کد خبر:۱۶۵۹۹۸
جنبش وال استریت و آغاز زوال نظام سرمایه داری-بخش اول
جنبش تسخیر وال استريت تنها چالشی برای سیستم سیاسی آمریکا نیست بلکه نشانگر این واقعیت است که میلیونها نفر در آمریکا بر این باورند که نظام حاکم بر کشورشان از درون شکسته است و نمیتواند راهحلهایی برای رهایی از نابرابری و بیعدالتی پیدا کنند.
گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو» حسین شرفی: با پایان سال 2011 و آغاز سال میلادی بسیاری از رسانه ها و کارشناسان به بررسی مهم ترین تحولات سال میلادی که آن را سپری کردیم پرداختند. وقوع انقلاب های موسوم به بهار عربی و بحران های مالی اروپا در کنار رخدادهایی دیگر از جمله رویدادهای مهمی بودند که در سال 2011 شاهد آنها بودیم، رویدادهایی که پیامدهای آن در سالهای آتی نیز پا برجا خواهد ماند. یکی از مهمترین حوادث سال سپری شده رویداد جنبش وال استریت بود. جنبشی که پیشتر به چنین حجم و اندازه ای آن هم در جامعه آمریکا مسبوق به سابقه نبوده است.جنبشی که به گفته ی برخی کارشناسان نوک حملاتش به سوی نظام سرمایه داری حاکم بر ایالات متحده و جهان غرب می باشد.
در این نوشتار برآنیم با بررسی اجمالی این جنبش و ریشه های آن، تاثیر آن را بر نظام سرمایه داری حاکم بر غرب بیان کنیم.
وال استریت کجاست؟
وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محله منهتن کلانشهر نیویورک در ایالات متحده آمریکااست.
ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی است، در خیابان وال استریت قرار دارد. همچنین مرکز بزرگترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک، بازار بورس نزدَک، بازار بورس آمریکا، بازار بورس تجاری نیویورک و میز بازرگانی نیویورک در این منطقه قرار دارد.
جنبش موسوم به «وال استریت را اشغال کنید» نیز متاثر از اوضاع نامساعد اقتصادی آمریکا است که به سرعت توانست در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کند. اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود، به تجمع خود پایان نخواهند داد. خواستههایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگهای آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواستههای گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروهها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.
ريشه هاي قيام مردمي وال استریت:
در باب دلايل و رويكرد مردمي به انجام اعتراض هاي سراسري عليه نظام سرمايه داري در آمريكا كه در قالب جنبش تسخير وال استريت آغاز و با عناوين ديگر در ساير شهرها گسترش يافته، ديدگاه هاي مختلفي مطرح مي شود. برخي، تغييرات در ساختار فرهنگي و دروني جامعه آمريكا و برخي فوران ناهمگوني اجتماعي را مطرح مي كنند، برخي بر شرايط اقتصادي حاكم بر كشور و افزايش روز افزون فقر و گرسنگي و نياز 46 میلیون آمريكايي به كمك هاي دولتي را اولويت دانسته اند، برخي گسست ميان مردم و دولتمردان آمريكا را دليل اعتراض هادانسته و برخي نيز سياست خارجي و نارضايتي مردم از جنگ طلبي هاي دولتمردان و تزلزل موقعيت جهاني آمريكا را دليل اين اعتراض ها عنوان كرده اند.
وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محله منهتن کلانشهر نیویورک در ایالات متحده آمریکااست.
ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی است، در خیابان وال استریت قرار دارد. همچنین مرکز بزرگترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک، بازار بورس نزدَک، بازار بورس آمریکا، بازار بورس تجاری نیویورک و میز بازرگانی نیویورک در این منطقه قرار دارد.
جنبش موسوم به «وال استریت را اشغال کنید» نیز متاثر از اوضاع نامساعد اقتصادی آمریکا است که به سرعت توانست در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کند. اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود، به تجمع خود پایان نخواهند داد. خواستههایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی هست تا پایان بخشیدن به جنگهای آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواستههای گوناگون را به هم وصل کرده، این است که این گروهها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.
