوژی ارتباطی و دسترسی همگانی، ولی با همه این موانع چشم انداز آن روشن است.