ريشه هاي قيام مردمي وال استریت:
در باب دلايل و رويكرد مردمي به انجام اعتراض هاي سراسري عليه نظام سرمايه داري در آمريكا كه در قالب جنبش تسخير وال استريت آغاز و با عناوين ديگر در ساير شهرها گسترش يافته، ديدگاه هاي مختلفي مطرح مي شود. برخي، تغييرات در ساختار فرهنگي و دروني جامعه آمريكا و برخي فوران ناهمگوني اجتماعي را مطرح مي كنند، برخي بر شرايط اقتصادي حاكم بر كشور و افزايش روز افزون فقر و گرسنگي و نياز 46 میلیون آمريكايي به كمك هاي دولتي را اولويت دانسته اند، برخي گسست ميان مردم و دولتمردان آمريكا را دليل اعتراض هادانسته و برخي نيز سياست خارجي و نارضايتي مردم از جنگ طلبي هاي دولتمردان و تزلزل موقعيت جهاني آمريكا را دليل اين اعتراض ها عنوان كرده اند.
برخي نيز اين اعتراض ها را ادامه سياست هاي جدايي طلبانه برخي ايالت ها مانند تگزاس و ويسكانسين مي دانندكه در ماه هاي اخير، مطالبات جدايي طلبانه خود را تشديد كرده اند و اكنون در قالب اعتراض هاي سراسري ادامه مي دهند. برخي نيز بر افزايش فقر در جامعه و فاصله شديدطبقاتي تأكيد دارند، چنانكه مردم در شعار خود تأكيد دارند كه ما،99 درصد فقير در برابر يك درصدثروتمند مي باشيم. با توجه به ديدگاه ها و نظريه هاي مطرح شده و سيرتحولات سياست داخلي و خارجي آمريكا در چند دهه اخير،ريشه هاي شكل گيري جنبش وال استريت وسقف مطالبات مردم آمريكا كه البته برخي از آنها با مطالبات مردم اروپا يكسان است، در چند محور قابل بررسي مي باشد.
افزایش نابرابری و بیعدالتی در ایالات متحده آمریکا را میتوان به عنوان یکی از دلایل اصلی این جنبش برشمرد. بحران اخیر بدهیها در این کشور و مخارج زیاد بخشهای خصوصی، عوامل دیگری هستند که در به وجود آمدن این جنبش مؤثر هستند. در واقع این موضوعات باعث شده تا طیف وسیعی از مردم (۹۹ درصد) راهی خیابانها شوند و اعتراض خود را نشان دهند.
سه دهم جمعیت ثروتمند آمریکا در ایالات متحده آمریکا شاهد رشد چهارصد درصدی درآمدشان بودند. این در حالی است که جمعیت ۹۹ درصدی باقیمانده شاهد میزان اندکی از افزایش درآمد هستند.
در حالی که این سه دهم جمعیت ولخرجیهای زیادی انجام میدهند و این درآمد را به طور غیرضروری هزینه میکنند جمعیت باقیمانده در طلب مطالبات خود هستند. در واقع این جمعیت از این عملکرد عصبانی هستند
جنبشی از جنس مردم:
افزایش نابرابری و بیعدالتی در ایالات متحده آمریکا را میتوان به عنوان یکی از دلایل اصلی این جنبش برشمرد. بحران اخیر بدهیها در این کشور و مخارج زیاد بخشهای خصوصی، عوامل دیگری هستند که در به وجود آمدن این جنبش مؤثر هستند. در واقع این موضوعات باعث شده تا طیف وسیعی از مردم (۹۹ درصد) راهی خیابانها شوند و اعتراض خود را نشان دهند.
سه دهم جمعیت ثروتمند آمریکا در ایالات متحده آمریکا شاهد رشد چهارصد درصدی درآمدشان بودند. این در حالی است که جمعیت ۹۹ درصدی باقیمانده شاهد میزان اندکی از افزایش درآمد هستند.
در حالی که این سه دهم جمعیت ولخرجیهای زیادی انجام میدهند و این درآمد را به طور غیرضروری هزینه میکنند جمعیت باقیمانده در طلب مطالبات خود هستند. در واقع این جمعیت از این عملکرد عصبانی هستند
جنبشی از جنس مردم:
به رغم وجود شایعات بسیار مبنی بر طراحی جنبش وال استریت توسط دموکرات ها، این جنبش بر خلاف جنبش تی پارتی که مورد حمایت جمهوری خواهان بود، هر دو حزب سیاسی آمریکا را مورد هدف قرار داده است. جمهوری خواهان پس از پیروزی اوباما با حمایت از ایده تی پارتی یا همان جنبش چای قصد داشتند از آن برای برنده شدن در انتخابات 2012 استفاده نمایند، اما به رغم همه انتظار آنها، تناقضات و مشکلات جامعه آمریکایی فضای جدیدی را در عرصه سیاسی این کشور پدید آورده است که تحت تاثیر آن، هر دو حزب حاکم مورد حمله قرار گرفته است.
در حقیقت جنبش وال استریت وضعیت سنتی گذشته آمریکا را به چالش کشیده و اعتراضی است به استیلای طبقه حاکم قدرت بر اقتصاد، سیاست و فرهنگ آمریکا. این رویداد که عمدتاً ریشه در نابرابری فزاینده و سرخوردگی از وضعیت بد اقتصادی دارد، وضعیت نظام حاکم آمریکا را به چالش کشیده و درصدد است فضای جدیدی فراتر از سلطه دو حزب حاکم ایجاد کند. معترضان این سوال را مطرح می کنند: چرا مادامیکه مردم به دلیل جاه طلبی های صاحبان ثروت و قدرت، به شدت با بی سابقه ترین بحران اقتصادی تاریخ آمریکا دست به گریبان هستند، دولت به جای توجه به توده مردم، مبالغ هنگفتی را تحت عنوان بسته های نجات به سرمایه داران اختصاص می دهد.
مردم می گویند چرا وقتی توده مردم به شدت با تبعات بیکاری بالا و افزایش هزینه ها دست به گریبان هستند، ملاکان، بانکداران و مدیران همچنان درآمد و حقوق و مزایای بالایی دارند. آنها خواهان وضع قوانین و مقررات بهتر در بخش مالی و اخذ مالیات بیشتر از این گروه ها هستند. پاتریک برونر سخنگوی معترضان معتقد است دموکراسی واقعی به دلیل نابرابری ثروت، به سرقت رفته است و اقلیت ثروتمند سلطه خود را به عموم جامعه تحمیل می کنند. در حقیقت فقر و شکاف طبقاتی مهمترین انگیزه مردم برای اعتراض به نظام حاکم است. پیوستگی مراکز مالی و سیاسی از دیگر مواردی است که مردم بدان معترضند.
چامسکی در این باره می گوید: اگر بخواهید رئیس کمیته ای در پارلمان یا کنگره و سنا شوید باید پول پرداخت کنید، این پول از همان موسسات مالی به دست می آید. بنابراین این روش سبب افزایش نفوذ موسسات مالی شده است. برای مثال پیش بینی می شود هزینه انتخاباتی هر نامزد در انتخابات 2012 فراتر از یک میارد دلار باشد که این مبلغ از سوی موسسات مالی تامین خواهد شد. تلاش برای اصلاحات در سیستم های سیاسی و مالی از دیگر مطالبات جنبش موسوم به اشغال وال استریت است که مراکز مالی را به عنوان بازوان سرمایه داری و عامل بدبختی خود می دانند. "دان دی بار" یک فعال ضد جنگ در این باره معتقد است: ساختار سیاسی غرب فاسد شده و در برابر نیازهای شهروندان خود پاسخگو نیست.
چامسکی نیز در این باره معتقد است نارضایتی دو سوم مردم آمریکا از کنگره، نشانه این است که سیستم درست عمل نمی کند و این حس وجود دارد که کنگره، رئیس جمهور و دیگر سازمان های مالی و اقتصادی به صورت اشتباه و نادرست عمل می کنند.
در مجموع برآیند این مسایل موجب بی اعتمادی جامعه آمریکایی به نظام حاکم شده است و این حس به سرعت در حال گسترش است که سرمایه داری اساسا نظامی مخالف دموکراسی و بر پایه استثمار بوده و کسانی که قدرت را در دست دارند در معنای بنیادی خود انگل هستند. معترضان به نظام سرمایه داری خواهان جامعه ای نوین بر پایه توازن قدرت و بازپس گیری ابزار قدرت از سرمایه داران و کنار گذاشتن تروریست های بانکی از سیستم تقسیم ثروت جهان هستند.
تحت چنین نگرشی با گسترش ابعاد اعتراض های مردمی، مقامات آمریکایی به شدت نگران این موضوع هستند که پیامدهای جنبش وال استریت جامعه آمریکایی را دستخوش بحرانی عمیق نماید. همین امر موجب شده برخی کارشناسان با تایید پیامدهای شگرف این جنبش بر آینده سیاسی آمریکا، این موضوع را به نوعی بن بست نظام سرمایه داری و آغاز روند اضمحلال آن بدانند.
ادامه دارد....
ادامه دارد....
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